در تیرانا چه می گذرد؟!

با سلام به همه دوستان
من باب اطلاع رسانی همه شما دوستان عزیز لازم دیدم که گزارشی از وضعیت آنچه که الان در تیرانا در حال گذار است خدمت شما دوستان عزیز ارائه کنم تا به هرچه بیشتر بتوانم ماهیت جنایتکارانه فرقه کثیف رجوی و انتقام کشی هایی که از نفرات جداشده میکند را عیان کنم. همانطور که میدانید سه ماه است که بدون اینکه کمیساریا مارا به جایی تحویل بدهد حقوق نفرات رو قطع کرده و تنها به این جمله در مقابل ما که اعتراض کردیم که وضعیت ما هنوز روشن نیست بسنده کردند که دولت آلبانی به ما قول داده که فلان کند و بهمان کند که البته من شخصا به مسئولین کمیساریا گفتم که خود شما به کدوم قولتون وفادار بودین که حالا ما رو به این دولتی که سر تاپاش در زدوبند با فرقه رجوی که مثل ریگ داره اینجا پول خرج میکنه و باج و خراج میده قراره تحویل بدین و ما هم باید روی قول اونا حساب کنیم. علی ای حال یک گودبای پارتی مسخره هم در هتل موندیال گرفتن و … و بعد هم همه کارمندان رمسا رو اخراج کردند و …
تا الان کسی از دولت آلبانی به ما جواب نداده بارها و بارها مراجعه کردیم فردا جمعا، نامه نوشتیم و ….. مدتی کارت بیمه مارو قطع کردن و به دکتر مراجعه می کردیم اسم ما رو از سرور مرکزی حذف کرده بودند و ما خیلی عصبانی رفتیم بهشون مراجعه کردیم که خودشون دیدن کار به جای باریکی ممکنه بکشه و از طرفی هم چون مربوط به سلامتی افراده و رو سرخودشون النهایه خراب میشه عقب نشینی کردن و بعد از دوهفته ای وصل کردن. علی ای حال ما در وزارت کشور به شخصی به نام جناب سوکل شیدی باید مراجعه کنیم که ایشان هم سه ماه است که هر هفته می گوید هفته بعد و ………
به هرحال ایندفعه ما به اتفاق چند نفراز نفرات رفتیم وزارت کشور آلبانی واقع در میدان اسکندر بیک تیرانا ، مدتی در سالن انتظار وزارت کشور ما منتظر بودیم که النهایه آقای سوکل شیدی اومد خیلی بحث کردیم و گفت که اجازه کار شما که باید صادر بشه الان دست من نیست و دادم دست معاون وزیر که امضا کنه که هر چی گفتیم جواب نداد کی بیایم و حتی به برگه ما اشاره میکرد که استاتوی شما انسانیه و شما اجازه کار در اینجا رو ندارین و با منت می گفت که البته دولت آلبانی داره لطف میکنه که بررسی کنه که ببینه النهایه واسه شما چیکار میتونه بکنه که من بهش گفتم واقعا شما خجالت نمی کشید که چنین حرفی میزنید پناهنده انسانی یعنی اینکه تنها تو کشورشما باشه تنها حق تنفس داشته باشه که البته من بهش گفتم که اینها خواسته فرقه رذل و پلید رجوی است که در این مواقع ایشون ادامه نمی داد و النهایه گفت که کمیساریا به ما گفته ده روز پیش به شما حقوق داده که ما هم همین را گرفتیم و رفتیم کمیساریا ببینیم داستان چیه.
خلاصه ما رفتیم کمیساریا و هرچه گفتند از جایمان تکان نخوردیم تا رئیس که یک خانم بود با معاونش اومدند، همه موضوعات رو گفتیم و ازجمله اینکه آقای سوکل شیدی گفته شما هویتتون انسانیه و اجازه کار در اینجا ندارید ولی در عین حال ما داریم تلاش می کنیم ببینیم چی میشه و اینکه حتی وکیل کمپانی ایتالیایی هم گفته که طبق قانون آلبانی استاتوی شما انسانی بوده و اجازه کار در اینجا رو ندارید و اینکار کمیساریا غیر قانونی بوده که شما رو ول کرده و سوای این هم اینکه سوکل به ما گفت که کمیساریا به ما گفته که همین ده روز پیش ما به نفرات حقوق دادیم که رییس کمیساریا گفت نه چنین چیزی نبوده و دولت هم به ما قول داده که به شما مجوز کار بده و …
من بهشون گفتم که ببنید افراد پولی واسه اجاره خونه و … و غذا ندارن والنهایه من بهشون گفتم کمیساریا مسئول ماست اگه آلبانی نمیخواد یا نمیتونه و یا درتوانش نیست خوب ما رو به سایر سفارتها معرفی کنید یا نه اصلا ما ازخیر این اروپای شما گذشتیم و ما رو ریجکت کنید به عراق که خودشون هم مونده بودن چی جواب بدهند.
من بهشون گفتم من حتی در مقابل تهدیدهای سوکل شیدی هم گفتم که مهم نیست زنگ بزن پلیس بیاد ما رو دستگیر کنه بریم زندان چون در زندان دیگه پولی واسه اجاره نیاز نیست بدیم و همچنین غذا هم رایگان به نفرات داده میشه. در واقع این بهترین گزینه واسه ما در این شرایطه که شما چند ماه است که هم حقوق ما رو قطع کردین و هم اینکه اجازه کار نمیدین خب ما یا باید بریم دزدی کنیم که ما اینکاره نیستیم یا اینکه بریم جایی که بتونیم در آنجا زندگی کنیم و شما هم که ما رو به کمپ راه نمیدین پس میمونه زندان و …
مسئولین کمیساریا خیلی شرمنده و خجالت زده شده بودن و سرشون پایین بود و گفت که نه اینا حق ندارن با شما اینکار رو بکنن و طبق توافق باید به شما اجازه کار و کمک به پیدا کردن کار بدن و …
النهایه من به طرف گفتم من تنها اومدم به شما یک هشدار بدم افراد همه عصبی و نا امید شدن نه پولی واسه اجاره خونه دارن و نه پولی واسه غذا همگی تحت فشار اگه میخواین که نفر از شدت فشار دچار بحران روحی بشه و بیاد اینجا جلوی کمیساریا خودش رو آتیش بزنه همین روند رو ادامه بدین اونوقت ببینید آیا آبرویی واسه شما خواهد موند و … که طرف خیلی دستپاچه شد و گفت من حتما این وضعیت و این نکاتی رو که گفتین همین الان به ژنو منتقل میکنم و آیا اشکالی نداره نکات شما رو هم بگم که گفتم من اصلا اومدم که همینها رو بگم و شما بحرانی بودن شرایط رو منتقل کنید و …
النهایه مسئولین کمیساریا گفتند که ما امروز این موضوعات رو به دولت آلبانی هم از اینجا و هم از ژنو متذکر میشویم و …………
در انتها کارت ویزیت من رو گرفتن و گفتن با شما در تماس خواهیم بود و …… که بعدا از دوساعتی به من تماس گرفتن و گفتن که با دولت و مشخصا وزارت کشور آلبانی تماس گرفتیم و اونها گفتن که ما تا هفته دیگه به این افراد اجازه کار خواهیم داد و … که من بهشون گفتم که الان سه ماه است همینجوری از این هفته به این هفته میکنن و با ما دارند بازی می کنند.
در وزارت کشور که بودم هرچه سر وضعیت بحرانی نفرات صحبت میکردم سوکل به تیکه میگفت نه اینجوری که میگی نیست افراد همه دارن حتما تامین میشن و الا همشون مثل تو میومدن اینجا تنها شما چند نفر هستین که مستمر میاین اینجا و ……….. که من گفتم نه هیچ کس تامینی نمیشود افراد اکثرا دارن میرن کار سیاه انجام میدن بدون مجوز کار و مسائل خودشون رو از قبیل اجاره منزل و خورد وخوراک دارن تامین میکنند و که همین امر هم موجب شده که گاها و بعضا از طرف صاحبکارشون مورد سو استفاده قرار بگیرن و صاحبکار یا حقوق ناچیزی میدهد یا گاها حقوقی نمیدهد که قابل پبگیری نیست چون نفر بدون مجوز داره کار میکنه و آیا ظلم بیشتر از این در حق یک پناهنده میتونه باشه که شما اینجوری میگین.
من باب اطلاع بیشتر دوستان عزیز به موزات این وضعیت جنایتکارانه ای که بانی آن فرقه رذل رجوی میباشد اخباری که دوستان سابق از داخل مزرعه حیوانات رجوی به ما رسانده اند مبنی براین است که مهدی ابریشمچی که نقش بی چون و چرای ﺳﻜﻮﺋﻴﻠﺮ مزرعه حیوانات رو در تئوریزه کردن و توجیه تصمیمات رهبری را ایفا میکنه در نشستهای اخیری که واسه قسمتهای مختلف میگذاره خیلی از موضع بالا بادی به غبغب انداخته و اینکه جدا شده ها چنین شدن و چنان شده اند و دیگه رمسایی وجود نداره و …
خب اولا که بتوچه دوما همونطور که دوستان سابق از داخل مرزعه حیوانات به ما میگن این توصیفات و….. در مورد شما به قول نفرات در اینجا به همدیگه در محفل هاشون میگن که این حرفها که شریف میزنه در وهله اول مخاطبش ما هستم و تنها به خاطر اینه که نفرات ناراضی که در آستانه تصمیم برای خروج از فرقه هستند اینجوری ناامید بشن و فرقه با این پلتیک بتونه چند صباحی بیشتر افرادی رو در اسارت فکری و جسمی خودش نگه داره.
امیدوارم که تصویر چندان روشنی از وضعیت اینجا ارائه داده باشم و در پایان ازهمه دوستان درخواست داشتم با نامه نگاری و ایمیل و ……… به تمامی مجامع دست اندر کار تا جایی که امکان داره گامی در جهت بهبود وضعیت نفرات جداشده از فرقه که حاضر به پذیرش قلاده فرقه بر گردنشان نشدن بردارند.
پایان
با تشکر – حسن حیرانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.