تشکیلات آهنین یا تشیکلات کاغذی رجوی ها

وقتی صحبت از یک سازمان می شود و اینکه چقدر در امر مبارزه استوار و ثابت قدم می باشد باید به تشکیلات وی نظر افکند تا مشخص شود که می تواند ادامه دهنده راه باشد یا خیر؟
در ایران گروه های مختلفی بودند که شعار مبارزه با غرب و حتی با حکومت ایران می دادند و همه ادعا می کردند که از تشکیلات مستحکمی برخوردار هستند ولی آیا این اندیشه و بیان تعریف کردن از تشکیلات خود درست بوده است یا خیر؟
اکنون قصد داریم در این باره به تشکیلات فرقه تروریستی رجوی بپردازیم تا مشخص شود که این همه وی نعره سر می داده که باید تشکیلات را محکم چسبیده و حکومت ایران و همه مخالفان ما قصد نابودی تشکیلات مان را دارند واقعی است یا خیر؟
البته وقتی صحبت از تشکیلات، یگ گروه یا سازمانی می باشد ابتدا باید از منیمم انسجام برخوردار باشد و همه نفرات بتوانند آزادانه به اظهار نظر بپردازند و در تصمیم گیری، شورایی که بر سر کار است حداقل نقشی داشته باشند. در سازمان مجاهدین تشکیلات به گونه دیگری عمل می کرد چون تمام تشکیلات فقط روی رجوی خلاصه می شود و کسی دیگر حق اظهار نظر ندارد. تشکیلات سازمان از ابتدا روی فریبکاری سوار بود چون شاهد بودیم که با فریبکاری نفرات را از کشورهای مختلف به عراق آورده و افراد را مجبور می کردند که تا آخر عمر در عراق و تشکیلات شان باقی بمانند. در عراق، دست رجوی برای یکپارچه کردن تشکیلات بازتر بود چون عراق محلی بود که رجوی می تواند دست به هر کاری بزند و حتی سر نفرات معترض را زیر آب کند و افراد را مورد شکنجه قرار می داد.
رجوی شیاد در نشست های درونی عنوان می کرد همیشه حکومت ایران سعی دارد تشکیلات ما را از بین ببرد ولی اینگونه نیست و با انسجام و چسب ایدئولوژی و چنگ زدن به انقلاب طلاق مریم قجر می توانیم این حرکت دشمن را خنثی کنیم.
البته این شعر و شعارهای رجوی به خاطر وجود حضور سازمان در عراق بود سازمانی که به افرادش اجازه نمی داد از محل خود دور شوند و یا دو نفر همشهری با همدیگر صحبت کنند و اگر کسی حرفی و یا انتقادی داشت به شدیدترین وجه با او برخورد می شد و کسی حق اظهار نظر در مورد سیاست های رجوی نداشت و او همیشه در برج عاج نشسته و به دیگران حکم می راند.
آیا با چنین شرایطی که افراد در تنگنا و در حصار و زندان اشرف اسیر بودند می توان گفت بله درست است که تشکیلات رجوی به طور کامل محصور بود و کسی نمی توانست در آن عرض اندام کند ولی این دستگاه به حدی شکننده بود که به محض ورود اولین سری از خانواده ها خودش را نشان داد که به راحتی قابل از هم پاشیدن است.
بعد از آمدن خانواده ها مسئولین وقت سازمان وقتی متوجه شل شدن پای نفرات در امر مبارزه خیالی رجوی شدند و سعی نمودند که تمام سوراخ های مربوط به این آسیب را بپوشانند و به همین خاطر رجوی دیگر اجازه نداد که پای خانواده ای به داخل قرارگاه اشرف باز شود و در این راستا باید خانواده مورد شدیدترین توهین ها قرار می گرفت چون می دانستند که اگر سازمان تاکنون این همه روی تشکیلات آهنین خود اصرار داشته به یکباره دچار آسیب شده است و همه در خواهند یافت که شعار تشکیلات آهنین رجوی حتی کاغذی هم نبوده است.
رجوی فکر نمی کرد که روزی اربابش یعنی صدام سرنگون شود و به همین خاطر وقتی او سرنگون شد به یکباره تشکیلات به اصطلاح آهنین رجوی دچار تنش شده و ریزش نیرو آغاز گردید.
رجوی برای حفظ تشکیلات بعد از سرنگونی صدام سعی نمود به حربه گفتن تناقضات افراد روی آورد که اگر فردی در مورد نرفتن به ایران و شکست خط و مسائل دیگر تناقض دارد گزارش نوشته و دیگر دنبال جواب نباشند و این گونه سعی می کرد که آتش شعله ور تناقضات افراد را خاموش کند ولی این مسئله در مورد افرادی صادق بود که تا فرق سر با جنایت های رجوی رفته بودند و مجبور بودند در مناسبات جهنمی رجوی باقی بمانند. البته این خط هم به شکست انجامید و تعداد زیادی هم از تشکیلات جدا شدند.
من یادم است که چندین بار رجوی عنوان داشت که وقتی پای نیروی ما به اروپا برسد دیگر از تشکیلات چیزی باقی نخواهد ماند.
رجوی فریبکار تمام زورش را می زد تا تشکیلاتش را آهنین جلوه دهد قبل از رفتن به کشور آلبانی سعی نمود در نشست های مختلف نیروهای خود را باد کند تا مبادا وقتی به آلبانی رسیدند فیل شان یاد هندوستان کند و از مناسبات جدا شوند.
رجوی کور خوانده بود که دیگر دوران عربده کشی و تیغ کشیدن روی افراد گذشته است. وقتی پای نیرویی که سالیان زیر ستم و مغزشویی قرار داشته به اروپا برسد دیگر چیزی جلودارش نیست و به خیلی از دروغ هایی که رجوی گفته اشراف پیدا می کند و این گونه بود که به محض رسیدن افراد سازمان به کشور آلبانی ریزش و جدا شدن از تشکیلات زیاد شد و اکنون وقتی به آمار نفرات جدا شده نگاه کنیم در می یابیم که بسیار زیاد است و معلوم نیست که دیگر چه کسی در تشکیلات باقی مانده است.
این است سرنوشت فرقه ای که سعی می کرد با شانتاژ و فریبکاری افراد، تشکیلاتش را آهنین جلوه دهد ولی این گونه نبود و به یکباره همه چیز از بین رفت و حال مریم قجر سعی دارد به ریلی که رجوی سالیان در مورد نگهداشتن افراد رفته، برود ولی چه سود که مریم قجر فقط به اندازه نوک دماغ خودش را می بیند و سر فصل بهمن 97 می تواند شروع ریزش های دوباره فرقه تروریستی رجوی باشد و این دور نیست.
مجید محمدی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.