جایگاه مجاهدین در افکار عمومی ایران و جهان

سازمان مجاهدین در دهه پنجاه با اعتبار بنیانگذاران سازمان وحمایت های کم وبیش اتقلابیون جایگاهی نسبتا مناسبی درمقایسه با دیگر سازمانها و گروهها در بین جوانان ودانشجویان داشت اما دیری نپایید که این جایگاه را از دست داد.
عوامل بحران محبوبیت مجاهدین را می توان اینگونه بیان کرد:
– التقاط اندیشه اسلامی با تفکر مارکسیستی
– برتری طلبی سازمان و خود کامگی رجوی
– ایجاد بلوای سیاسی در کشور در بحبوحه جنگ تحمیلی صدام
– آغاز عملیات تروریستی و کشتن مردم بی دفاع به اتهام داشتن افکار مخالف
– فرار رجوی از ایران به کشورهای حامی دشمن
– شیب تند کاهش محبوبیت سازمان در پناه گرفتن در خاک دشمن متجاوز و فروش اطلاعات به دشمن
– حمله نظامی به ایران با حمایت دشمن متجاوز در چند عملیات سرکوب شده
– همکاری اطلاعاتی نظامی با اسرائیل وامریکا
– فروش اطلاعات به کشورهای مرتجع منطقه
– پشت پازدن به ارزشهای دینی واخلاقی
– ایجاد محدودیت های شدید برای اعضا و هواداران خود
– عدم امکان برقراری ارتباط خانواده ها با فرزندان و وابستگان به دلیل شرایط بسته سازمان
– چرخش ۱۸۰ درجه ای در مواضع فکری وسیاسی از دشمنی با امپریالیسم تا همراهی وهمکاری تمام عیار با امپریالیسم
از عمده ترین عوامل سقوط سازمان است که در بین نسل اول و دوم انقلاب هیچ جایگاهی ندارند و در بین جوانان هم با روشنگری نسل های گذشته و باز خوانی گذشته سازمان جایی پیدا نکرد و امریکا واسرائیل نه برای تعیین کنندگی سازمان در ایران بلکه به دلیل دست خالی بودن در مقابل ملت ایران از سر استیصال هر از گاهی علَم آنان را علم می کند. و به محض پایان یافتن ضرورت به گوشه ای رها می سازد زیرا سازمان درافکار عمومی امریکا و اروپا با عملکرد مغایر با حقوق بشری خود هیچ جایگاهی نداشته و آنان را ناقض حقوق بشر و تروریست می دانند وامریکا به محض نیاز آنان را از لیست تروریست ها خارج کرد تا از آنان بیشترین بهره را ببرد و مریم رجوی برای حیات خود و حفظ روحیه از دست رفته اعضایش گاهی نمایش خیمه شب بازی با حمایت دشمنان ایران راه می اندازد و سناتوری یا یکی از صاحب منصبان را دعوت میکند تا دشمنان بهره لازم را ببرند و از طرفی نیروهای نا امیدش را بتواند در اسارت نگه دارد، اما او به خوبی میداند که با همه تلاش هایش قادر نیست به دلایل یاد شده بالا،ملت ایران را همراه سازد و از همین رو بناچار دست به دامن کسانی شده است که آنها را روزی دشمنان خلق میدانست،اگرچه از حمایت امریکا و همپالگی هایش طرفی نخواهد بست ‌و آلترناتیو سازی امریکا در حد یک ترفند سیاسی برای مصرف تبلیغاتی باقی خواهد ماند زیرا امریکا علیرغم تمایل شدید به براندازی نظام به فقدان جایگاه و بحران مشروعیت سازمان در ملت ایران آگاه است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.