منتظر مریم قجر در بهمن 97 در فرودگاه مهرآباد هستیم

سال گذشته وقتی جان بولتون رفیق مریم قجر عنوان داشت حکومت ایران رنگ چهل سالگی خودش را نخواهد دید از هول حلیم رجوی گور به گور شده توی دیگ افتاد و عنوان داشت تو رو خدا اعضای مسئله دار فرقه اگر میشه تا بهمن 97 در تشکیلات بمانید. البته مسئله سرنگونی خیالی و آمدن در روزهای بهمن ما را به یاد تعدادی تهی مغز از جنس سلطنت طلبان در شبکه های ماهواره ای می اندازد که ای مردم چرا نشستید کار حکومت این بار در بهمن به پایان خواهد رسید و منتظر ما در فرودگاه مهرآباد باشید و برای اینکه شما را خوب تشخیص بدهیم که هوادار ما هستید چراغ خودروهای خود را در شب روشن کنید.
البته این شوی مسخره هر سال در شبکه های ضد انقلاب پخش می شد و ما هر سال عادت کرده بودیم که سری به فرودگاه بزنیم و منتظر خلبان مورد نظر باشیم که با فانتومهای خود در تهران به زمین بنشیند ولی هیچ وقت فانتوم و یا هواپیمای مسافری که دوستان تهی مغز حکومت سابق را با خود بیاورد خبری نبود. تا اینکه رجوی فریبکار وقتی جناح جنگ طلب آمریکایی روی کار آمدند سعی نمود خودش که هیچ زنش را جلو بفرستد تا با خوش رقصی نزد آنان برای خود زمانی برای سرنگونی بخرد. این خوش رقصی ها ادامه داشت و تا جایی که جان بولتون قاتل عنوان داشت که دیگر کار حکومت ایران تمام است و باید سرنگون شود البته او اربابان گذشته خود را ندیده بود که حتی بوش پدر این آرزو را به گور برد و نتوانست به خواسته اش برسد ولی این مردک کابوی دلش را صابون زده و سعی نمود دل اسرائیلی های غاصب را خوشحال کند. در این میان رجوی که دید از صدام آبی گرم نشد آویزان تهی مغزان آمریکایی شد تا شاید مانند سلطنت طلبان مفلوک بهمن 97 وارد فرودگاه مهرآباد شود و شانس خود را آزمایش کند.
اگر اکنون مریم قجر به آلبانی آمده سعی دارد اقدام به تغییر سازماندهی برای سرنگونی بکند و هر کسی را مسئول لشکر و یا گردان بکند و از آلبانی فرمان آتش بدهد و بعد با هواپیما وارد تهران شوند. به لحاظ تردد باید مسئول تدارکات یعنی زنان شورای رهبری که چیزی بارشان نیست مسئولیت این کار را قبول کنند چون از بس بار نبردند مانند اسب چموش امکان دارد که لگد بزنند و تمام برنامه های مریم قجر را خراب کنند. البته باید مریم قجر بعد از وارد شدن به فرودگاه نفراتش را توجیه کند و اینکه چقدر باید دست به کشتار بزنند و کجاها را باید بگیرند و نقشه های کشکی از این مدل که قبلاٌ مسعود در توجیه عملیات دروغ جاویدان انجام داده بود را به پیش ببرد.
ما که هر سال عادت کرده بودیم به فرودگاه مهرآباد برویم امسال هم سری به فرودگاه خواهیم زد تا شاید اثری از شمایان مشاهده کنیم ولی ما پیشنهاد می کنیم شاید ترافیک برای ماه بهمن در فرودگاه مهرآباد زیاد باشد و زمان برای پیاده شدن شما فراهم نشود به فرودگاه دشت ناز ساری بیائید چون هم سبزه و چمن است و هم دریا. که حداقل علفی نوش جان کنید و حتی وقتی راه بازگشتی برای شما نباشد دریا وجود دارد که دست به خودکشی بزنید و با ماهیان دریا محشور شوید اگر چه از بس در منجلاب خیانت فرو رفتید که حتی ماهیان دریا هم حاضر نمی شوند رنگ زشت شما را ببنید.
من حرفم را زدم و منتظر شما هستیم نکند مانند دوستان قبلی خود روز موعود سر قرار خود نیائید و عنوان کنید که بعلت ترافیک زیاد در فرودگاه مهرآباد از آمدن پشیمان شدیم و به سال بعد موکول کنید. ما برای راحتی شما چند فرودگاه دیگر هم پیشنهاد می کنیم تا مشکلی برای ورود نداشته باشید. در ضمن بهتر است برای اینکه دوستان سلطنتی شما عنوان می کردند که به خاطر حمایت از شما چراغ خودروها را روشن کنید بهتر است شما عنوان کنید که همه مردم در روز موعد در پیاده روها قدم زده و لبخند بزنند. البته می بخشید که نامی از لبخند زدن بیان نمودم از آنجایی که شما هیچ وقت با لبخند زدن مانوس نبودید شاید به درد شما نخورد و این مسئله را از جنبه کلاه گذاشتن سر دیگران گفتم.
من و ما منتظر شما هستیم ولی همانگونه که گفتم از شما آبی گرم نمی شود و فقط حرف مفت تحویل خود و اعضای نگون بخت می دهید. در ضمن باید به کانونهای خرگوشی هم گفت که مریم قجر برای سازماندهی شما تصمیم گرفته در پشت کوهها مخفی شده و به محض دیدن هواپیما از سوراخ های خود خارج شده و تعدادی برگ درخت آتش زده و گرم شوند چون ماه بهمن ماه سردی است و برای گرم شدن لازم است چون به لحاظ ذهنی یخ زده هستند.
در انتها باید به مریم بانو و شوهر فراریش گفت که ما منتظر شما هستیم اگر برای یک بار هم شده حرفتان را ثابت کنید و روی حرفتان بمانید.
هادی شبانی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا