تلاش های اعضای جدا شده مجاهدین به بار نشست

در کنار همه اینها، همراهی جداشدگان با خانواده ها در سه سال و نیم تحصن و پایداری در پشت درهای بسته قرارگاه اشرف و لیبرتی بود که منجر به برچیده شدن یکی از مخوف ترین زندان های ذهنی و فرقه ای تشکیلات مجاهدین در خاک عراق را رقم زد.
بعد از تظاهرات مفتضح و شکست خورده بروکسل سایت رسمی مجاهدین در تاریخ ۲۸/۰۳/۹۸ از قول سخنگوی این گروه (بخوانید مریم رجوی) نوشت: «. . . زمان آن رسیده است که ایرانیان خواهان محاکمه و مجازات و اخراج مزدوران اطلاعات و سپاه و عوامل برون‌مرزی رژیم ضدایرانی ولایت‌فقیه از این کشورها شوند.»
بی تردید بی اعتباری و محدودیت های اعمال شده بر فعالیت های مجاهدین در سطح اروپا ناشی از افشاگریهای بی وقفه جداشدگان طی سالیان اخیر بوده که مریم رجوی را مجبور به صدور چنین اطلاعیه ای کرده است.
مریم رجوی که از بردن نام صریح جداشدگان در اطلاعیه کذایی اش هراس دارد تلاش کرده است با فرهنگ خاص فرقه، من غیر مستقیم جداشدگان را مسئول وضعیت فلاکت بار و کسادی بازار شیادی اش در کشورهای اروپایی معرفی کند.
افشاگری در خصوص مناسبات فرقه ای و تروریستی این گروه توسط تعدادی از رسانه های بین المللی نیز حاکی از به ثمر نشستن همین تلاش هاست. بویژه افشاگریهایی که در سالهای اخیر توسط جداشدگان در آلبانی صورت گرفته است.
تلاش های بی بدیل و ماندگار جداشدگان و خانواده های قربانیان فرقه رجوی سالهاست کوس رسوایی رجوی را بر بام عالم به صدا درآورده و آنان را در نزد ایرانیان و جهانیان بی اعتبار ساخته است.
برملا ساختن مناسبات بغایت فرقه ای و عقب مانده ، افشای فساد اخلاقی و تجاوز جنسی مسعود رجوی به زنان تشکیلات، افشای زندان، شکنجه و کشتن افراد ناراضی در تشکیلات که منجر به محکومیت مجاهدین توسط نهاد حقوق بشر ملل متحد در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۳ گردید، بیگاری طاقت فرسا از اعضاء، اعم از زن و مرد و کودک، طلاق های اجباری، جداسازی کودکان از پدران و مادران، بکارگیری نوجوانان در عملیات تروریستی و همراه ساختن آنان با نیروهای عراقی در جنگ با ایران، راه اندازی زندگی پادگانی، تشکیل جلسات تفتیش عقیده و ایجاد رعب و وحشت، عمل شنیع درآوردن رحم زنان با هدف وفاداری هرچه بیشتر آنان به رهبر فرقه، افشای فعالیت های جاسوسی و مزدوری مجاهدین به بیگانگان و افشای هزاران جنایت دیگر که تنها و تنها به همت و عزم ستودنی و خستگی ناپذیر جداشدگان میسر شده است.
در کنار همه اینها، همراهی جداشدگان با خانواده ها در سه سال و نیم تحصن و پایداری در پشت درهای بسته قرارگاه اشرف و لیبرتی بود که منجر به برچیده شدن یکی از مخوف ترین زندان های ذهنی و فرقه ای تشکیلات مجاهدین در خاک عراق را رقم زد.
رجوی فکر می کرد در سایه حامیان غربی اش و با انتقال اسیران دربند فرقه به خاک آلبانی از دست خانواده ها و جداشدگان رهایی خواهد یافت. ولی نمی دانست کسانی که زخم فرقه او را بر تن دارند در سرتاسر دنیا پراکنده شده و هرگز نخواهند گذاشت تا آب خوش از گلوی حرام لقمه رهبران مجاهدین پائین برود و تلاش خواهند کرد تا تشکیلاتِ جهل و جنایت، و خیانت او را در اقصی نقاط گیتی بویژه در کشورهای اروپایی رسوا کنند.
نتیجه اینکه اگر مریم رجوی امروز جیغ های بنفش سر میدهد حاکی از به ثمر نشستن تلاش های بی وقفه جداشدگان است و امید است روزی که درهای اردوگاه این گروه در آلبانی نیز بدست همین جداشگان و مادران و پدران فراموش شده قربانیان فرقه رجوی از بیخ و بن برافتد.
نویسنده : سعید پارسا

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.