جمع بندی اعضای جدا شده استان مازندران در مورد فرقه رجوی – قسمت اول

قبل از آمدن فصل بهار و شروع سال جدید اعضای جدا شده استان مازندران در دفتر انجمن حضور یافته تا به جمع بندی عملکرد یک ساله فرقه تروریستی رجوی پرداخته شود و اینکه آیا در سال 97 مریم قجر با تمام هزینه هایی که داشته توانسته سازمان را یک گام به جلو ببرد یا خیر؟
ابتدا دوستان جدا شده بعد از دیدار با همدیگر و محفل زدن و مسخره کردن بحثهای رجوی در اشرف به یاد گذشته خاطرات شان را تازه کردند و کلی هم خندیدند که چگونه اسیر سیستم مغزشویی رجوی قرار گرفته بودند و اینکه اکنون وقتی آزاد شدن تولدی جدید برایشان بود و خدا را شکر می کردند که جانشان را در مسیر زیاد خواهی رجوی زن باره از دست ندادند.
ابتدا مسئول انجمن ضمن خوشامدگویی به دوستان جدا شده و از اینکه در دفتر انجمن حضور یافتند تشکر نمود.
مسئول انجمن ابتدا خلاصه ای از وضعیت فعلی فرقه رجوی و اینکه اکنون به دنبال چه کاری می باشند پرداخت و بعد به حضور مریم قجر در آلبانی برای مغزشویی اشاره نمود و عنوان داشت در این پروسه تعداد زیادی اعلام جدایی نمودند و خبرهایی هم داریم که تعداد زیادی از جدا شده ها را سازمان به کشورهای دیگر فرستاده تا صدایشان برای افشاگری علیه سازمان باز نشود یعنی اینکه حق السکوت داده است و نفرات جدا شده متاسفانه با وجود اینکه به ماهیت جنایت کارانه رجوی پی بردند به خاطر مسائل مالی حاضر شدند دوباره در غل و زنجیرهای سازمان گیر کنند.
در ضمن خبرهایی به دست ما رسیده که گویا از نظر تشکیلاتی سازمان در شرایط دشواری به سر می برد و نیروهای فرقه بسیار بهم ریخته بوده و دارای تناقضات بسیاری هستند که مسئولین فرقه هم نمی توانند آنان را جمع کنند و سعی دارند با امتیاز دادن به نیروها و اینکه فقط تناقضات خود را بگویند از کنار مشکلات رد شوند. به همین خاطر بود که مریم قجر تقریباٌ دو الی سه ماه در آلبانی مستقر بوده تا بتواند با کله پذیری تشکیلاتش را جمع کند.
البته باید به نکته ای اشاره کنیم هر روز آمار جدیدی از نفرات جدا شده به دست ما می دهد که نشان از وضعیت وخامت بار فرقه تروریستی رجوی در آلبانی است و جار و جنجال تبلیغاتی که مریم قجر به راه انداخته نشان از پوچ بودن از درون می باشد چون وقتی به آمار سن و سال اعضای نگون بخت فرقه نگاه کنیم آنان دیگر کارآیی برای سازمان ندارند و با انبوهی بیماری ها مواجه هستند که این را خود مریم قجر بهتر از هر کسی می داند و بیشتر به خاطر سیاهی لشکر و فریبکاری در اروپا نیاز دارد.
در ادامه مسئول انجمن مازندران افزود سیر تحولات این مدت خیلی زیاد بود. هر چه به سرفصل بهمن نزدیکتر می شدیم فرقه رجوی مطابق تحلیل های آبکی و غلط جان بولتون که اظهار داشت نظام ایران جشن چهل سالگی را نمی بیند فرقه رجوی کیسه گشادی دوخته بود فکر می کرد خبری است به نیروهایش وعده سر فصل بهمن ماه 97 برای سرنگونی داده بود اما همین که به بهمن نزدیک شدیم با ارزیابی شرایط وقتی متوجه شد سرنگونی در کار نیست رنگ عوض کرد به نیروهایش گفت وارد دوران سرنگونی شدیم و سپس به نیروهایش نوید داد که کانون های خرگوشی در داخل ایران فعالیت شان زیاد شده تا با تکرار دروغ های بی مصرف دست به فریبکاری تبلیغاتی زد تا برای یک دوره زمان بخرد و باز این نیروهای نگون بخت بودند که دوباره با وعده های پوچ مواجه شدند.
در این راستا مریم قجر تلاش کرد با دادن پول و راه اندازی اکسیون و تحصن های مختلف به غرب بفهماند که تنها آلترناتیو حکومت ایران، سازمان می باشد ولی اکنون متوجه شدیم که آمریکا برای نیم پهلوی بیشتر از رجوی اهمیت قائل است و در خبرها هم بود که نیم پهلوی پروژه ای به نام ققنوس به راه انداخته است هر چند در ابتدا عنوان شد که این پروژه جنبه کمک کردن به مردم ایران را دارد و برای بعد از سرنگونی حکومت ایران برنامه ریزی شده است و در این میان نیز تعدادی زیادی از جماعت غربیان از این طرح حمایت کردند در واقع این طرح دهن کجی آشکار به مریم قجر و دارو دسته جنایتکارش می باشد که شما ول معطلید و کسی برای شما تره هم خورد نمی کند هر چند مردم ایران نیز در سالگرد پیروزی انقلاب جواب دندان شکنی به ضد انقلاب از رجوی تا نیم پهلوی دادند که ایران جایی برای آنان نیست.
علیرغم همه این تشبثات باز هم ریزش ها بالا می گیرد به دنبال اقدامات فرقه در آلبانی و تحت فشار قرار دادن جدا شده ها تعداد 40 نفر از آنان جلوی کمیساریا در تیرانا تجمع کرده و خواهان احقاق حقوق خود شدند و عملکرد فرقه را به چالش کشیدند.
در ضمن خبرهایی داریم که فشار تشکیلات بسیار زیاد شده و مسئولین فضای بسته ای را در مناسبات حاکم کردند البته باید در مورد افراد فرقه گفت طی این سالها از بس تحت فشار مغزشویی رجوی قرار داشتند که دیگر قدرت فکر کردن هم ندارند و به همین خاطر است که غل و زنجیرهای بسته شده به دست و پایشان را احساس نمی کنند.
آقای مجید محمدی از اعضای جدا شده انجمن نجات عنوان داشت از دوستانی که جدا شدند عنوان می کنند اعضای فرقه رجوی وقتی به شهر می روند دست به انجام کارهای غیر اخلاقی می زنند و بعد در نشست های غسل هفتگی فاکت آنرا می خوانند البته مسئولین به افراد توضیح می دهند که فاکت های اخلاقی را سر بسته عنوان کنند تا کسی دیگر متوجه داستان نشود.
اگر اکنون مریم قجر در مورد راه پیمایی 22 بهمن عنوان می کند که خبری نبوده حرف مفتی است در ضمن این راه پیمایی نشان داد که رجوی ها مترسک آمریکایی ها شده است چون اگر به عملکرد شان دقت داشته باشیم در خواهیم یافت وقتی گروهی در جامعه ایران نباشد نمی توانند تحلیل درستی از شرایط جامعه ایران داشته باشند. نکته دیگر اینکه اکنون ریزش نیرو این بار از بالا شروع شده است و هر روز شاهد جدا شدن مسئولین فرقه هستیم. اکنون به زمانی رسیدیم که زمان فروپاشی فرقه رجوی فرا رسیده و دیگر مریم قجر با شعارهای عوامفریبانه خود نمی تواند نسلی را فریب دهد.
از دیگر جدا شده ها آقای اصغرباباپور عنوان داشت اگر به اکثر پیام های گذشته رجوی دقت کنیم همواره پیام سرنگونی می داد اکنون این سئوال مطرح است که اعضای نگون بخت این همه سال وعده های سرنگونی رجوی را گوش کردند چه جوابی دریافت کردند؟ وقتی اعضای می دانند آن شعارها سرانجامی نداشت قبل از هر چیزی از درون فرو می ریزند و می پاشند و سپس جدا شدن ها شکل می گیرد. فروپاشی ذهنی به فروپاشی فیزیکی راه می برد.
در ادامه آقای شبانی مسئول انجمن اظهار داشت رجوی در طی سالیان همواره شعار سرنگونی سر داده اما هیچگاه نتوانست محقق کند زیرا خانه از پای بست خراب است تمام این سالیان چیزی جز دروغ و فریبکاری به اعضای خود نگفته است.
آقای اصغر باباپور در ادامه عنوان نمود من راه پیمایی 22 بهمن امسال را دیدم و دقت کردم حمایت مردم اقتدار حکومت را می رساند و گزارشی که رسانه ها خارجی داده اند همواره مثبت بوده و به حضور گسترده مردم اشاره شد حرف هایی که فرقه می گوید حقیقت ندارد دروغ محض است ما ممکن است در جامعه مشکلاتی داشته باشیم به معنی نفی این نظام نیست همانطوری که در یک خانواده ممکن است مشکلی پیش بیاید در جامعه هم همینطور، مشکل توسط اعضای همان خانواده حل می شود درونی است و به بیرون ربطی ندارد.
ادامه دارد
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.