نامه مادران استان مرکزی به مریم رجوی

نه سلامی می خواهیم به شما بکنیم و نه عرض ادبی! چون دل ما مادران از دست تو خون است. چندین سال است فرزندان ما را به اسارت گرفته ای، آنها را تبدیل به یک چوب خشک کردی، آنها را بی عاطفه کردی مثل برده از آنها کار کشیدی و می کشی، خدا لعنت کند تو را ای زن شیاد و جادوگر.
می دانی طی این چندین سال که فرزندان ما را به اسارت گرفته ای ما چه عذابی کشیدیم. خیلی از مادران در حسرت فرزندانشان فوت کردند . زمانی که به عراق سفر می کردیم آرزو می کردیم که بعد از چندین سال فرزندانمان را خواهیم دید ولی متاسفانه به دستور مستقیم شخص شما یک سری از کادرهای خودتان را توجیه می کردید و با سنگ و اشیاء فلزی ازما استقبال می کردند. شما بویی از مادر بودن را تا به حال حس کرده اید؟! کسی که انسانها را شکنجه و آنها را به تباهی می کشد ذره ای انسانیت در درون آن وجود ندارد و فقط به فکر منافع خودش است. ما برای بزرگ کردن فرزندانمان زحمات زیادی کشیدیم.
قرار بود فرزندان ما در ایام پیری عصای دستمان باشند! فرزندان ما را ربودی و اسیر خودت کردی. خداوند از تو نگذرد که ما را داغدار کردی. یک فرزند همه چیز یک مادر است شما از مادر بودن چی می فهمید هیچی نمی فهمید … نمی فهمید که ما مادران در گرما و سرمای عراق با هزار بدبختی به عراق سفر می کردیم و در کنار زندان اشرف حنجره خودمان را پاره می کردیم که شاید بتوانیم بعد از چندین سال با فرزندانمان دیداری داشته باشیم خیلی از مادران موفق شدند که فرزندان خود را ملاقات کنند. فرزندان آنها با شنیدن صدای مادرشان تصمیم گرفتند که اُردوی شما را ترک کنند و به آغوش گرم مادرانشان باز گردند . فرزندان ما را به یک کشور دور افتاده منتقل کرده ای و به خیال خودت فکر کرده ای که از دست ما مادران خلاص شده ای ولی شما سخت در اشتباه هستید ما تا زنده ایم فرزندان خود را فراموش نخواهیم کرد و پیگیر آزادی فرزندانمان هستیم و تا آنها را ازچنگال تو آزاد نکنیم از پا نمی نشینیم.
گوش کن مریم رجوی مطمئن باش همین مادران هستند که در آینده ای نه چندان دور مثل آوار بر روی سرت خراب می شوند و نابودت می کنند و فرزندان خود را آزاد می کنند ….

پس منتطر باش ای شکنجه گر و افریته زمانه …

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.