کارکرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – قسمت سوم

مسعود رجوی با سوء استفاده از عمر و هستی و جوانی چند نسل در سازمانش و ترفند پاسداشت کشته شدگان و زندانیان سیاسیِ فازهای قبلی سازمان را تبدیل به وسیله ای دیگربرای بهره کشی از اعضاء بویژه زنان نمود و اعلام کرد شما خانواده شهداء سازمان نباید به خون عزیزان خود پشت نمایید و سازمان مجاهدین خلق و اهداف مسعود را نباید ترک کنید در غیر اینصور”خیانتکار و عافیت جو خواهید بود و در دنیا و آخرت زیانکار” و آیه قرآنی “خَسِرَ الدُّنْیا وَالاْآخِرَةَ” را بکار برد.
مریم با دیکته مسعود به اعضاء، بویژه زنان اعلام کرد به هر قیمت و تا آخر عمرتان باید در مسیر سازمان مسعود بمانید. وی در نشستهای ایدئولوژیک و بحث هایی تحت عنوان شورای رهبری و بندهای مختلف بویژه بند “ب” که محتوای آنرا معنی کرد: “ناموسِ مسعود بودن و ماندن تا آخرعمر” و همیشه مثال می زد که باید مانند زنی باشید که با لباس سفید عروسی وارد خانه شوهرش می شود و با کفن سفید خارج شده و به گور سپرده می شود. مسعود میگفت: باید “ناموس همچون خودش باشید چون مریم باشید” زیرا مریم جسم و جان و تمام روح و روان و قلبش را به مسعود هدیه کرد و در اختیار وی نهاد.

مسعود بمانند مردان افسارگسیخته و فحاش به زنان ناسزا می گفت و همیشه رو به زنان می گفت: “پدرِ شما بابت نگهداری شما به من هیچ هزینه ای پرداخت نمی کند”، و در جلساتش با زنان می گفت: “شما خیلی غلط کرده اید که به فکر همسران قدیمی خود و بچه های خود باشید” و با فرهنگ لمپنی خاص خود می گفت: “بچه نگویید بلکه خرچه بیشتر زیبنده این وروجک ها می باشد”.
آری این تحقیرات و مغزشویی ها به ظاهر نرم بود ولی دریچه تحمیقش از گذشته بازمی شد و سابقه آن به زمانی می رسید که مسعود خودش را بعنوان رهبرعقیدتی در پروسه ای به ظاهر نرم به ضمیر و روح و روان اعضاء تحمیل کرد. رجوی خودش را در عواطف مذهبی اعضاء بجای پیامبر اسلام و امامان شیعه و در تقدس به مانند مسیح جا زد و برای نیرهای کمونیست لنین دوم نمایاند.
از آنجا که نقش مثبت مدیریت زنان و بالنده بودن آنان وقتی که مسئول و دلسوزمی شوند در جهان بسیار تبلیغ و اثبات نیز شده است، مسعود با وارد کردن مریم بعنوان مسئول اول سازمان و بعد وی را همردیف خودش در سازمان معرفی نمود.
مریم عضدانلو (رجوی) نقشش و مسئولیتش برای حفظ و نگهداری از “سرِ سازمان” و به اصطلاح خودش “سرِ جنبش” یعنی مسعود بود، این هدف به مریم نیز در پروسه های گذشته تحمیل و تحمیق شده بود.
به این می گویند ابزار به ظاهر نرم. در حالیکه اکنون که ما در دنیای آزاد بسر می بریم و نیز برای افکار عمومی و جهانی در محتوا و حتی در ظاهر این ابزار تحمیل و تحقیر نشان داده می شود. ولی تشکیلاتاً و مشخصاً توسط مریم در سلسله مراتب خیلی تلاش می شد آرام و نرم و آرمانی جلوه داده شود.
درقسمت های آینده به “بند” های به اصطلاح انقلاب مریم که ترفندهای رجوی برای مغزشویی و تحمیق اعضاء سازمان بویژه زنان بود خواهم پرداخت.
ادامه دارد…
زهرا سادات میرباقری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.