اعضاء مجاهدین خلق

مفت خورانی که عشق پلیس بازی داشتند

در ابتدا فکر کردم این احمد آقا، دست به افشاگری زده است، تا دست اربابش را رو کند! اما فراموش کرده بودم که احمد حنیف نژاد یکی از مفت خوران واقعی در تشکیلات رجوی بود. هرگز طی سالیان در عراق با دمای بالای 50 درجه کسی بر پیشانی او، قطره ای عرق ندید! مگر می شود در عراق در مناسبات مجاهدین بود و گرما را حس نکرد؟
این احمد خان! یک راه حل دارد که می تواند اندکی گذشته سیاه و تاریک خود را تطهیر کند.او باید ضمن جدا شدن و اعلام انزجار از فرقه رجوی، دست به انتشار گسترده جنایات خود و مسعود در فضای آزاد و جامعه بزند. اذعان به انحراف سیستم منحرف مجاهدین یک بیان ساده از واقعیاتی است که طی سالیان شاهد آن بوده است. باید بشدت از خود انتقاد کند که چرا دیر دست به بیان واقعیات زده است. مخفی کردن حقایق درون فرقه رجوی بیش از این دیگر جایز نیست! اینکه مسعود رجوی، با حیله و مکر برای خود در عراق برای سالیان بساطی پهن کرد و پیروانی را با حیله و فریب و اجبار جمع کرد و حکومتی آنچنانی برپا کرد و به شکم وزیر شکم پرداخت و تا آنجا که جا داشت خورد و جا نداشت برد … بر کسی پوشیده نیست، اما از زبان بزرگترین کاسه لیس رجوی خائن شنیدن، لذتی دیگر دارد.
این مزدور کاسه لیس رجوی، به اسم برادر، سر در آخوری کرده بود که استارت زن بسیاری از جنایات در فرقه رجوی شد. هیچ جنایتی در فرقه نبود که احمد از آن بی اطلاع باشد. در همه دادگاههای ضد خلقی در فرقه رجوی، احمد یکی از تعیین کننده ترین غلامان حلقه بگوش رجوی بود.
اگر بخواهیم شقاوت و سنگدلی و بی رحمی را در چارچوب یک انسان، درجه بندی کنیم، احمد با کسب بالاترین نمره در زمره جنایتکارترین مهره های ضد خلقی به حساب می آید.
بقدری این فرد در جنایات مجاهدین نقش فعال داشته و دارد که اگر بخواهید می تواند داستان تمام مرگ های مشکوک در فرقه را از سیر تا پیاز برایتان بگوید، یکی از سررشته های تمامی خودسوزی شده ها، خودکشی شده ها، تجاوزات، ضرب و شتم ها، شکنجه ها، زندان های انفرادی و … در دستان این فرد است.
اگر محمد آقا، می دانست که احمد برادرش در آینده مسبب چه جنایاتی بر ضد آزادیخواهان خواهد شد، هرگز اجازه نمی داد پای این برادر در بین انقلابیون آن زمان، باز شود.
اما طنز تاریخ را ببینید که، به آقا روباهه گفتند شاهد این ادعاهایت رابیاور، روباه مکار دم خودش را شاهد آورد!
الان هم”احمد”ی که خودش از زندان معلوم نیست با چه خودفروشی هایی آزاد شده، در یک کاسه لیسی دست به تطهیر مسعود رجوی هم زده است.
این ابله مسخ شده در فرقه رجوی، اگر سری به اینترنت بزند، دست خط های اربابش که از اسناد ساواک افشاء شده موجود است. کروکی کشی های مسعود خان! در اینترنت براحتی قابل سرچ کردن است! او فکر می کند که در مناسبات دارد صحبت می کند که هیچ کس به دنیای ارتباطات دسترسی ندارد.
آقای پروفسور احمد خان! از الفبای سیاست که هیچ چیز نمی داند. این را در نشست هائی که بصورت مستقیم با او داشتیم، می دیدم. نه تحلیل سیاسی می داند! نه بیان مناسبی دارد! نه توان کنترل یک نشست سیاسی را دارد! تنها قپه ای که بر دوشش می زند، اسم برادر بنیانگذار سازمان است.
به قول شاعر: گیریم پدر تو فاضل! از فضل پدر تو را چه حاصل؟!
احمد! در یک قسمت از چرت و پرت هایش گفته:
“با وجود این‌ که مسعود تا می‌توانست در مواقع هواخوری خط و خطوط را به ‌ما می‌داد، ولی باز هم نمی‌توانستیم خطی را که او می‌داد، درست پیش ببریم.”!
باید عرض کنم که شما که سهل است، یک ارتش هرگز نفهمید که مسعود طی سالیان چه می گوید. کسی هم هرگز نتوانست تزهای مافوق پیشرفته و ایده های نخ نما شده ی اربابت را اجرا کند. همه چیز در ابتدای امر، با شکست مواجه می شد. مسعود مثل خود این احمد خان! یک موجود عجیب الخلقه ناقص الخلقه بود.
بیش از چهار دهه نوکری و مزدوری و دست به دست شدن بین صدام حسین و اسرائیل و عربستان و امروز هم آمریکا! کارنامه افتخارآمیزی نیست که بشود از آن دفاع کرد. باید این مزدوران به عقبه نامعلوم و تاریک خود و اربابانشان در زندان شاه چنگ بزنند تا بلکه بتوانند،عده ای افراد خام را با این ترفند گول بزنند.
امثال این احمد و آن مسعود، شرم انسانیت هستند.
آدمی وقتی رویش به ضخامت پوست کرگدن رسید، ناچار است اینگونه سخن پراکنی کند که شمایان می کنید، آقای احمد حنیف نژاد، حرفهای تو در مورد مسعودت، به ورجه وورجه های عنتری شبیه است در غیاب عنترباز…
فرید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا