نامه آقای احسان بیدی به آقای ” رولد نس” سفیر سابق نروژ در ایران

ضمن تبریک بخاطر فراسیدن سال نو میلادی خدمت آقای ” رولد نس” سفیر سابق دولت محترم نروژ در ایران
اینجانب احسان بیدی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق مقاله شما را به مورخه 27 نوامبر 2018 را درروزنامه داگنس ترینگسلیورا مطالعه کردم و به درستی اشاره فرموده اید که مجاهدین خلق هیج پایگاهی دربین مردمان شریف ایران ندارند.
مردمان ایران بخوبی دراین سالیان با مرزبندی وهوشیاری درتمامی صحنه های سیاسی به خوبی به جهانیان این را درک کردند که سازمان تروریستی مجاهدین خلق که دستشان به خون سربازان وطن و مردم شریف آلوده هستند نه تنها هیچ پایگاهی دربین مردم ایران ندارند، بلکه مورد تنفر مردم ایران هستند.
گذر زمان بخوبی روشن کرده که سازمان مجاهدین یک دست نشانده ای بیش نیست و هیچ عرق ملی ندارد و دروطن فروشی رهبری این سازمان فرقه گرا زبانزد عام وخاص هستند.
اقای ” رولد نس” شنیده ام که شما و روزنامه شما بدلیل بازگوکردن حقیقتی بس آشکار مورد تهاجم وحمله تبلیغاتی ازطرف سازمان مجاهدین قرار گرفته اید که این نکته به خوبی نشان دهنده این است که سازمان تروریستی رجوی تاب وتحمل هیچ انتقادی را ندارد و نشان دهنده غیردمکراتیک بودن کامل این فرقه می باشد که حتی اجازه کوچکترین انتقاد را به رسانه های و حتی اعضای منتقد خود نمی دهد.
اینجانب ضمن حمایت خودم ازجنابعالی و مسؤولین روزنامه شما بابت ابراز این مرزبندی وحقایقی که گفته اید ، جادارد اشاره کنم که :
من به مدت یک دهه با این سازمان فرقه گرا همکاری و در درون این تشکیلات بودم و براساس تجربه همکاری یک دهه خودم با این سازمان توتالیتر و خشونت طلب متوجه شدم که این سازمان یک فرقه خطرناک تروریستی بوده است.
برای من خیلی دردناک بود که رهبر این فرقه با دروغ و خون خواری اهداف خودش را پیش میبرد و اعضای این گروه ابزاری برای اهداف شوم مسعود رجوی و مریم رجوی هستند. به مرور زمان با آشکار شدن ماهیت ضد انسانی و ضد ایرانی سازمان مجاهدین متوجه شدم که رهبر این فرقه نه اینکه توان هدایت و رهبری “به ظاهر یک سازمان سیاسی” را ندارد بلکه یک ابزاری است برای اربابان خودش که اهداف ضد ایرانی وضد انسانی وضد دمکراتیک را دنبال می کنند.
جناب ” رولد نس”
قسمت درد آور زمانی بود که وقتی با اعتماد برای برقراری دمکراسی به این سازمان پیوسته باشی ، و به مرور دریابی که شغل اصلی رهبری این سازمان تجارت خون می باشد.
مسعودرجوی با خودفروختگی خودش به اربابان غرب و شرق و امریکا درتلاش بود تا یک امپراطوری بسازد و در این مسیر حقوق بشر در درون سازمان مجاهدین را به شدت نقض کرد که می توان به گزارشات مختلف سازمان دیدبان حقوق بشر در این ارتباط اشاره کرد.
مسعود رجوی و مریم رجوی برای ارتقای ساختار فرقه گرایانه مجاهدین خلق خیمه شب بازی تحت عنوان ” انقلاب ایدئولوژیک ” را راه اندازی کردند تا اعضای سازمان را مجبور به طلاق های اجباری از همسران خود کنند، و از سوی دیگر فرزندان خردسال آنها را روانه کمپ های پناهندگی و پایگاه های مغزشویی سازمان در خارج از عراق کردند تا سربازان آینده این فرقه تربیت شوند. درون فرقه رجوی نه تنها ارتباط همسران با یکدیگر ممنوع و حرام اعلام شده است ، بلکه اجازه تماس اعضای سازمان با خانواده های خود نیز از آنها سلب شده است. سازمانی که مدعی حقوق مدنی است حتی اجازه نداد که مادران و پدران در عراق بتوانند به راحتی و بطور مستقل فرزندان اسیر خود در سازمان مجاهدین را برای حتی دقایقی ملاقات کنند که فیلم های مستند این حقایق موجود است. حقایقی که اطلاع شما از بخش بسیار کوچکی از آن شما را به درستی به این ارزیابی رساند که سازمان مجاهدین هیچ پایگاهی دربین مردم ایران ندارند.
با تبریک مجدد سال نومیلادی به شما و دیگر همکاران شما
ارادتمند
احسان بیدی، تیرانا

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.