سرنوشت زهره قائمی

سران فرقه رجوی فکر می کردند که تا ابد می توانند به کارهای شومشان ادامه دهند. خبر نداشتن که روزی بایستی حساب اعمالشان را پس دهند.
زهره قائمی نزدیک به هشت سالی فرمانده مقر ما بود و عضو ارشد شورای زنان فرقه رجوی بود . در مقر تلاش می کرد که بیشتر گروههای تروریستی را برای انجام کارهای تروریستی به ایران بفرستد و کرسی بالاتری نصیب خود بکند. مواقعی که در مقر با همه نفرات نشست می گذاشت می گفت من می خواهم پیش برادر و خواهر مریم رو سفید باشم برای واحد ( گروه تروریستی ) آماده باشید که بروید داخل و عملیات انجام دهید برای من مهم نیست چه کسی زنده بر می گردد و چه کسی کشته می شود من فقط می خواهم عملیات با موفقیت انجام شود و آنهایی که در مقر می مانند آنقدر کار کنند که از حال بروند .
در نشست طعمه در مقر باقرزاده خواب و خوراک را از ما گرفته بود و تا می توانست به ما می تاخت و می گفت حق رهبری را از حلقومتان بیرون می کشم. بیش از اندازه قربون صدقه رجوی می رفت برای ما جای سئوال داشت ( وقتی از فرقه رجوی نجات پیدا کردم خانم بتول سلطانی در رابطه با رقص رهایی افشاگری کرد فهمیدم که این زن چرا اینقدر قربون صدقه رجوی می رفت ) بگذریم …. عملیات به شهادت رساندن صیاد شیرازی را این زن برنامه ریزی کرد.
رجوی همیشه در نشست ها نام او را مطرح می کرد. زنی وقیح و شکنجه گر بود که هر چه از دهانش در می آمد به همه می گفت. با ادب ترین حرفش در نشست این بود به همه می گفت پودر مرگ بر روی شما ریخته اند که حرفی نمی زنید! ببینید این زن چقدر وقیح بود زمانی که خانواده ها به پادگان اشرف مراجعه می کردند یک سری کادرها را سازماندهی می کرد که با اشیاء فلزی و قلاب سنگ خانواده ها را هدف قرار دهند.
قبل از اینکه از فرقه جدا شوم در یک نشستی می گفت خانواده دشمن اصلی ماست اگر موشک به اشرف اصابت کند و صدها نفر از بین بروند برای ما بهتر است تا یک خانواده به درب اشرف مراجعه کند اگر خانواده ای از نفرات مقر من به درب اشرف مراجعه کرد من به آن نفر اجازه نمی دهم به درب اشرف برود و خانواده خود را ببیند. خانواده ما مسعود و مریم است. ظلم و ستم از این زن می بارید سر انجام در سال 92 به آخر خط رسید و تمام ظلم و ستمهایی که کرده بود را پس داد و به سزای اعمالش رسید و عبرتی شد برای مابقی شکنجه گران فرقه رجوی که در آینده نزدیک بایستی نتیجه اعمال شوم خودشان را به بدترین وجه پس دهند .
فواد بصری

1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    باید جنازاش مثل جنازه سگ توی خیابون میکشیدن.ولی خداییش چهره کشته شدش به ادم نمیونه.مثل میمونه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.