17 سال پس از حادثه یازده سپتامبر، تروریسم در نقاب مجاهدین خلق

پس از حمله تروریست های القاعده به برج های دوقلو در 11 سپتامبر سال 2001 و کشته شدن بیش از 3 هزار نفر از شهروندان نیویورکی، پژوهش ها، تعریف ها و توصیف ها از پدیده ای به نام تروریسم در ایالات متحده ی آمریکا شدت گرفت. برای نمونه، دپارتمان امنیت ملی دانشگاه کنتاکی شرقی به تعریف تروریسم می پردازد و آن را به پنج نوع مختلف تقسیم می کند:

1.تروریسم دولتی:  شامل اعمال تروریستی که یک دولت یا حکومت علیه دولت یا حکومت دیگر مرتکب می شود.

2.تروریسم مخالف: گروه های تروریستی که علیه حکومت خود شوریده اند.

3.تروریسم  چپ و راست: گروه هایی که ریشه های ایدئولوژیک دارند.

4.تروریسم مذهبی:  گروه های تروریستی که انگیزه های مذهبی افراط گرایانه دارند.

5.تروریسم جنایتکارانه: اعمال تروریستی که برای کمک به ارتکاب جنایت و منافع جنایتکارانه استفاده می شوند.

و اما سازمان مجاهدین خلق در کدامیک از این دسته ها قرار می گیرد؟!

برای پاسخ به این سوال باید هر کدام از انواع تروریسم که در بالا ذکر شد را در رابطه با تشکیلات مجاهدین خلق بررسی کرد.

شماره یک که از تروریست های تحت حمایت حکومت ها می گوید، درباره مجاهدین خلق با موارد دقیق و متقن صدق می کند. در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، مجاهدین خلق به نوعی”ارتش خصوص صدام” تلقی می شدند. دیکتاتور سابق عراق به آن ها پناهگاه، اسلحه، امکانات لوجستیکی و آموزش نظامی و حتی بخشی از دلار های نفتی را اهدا کرد تا علیه حکومت ایران و شورش های کرد ها و شیعیان عراق از آن ها بهره ببرد. اسناد موجود تردیدی درباره مورد اول باقی نمی گذارد. پس از سقوط صدام حسین، گزارش های فراوانی از کمک های مالی عربستان سعودی به مجاهدین خلق، منتشر شد و گاهی حتی گزارشی در ان بی سی نیوز از آموزش های نظامی و جاسوسی ستاد فرماندهی مشترک ارتش آمریکا به عوامل مجاهدین در ایالت نوادای آمریکا افشا شد.

نوع دوم تروریسم مصداق ظهور سازمان مجاهدین خلق از آغاز شکل گیری این جنبش است:  آن ها در آغاز بر علیه سلطنت پهلوی شوریدند و پس از انقلاب 57 هم علیه جمهوری اسلامی وارد جنگ شدند.

نوع سوم تروریست هایی هستند که اعمال تروریستی آن ها مبتنی بر یک ایدئولوژی سیاسی چپ گرایانه یا راست گرایانه است. مجاهدین خلق به عنوان یک گروه چپ با ایدئولوژی آمیخته به مارکسیسم و اسلام آغاز به فعالیت سیاسی و نظامی کردند. در ایدئولوژی چپ گرایانه مجاهدین، هدف وسیله را توجیه می کند و هر گونه اعمال تروریستی و خشونت و قانون شکنی اگر در راستای رسیدن به آرمان های ایدئولوژیک باشد، جایز و حتی ضروری محسوب می شود. مجاهدین خلق برای رسیدن به اهداف ضد امپریالیستی خود اقدام به قتل مقامات و شهروندان آمریکایی داخل ایران کردند و پس از انقلاب با متهم کردن جمهوری اسلامی به ارتجاع، قتل مقامات و شهروندان و حتی دانشمندان ایرانی را جایز دانستند.

در ایدئولوژی مجاهدین خلق –ملغمه اسلام و مارکسیسم که چندان هم قابل امتزاج نیستند– از مذهب هم به عنوان یکی از ابزار های سرکوب افراد عضو تشکیلات استفاده می شود. در تشکیلات مجاهدین خلق حجاب اجباری است، روابط زنان و مردان و مناسک مذهبی چون نماز و روزه و شرکت در عزاداری های مذهبی اجباری است. کنترل ها و رفتار های فرقه ای در مجاهدین خلق بسیار شبیه است به آنچه در گروه های مذهبی افراطی می گذرد.

مهم تر از آن، حمایت مجاهدین خلق از افراط گرایان مذهبی چون القاعده و داعش است. چنانچه در خاطرات همه افراد جدا شده از جشن بزرگی یاد شده است که پس از حمله یازده سپتامبر در قرارگاه مجاهدین خلق برگزار شد و مسعود رجوی با توزیع شیرینی میان اعضا از موفقیت اسلام ارتجاعی (اشاره به القاعده) گفت و وعده پیروزی اسلام انقلابی (اشاره به مجاهدین خلق) را داد.

نوع پنجم، تروریسم جنایتکارانه است که به هیچ عنوان از رفتار های تروریستی مجاهدین خلق قابل تفکیک نیست، غارت بانک ها و طلافروشی ها در فهرست اعمال تروریستی مجاهدین خلق غیر قابل انکار است. حمله به مواضع دیپلماتیک ایران در 13 کشور در نقاط مختلف دنیا در سال 1991 نیز از همین دست اعمال تروریستی است.

تهدید مجاهدین خلق – چه در فهرست تروریستی باشند چه نباشند، غیر قابل انکار است. این گروه تروریستی برای رسیدن به اهداف خود به هر وسیله و روشی دست می اندازد.

مزدا پارسی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن