عملکرد سازمان مجاهدین خلق

تصفیه های درونی خونین سازمان مجاهدین

تصفیه درونی یا از بین بردن عناصری که میتواند ماهیت سازمان تروریستی مجاهدین را زیر سئوال ببرد برای خیلی از افراد رهایی یافته از این فرقه شوم معنی و مفهوم خاص خود را دارد و با یک تفکر کوتاه به عمق مطلب پی می برند و فاجعه هایی که در داخل سازمان مجاهدین در طول این چند سال که از عمر نکبت بار آن میگذرد اتفاق افتاده به درستی احساس مینمایند.
سرکرده خائن فرقه رجوی که از زمان بدست گرفتن افسار این سازمان ضد بشری تنها به افکار پوچ خود می اندیشید و تمامی ابزار و انسانها را وسیله ای برای رسیدن به هدف خیالی خود که همانا حکومت به کشورمان میباشد را در سر میپروراند و برای همین خاطر در تمامی مقاطع این فرقه شوم هر فرد و یا وسیله ایی را که مانع دست یابی او به این نقشه شوم باشد را از بین می برد و می دانست که چون حامیان تروریستی اش هیچ سئوال و جوابی از او نخواهند داشت بنابراین با خیال راحت و آسوده به جنایتهای خودش ادامه میداد که قربان ترابی ها و یا آلان محمدی ها از جمله این قربانیان هستند. اکنون نیز که این سازمان تروریستی در مهد مثلا حقوق بشر قرار گرفته همچنان به جنایتهای خود در حق عناصرش ادامه میدهد و افرادی را که با اهداف شوم سرکرده این قبیله عصر حجری مخالفت و یا تناقضی دارند را براحتی از بین می برد که نمونه بارز آن مالک شراعی و اکنون نیز آرش پور غلامی میباشد.
براستی مالک شراعی و یا آرش پور غلامی چه اسراری از سازمان به اصطلاح مجاهدین می دانستند که اینگونه سر به نیست شدند؟
آیا سازمانی که ادعای حقوق بشری و دموکراسی در سطح بین المللی (که هیچ خریداری نیز ندارد حتی در بین هواداران اندکش که مزدور هستند) را دارد و خود را حافظ جان مردم ایران می داند! با مخالفین خود اینگونه برخورد می کند و آنها را به روشهای کاملا مشهود از بین می برد؟
چرا هیچ ارگان بین المللی که دائما ادعای حقوق بشری مینمایند در مورد کشته هایی مانند مالک شراعی و یا آرش پور غلامی و امثال آنها هیچ نظارتی نداشته و بیانیه ای صادر نمی کنند و تنها به دروغهای سران خائن فرقه رجوی بسنده می نمایند و این در صورتی است که تمام افراد جدا شده از این سازمان ضد خانواده آشکار در مورد این قتلها آماده شهادت می باشند؟
از آنجائیکه سران سازمان مجاهدین در عراق نیز براحتی و در زیر سایه اربابان تروریستی خودشان عناصر مخالف خودشان را از بین می بردند و هیچ جنبنده ای جرات اعتراض نداشت، اکنون در آلبانی نیز با عناصری که قصد جدایی از سازمان مخوفشان را دارند چنین می کنند تا مبادا این افراد مخصوصا مالک شراعی و آرش پور غلامی از خباثتها و جنایتهای آنها پرده بردارند و در سطح وسیع افشاگری نمایند. از طرفی سران فرقه رجوی که وعده سرنگونی رژیم تا بهمن 97 را به عناصرشان داده بودند و این امر نیز همانند خیلی از وعده های توخالی آنها محقق نخواهد شد، با ایجاد رعب و وحشت مجالی برای اعتراض دیگر عناصر باقی نمی گذارند و همانند دهه هفتاد که تصفیه های خطرناکی انجام داده بودند اکنون نیز به آن روی آورده اند.
کشتن مالک شراعی و اکنون آرش پور غلامی می تواند برای تمامی خانواده های آسیب دیده از فرقه رجوی زنگ خطری باشد که سران جانی این فرقه ضد بشری چون به پایان افسانه خود نزدیک می شوند لذا تصمیم به قتل عام عناصر خود گرفته اند و این خیانت و جنایت خود را با این دو نفر آغاز نموده اند، بنابراین بر تمامی خانواده های قربانی فرقه رجوی واجب است تا با ارسال ایمیل و نامه به مسئولین بی کفایت داعیه حقوق بشری آنها را از وضعیت نا به هنجار داخل سازمان تروریستی مجاهدین آگاه نمایند تا سران فرقه رجوی بدانند که خانواده ها نگران فرزندان خود بوده و از دسیسه های سران فرقه رجوی مطلع میباشند.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا