حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد

نامه اقدس بندی به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی
فرزند عزیزم سلام !
من مادرت هستم. نمی دانی که چقدر دلم برای شما تنگ شده است. همیشه دعا می کنم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی. من و پدرت سنی از ما رفته. پدرت همیشه به یاد شماست و می گوید پس این حمید رضا چه موقع بر می گردد. چشم به راه شماست، چرا تماسی با ما نمی گیری و دل من و پدرت را شاد کنی؟ مگر ما چه بدی به شما کردیم؟ من مادر تو را بزرگ کردم برای تو زحمت کشیدم این جواب تمام خوبی های من است. از طرفی دخترت سراغ تو را می گیرد و می گوید می شود یک روزی پدرم را ببینم. من و پدرت برای اینکه او آرام کنیم به او می گوئیم: حتما.

می بینی همه خانواده نگران تو هستند و هر چه زودتر می خواهند که تو را از نزدیک ببینند. حمید رضا کمی به خودت بیا! چشمانت را باز کن ببین کجا هستی؟ تو را فریب دادند و خودت را نابود کردی پدرت به من می گوید به حمید رضا بگو ما او را دوست داریم. او اولاد ماست. همیشه احساس می کنم حمید رضا در کنار من است حمید رضا فرزندم ما تا زمانی که در قید حیات هستیم می خواهیم تو را ببینیم این آرزوی من و پدرت است. عاقلانه فکر کن و خودت را نجات بده مثل ما بقی که خودشان را نجات دادند و الان در کنار خانواده هایشان هستند تو هم می تونی خودت را نجات دهی.
خواهرانت برادرانت همگی سلام شما می رسانند. همگی می گویند اگر حمید رضا خودش را نجات دهد و به نزد ما برگردد زندگی جدیدی برای او می سازیم و نمی گذاریم کم بودی را احساس کند فقط کافی است خودش را نجات دهد. حمید رضا خودت را نجات بده و خودت را راحت کن ما شما را با آغوش باز می پذیریم .
به امید روزی نزدیک که خبر به ما بدهند که حمید رضا خودش را نجات داده .
مادرت اقدس بندی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.