نامه خانم عبدی به فرزندش سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی

    سلام

چندین سال است چشم به راهت هستم و هیچ خبری از شما ندارم نمی خواهم به گذشته برگردم. فقط می خواهم اشاره ای بکنم زمانی که فرقه رجوی در عراق بود من و پدرت با وجود اینکه مشکل جسمی داشتیم چندین بار به عراق سفر کردیم فقط می خواستیم با شما دیداری داشته باشیم ولی عناصر فرقه رجوی مانع دیدار ما می شدند و ناامید و دل شکسته به ایران برمی گشتیم در ایران با ارگانهای بین المللی نامه نگاری کردیم جوابی نگرفتیم. بگذریم. سال جدید نزدیک است می خواستم سال جدید را به شما تبریک بگویم و کمی با شما درد و دل کنم. خانواده ات نگران شما هستند و همینطور من و پدرت هر چه فکرش را می کنم که به چه دلیل خودت اسیر یک سری آدمهای نمک نشناس و از خدا بی خبر کردی به نتیجه ای نمی رسم خدا لعنت کند رهبران فرقه رجوی را که ما را در نبود تو داغدار کردند دخترت یک خانمی برای خودش شده و همش به فکر توست به محبت شما نیاز دارد به عکس های شما نگاه می کند به یاد خاطرات گذشته خود می افتد دلش می خواهد شما در کنار او باشید به شما نیاز دارد ما او را دلداری می دهیم و به آن می گوییم بابات بر می گردد حق دارد نگران شما باشد هر چه باشد شما پدر او هستید خبرها بدست ما می رسد خیلی ها از فرقه رجوی جدا شده اند و آزاد مشغول زندگی خود هستند طعم آزادی را چشیدند شما هم می توانید تصمیم بگیرید و از دام فرقه رجوی خودتان را نجات دهید من و پدرت و خانواده ات بی صبرانه منتظر شما هستیم که شما را در آغوش بگیریم.

سال جدید را به شما تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال رهایی شما از فرقه رجوی باشد

مادرت عذرا کریمی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.