استراتژی خشونت طلبانه

پشته سازی ازکشته ها

هدف از تهیه و ارائه این مقاله، حرمت نهادن به روح انسان های بیگناهی است که در هر زمان از تاریخ و فارغ از رنگ و نژاد و مذهب در یک اجبار کور، به دست جنایتکارانی نظیر مسعود رجوی و چنگیز و هیتلر، جان خود را از دست داده اند.
تاریخ حمله چنگیز به ایران را سال ۱۲۲۰م (حدود هشتصد سال پیش) و تشکیل سلطنت نوادگان چنگیز (ایلخانان) در ایران را سال ۱۲۵۶ ذکر کرده اند. در فاصله این سالها، ایران زیر شدیدترین امواج نسل کشی های مغول قرار داشت. ایرانیان حداقل به مدت ۳۶ سال، به دست دو نسل از مغولان (چنگیز و پسرانش) نسل کشی شدند. در کمترین تخمین ممکن از سوی مورخان غربی، مغولان بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر ایرانی را به کشتن داده اند.
شاید مقایسه حمله مغول به ایران با نسل کشی مسعود رجوی را قیاس مع الفارق بدانید، اما در این مجال، من اثبات خواهم کرد که این دو، بی شباهت به هم نیستند.
ممکن است گفته شود که یورش مغولان و کشتار آنان در تاریخ بی سابقه نبوده و نیست. اسکندر مقدونی در ایران، خشایارشاه در مصر، ناپلئون در روسیه، ژولیوس سزار در سرزمین گل نیز جنگیده و از کشته پشته ساخته اند.
نسل کشی ایرانیان در فاصله زمانی نسبتاً دور بود، چنگیز برای فتح جهان می بایست بر سلطنت آسیای مرکزی غلبه می نمود. برخلاف دیگر حملات چنگیز، او سپاهیانش را سریعا روانه جنگ نکرد. بلکه گروهی از تجار را با هدایا به ایران می فرستد. اما نمایندگان محمد شاه، هدایا را ضبط و تجار را می کشند. و این شروع ماجرا بود.
جنگجویان مغول خشمگینانه خود را به دروازه ایران میرسانند. سپاهیان محمد شاه تصور می کردند که دیوارهای بلند و خندق های عمیق از آنها محافظت خواهد کرد. چنگیز هزاران نفر از ایرانیانی که به اسارت گرفته بود را به درون خندق ها می ریزد و بدین ترتیب پلی انسانی درست می کند.
مغولان از هر دیاری گذشتند از کشته ها پشته ها ساختند. منابع فارسی از کشته شدن 3 میلیون انسان در جنگ های چنگیز سخن گفته اند. ایران تا پیش از حمله مغول، تجربه های ناخوشایندی از کشتار مقدونیان، رومیان، اعراب، ترکهای آسیای میانه نظیر غزها و … از سر گذرانده بود، اما کشتار مغول با تجربیات قبلی ایرانیان کاملاً متفاوت بود!
ایران، سرزمین زلزله هاست و متاسفانه هر از چند گاه زلزله، موجب تخریب شهر و روستاها می شود. اگر تهاجمات قبل از مغول، بسان زلزله های ۴ تا ۸ ریشتری بودند، حمله مغول به ایران بسان زلزله ای با ابعاد ۱۰ ریشتر با کانون خراسان بزرگ بود و پس لرزه های قدرتمندش، بارها و بارها ایران را زیر و رو کرد.
کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود! که خونین‌ترین درگیری انسان در طول تاریخ است. این آمار شامل تمامی افراد نظامی و غیر نظامی، هلوکاست، انفجارهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و تمامی عملیات نظامی در اروپا و شرق دور است که در جنگ جهانی دوم کشته شدند. اگر این آمار را مد نظر بگیریم از لحاظ نسبت جمعیتی، حدود ۲ تا ۳ درصد جمعیت جهان طی جنگ جهانی دوم از میان رفتند. تنها در صورتی که کل تلفات جنگ جهانی در نظر بگیریم می تواند به نسبت نسل کشی ایرانیان در دوره مغول نسبت به جمعیت آن روز جهان (۲تا۴درصد) نزدیک شود.
اما مسعود رجوی، اگر اعضای حرفه ایش را با هواداران به عراق آمده در نظر بگیریم، حدود 10000نفر می شدند، گرچه تعداد واقعی تر 5000 نفر صحیح تر است.
اگر تلفات عملیات نظامی، تلفات موشکی به قرارگاه، تلفات درگیری در قرارگاه، کشته های زندانی شده و شکنجه شده در زندان، را مجموعا 2000 نفر در نظر بگیریم و عدد متوسط نفرات را 7500 نفر در نظر بگیریم، مسعود رجوی باعث کشته شدن 27 درصد از نیروهایش شده است. مغول ها 2 تا 4 درصد از جمعیت آنروز را کشتند. در جنگ جهانی با همه ابعادش 2 تا 3 درصد جمعیت جهان از بین رفتند! اما در میان ارتش رجوی 27 درصد از بین رفتند. چنگیز که همه قربانیانش را با دست خود نکشته است! یا در جنگ جهانی هیتلر که همه کشته ها را یک به یک با دست خودش نکشته است! هیتلر و چنگیز و سایرین باعث مرگ آن تعداد از مردم شدند. مردم به واسطه مغول یا جنگ جهانی یا … کشته شدند. مسعود رجوی هم مسبب مستقیم مرگ 27درصد از نیروهایش شده است. اگر مسعود رجوی چنین گروهی را به راه نمی انداخت،هرگز شاهد این تعداد کثیر از کشته ها نمی شدیم. ابعاد جنایات مسعود رجوی و مریم عضدانلو، بسا مخرب تر از حمله وحشیانه مغول ها به ایران بود. هم چنین اگر مسعود رجوی با اعلام جنگ مسلحانه در خرداد 1360، فضای سیاسی ایران را به خشونت نمی کشید، هزاران انسان دیگر نیز زندانی و درگیر اعمال این سازمان نمی شدند که البته این قسمت بحث مفصل دیگری را می طلبد. در دوران مغول ها، هر مرد مغولی می توانست تا ۳۰ زن داشته باشد! مسعود رجوی هم به تبع اسلاف خود، حرمسرای خود متشکل از زنان پرتعداد را داشت.
مسعود رجوی، درتاریخ ایران، با دردست گرفتن رهبری یک فرقه مخرب ذهن و جسم، به جرات می توان گفت، نسل کشی بزرگی را انجام داده است. اگر در هشتصد سال پیش، مغول ها با کشته های ایرانی، از روی خندق ها پلی برای حمله به قلعه ها می ساختند، امروز هم رجوی با کشته سازی، پلی برای رسیدن به قدرت می سازد و این نکته ابدا اغراق آمیز نیست! مغول ها 36 سال در ایران کشتند! اما رجوی ها، فعلا قریب به 40 سال است که از خوردن خون جوانان ایران سیر نشده اند. جنایات امروز رجوی ها همان پل سازی کشته ها به دست مغول هاست اما به شکلی نوین وپیچیده.
سخن آخر
تاریخ خود را از یاد نبریم، تاریخ ما تنها، تاریخ فتوحات و پیروزی ها نیست. تاریخ ما، تنها توجه به دوره های ظفرمندانه نیست. بخش های دردناک تاریخ خود، نظیر نسل کشی هم میهنانمان توسط فرقه رجوی را از یاد نبریم. فراموش کردن نسل کشی فرزندانمان توسط رجوی ها، همان اندازه مذموم و نکوهیده است که نسل کشی ایرانیان توسط مغول ها را از یاد ببریم، یا هلوکاست یهودیان به دست نازیها را انکار کنیم یا نسبت به نسل کشی ارامنه توسط دولت ترکیه وبرعکس بی تفاوت باشیم.
به امید برقراری آزادی و صلح و شادی در گسترهٔ تمامی کشورهای جهان و ایران عزیز…
فرید

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا