نقض حقوق بشر

افشاگری های روزنامه نگاران غربی درباره نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین

امروزه کافی است واژه MEK را در گوگل جستجو کنیم که به انبوهی از منابع بی طرف از روزنامه نگاران و فعالان مستقل درباره تشکیلات مجاهدین خلق دست یابیم. برخی از این افراد تحقیقات جامع و مفصلی درباره این گروه انجام داده اند و ماهیت واقعی آن را به خوبی افشا کرده اند. تازه ترین این مطالب را پل پیلار مامور سابق سازمان سیا در نشریه نشنال اینترست منتشر کرد.
پیلار نیز مقاله خود را در پی انتشار مقاله طولانی و پرجزئیات آرون مرات درباره مجاهدین خلق در گاردین نوشت، مقاله ی شش هزار کلمه ای که به گفته پل پیلار توسط تحلیل گری مجرب در امور ایران نوشته شده بود؛ آرون مرات سال ها مسئول بخش ایران در روزنامه اکونومیست بود. عنوان مقاله مفصل مرات که توجه بسیاری در رسانه های غربی به خود جلب کرد چنین بود: « ترویست ها، فرقه گراها یا قهرمانان دمکراسی ایران؟ داستان فوق وحشتناک مجاهدین خلق».
در میان جزئیات بسیاری که درباره ذات غیر دمکراتیک مجاهدین خلق در مقاله مرات عنوان می شود، جنبه های نقض حقوق بشر در این تشکیلات، گسترده و غیر قابل انکاراند. او گزارشش را با ماجرای سمیه محمدی آغاز می کند و از پدر و مادرش می نویسد که بیش از بیست سال است برای دیدار آزادانه با سمیه از هیچ تلاشی فرو گذار نکرده اند.
نویسنده گاردین نقض حقوق بشر را محدود به کسانی که درون فرقه گروگان گرفته شده اند، نمی داند؛ افرادی که از تشکیلات جدا شده اند نیز از حقوق اولیه پناهندگان در آلبانی برخوردار نیستند.
مرات اذعان می کند که پس از انتقال اعضای مجاهدین خلق به آلبانی تشکیلات زمینی در آن جا خریده و پایگاه جدیدی ساخته اما انتقال به آلبانی باعث موجی از جدایی ها شده است. وی می نویسد: «کسانی که برایشان مقدور بود توانستند به کشور های اتحادیه اروپا یا آمریکا فرار کنند اما در حدود 120 نفری که به تازگی از تشکیلات فرار کرده اند بدون داشتن حق کار یا مهاجرت در آلبانی مانده اند. من نزدیک به دوازده تن از این افراد که نیمی از آن ها هنوز در آلبانی هستند، صحبت کردم. آن ها می گفتند که فرماندهان مجاهدین خلق به طور سیستماتیک اعضا را مورد آزار و اذیت قرار می دهند – با استفاده از شکنجه، زندان انفرادی، ضبط اموال، جدا کردن از خانواده ها اعضا را تحت کنترل خود نگه می دارند تا مخالفت ها را خاموش یا از جدا شدن آن ها جلوگیری کنند. سخنگوی تشکیلات مجاهدین خلق در پاسخ به این اظهارات می گوید: این افرادی که به عنوان عضو سابق معرفی می شوند در بخشی از کمپین دیونمایی علیه مجاهدین خلق به کار گرفته شده اند.»
مرات بر این باور است که این ادعاهای مجاهدین خلق علیه اعضای جدا شده کذب است چراکه «شهادت های افرادی که تازه جدا شده اند، گزارش های پیشاز آن، از جمله دیدبان حقوق بشر را تایید می کند. در گزارش دیدبان حقوق بشرآمده است که اعضای جدا شده شاهد”ضرب و شتم، آزار روانی و کلامی، اعتراف اجباری، تهدید به مرگ و شکنجه که در دو مورد به مرگ انجامید، بوده اند.»
روزنامه نگار گاردین فهرستی مفصل و پرجزئیات از موارد نقض حقوق بشری که سران مجاهدین خلق علیه اعضا مرتکب می شوند، ارائه می دهد و در هر مورد نام فردی که شخصا مورد خشونت ورزی از سوی تشکیلات قرار گرفته است، عنوان می کند. این گزارش ها جنبه های گوناگونی از نقض حقوق انسان ها در تشکیلات مجاهدین خلق را روشن می کند از نشست های اعتراف و خودانتقادی، شکنجه های جسمی و روحی گرفته تا طلاق اجباری، سواستفاده جنسی از زنان توسط مسعود رجوی، عمل جراحی بیرون آوردن رحم و عقیم کردن زنان و زندان انفرادی. منوچهر عبدی، بتول سلطانی، زهرا معینی و فرشته هدایتی از جمله کسانی هستند که اظهارت آن ها به عنوان شاهدان عینی در این گزارش تحقیقی آمده است.
پس از ارائه شواهد کافی درباره ساز و کار نقض حقوق افراد در تشکیلات فرقه ای مجاهدین خلق، مرات به داستان سمیه محمدی باز می گردد. از وکیل خانواده محمدی نقل می کند که پلیس و سیستم قضایی آلبانی تحت نفوذ اطلاعات غلطی که مجاهدین خلق به آن ها می دهد، هستند. این وکیل به مرات گفته است: «وقتی که به اداره پلیس رفتم تا شکایت آن ها را ثبت کنم، افسران پلیس در حقیقت فرار کردند. آن ها می ترسند که شغلشان را از دست بدهند.»
او از رفتار خشونت آمیز عوامل مجاهدین خلق با مصطفی و محبوبه محمدی می نویسد: « آن ها مصطفی – و هر عضو سابقی که بر ضدشان صحبت کند— را به مزدوری و جیره خواری”رژیم ملاها” متهم می کنند. در 27 جولای، مصطفی پس از حمله چهار تن از اعضای رده بالای مجاهدین خلق در بیمارستان بستری شد. حمله کنندگان، که بر سر محمدی فریاد می زدند”تروریست” برای مدت کوتاهی بازداشت شدند. اما پس از آنکه گروه بزرگی از افراد مجاهدین خلق در اداره پلیس تجمع کردند، آزادشان کردند.»
و همچنین مرات درباره مصاحبه کذایی با سمیه محمدی که در آن پدر و مادرش را به مزدوری برای اطلاعات جمهوری اسلامی متهم می کند، می نویسد: « سمیه ای که عصبی به نظر می رسید، اخیرا در مصاحبه ای ویدئویی در پایگاه مجاهدین خلق گفت که مایل است در گروه بماند.»
پل پیلار در مقاله خود گزارش آرون مرات رابا مقایسه مریم و مسعود رجوی با رهبران فرقه های بدنامی چون جیم جونز، تکمیل می کند و در ادامه می نویسد: « خانواده ها از هم پاشیدند، همسران مجبور به جدایی شدند، و زنان اگر با مسعود رجوی ازدواج نمی کردند و متحمل تجاوز جنسی او نمی شدند، تهدید به مجازات و تنبیه می شدند. جزئیات تهوع آور در باره پایگاه مجاهدین در آلبانی ادامه دارد، از جمله ماجراهای عقیم کردن اجباری زنان و زندان انفرادی برای کسانی که احتمال فرارشان از تشکیلات وجود دارد. رییس سابق اطلاعات نظامی آلبانی می گوید که اعضای مجاهدین خلق در درون پایگاه آن به مانند گروگان هایی زندگی می کنند که در معرض خشونت روانی بیش از حد و تهدید به مرگ هستند.»
چنانچه شاهد آن هستیم و رسانه های غربی هم دائما در گزارش هایشان تایید می کنند، گزارش هایی که مبتنی بر سرکوب و خشونت در درون پایگاه های مجاهدین خلق است اندک نیستند و وجدان های آگاه باید وظیفه خود بدانند که برای متوقف کردن این خشونت ها اقدامات جدی بکنند.
مزدا پارسی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا