سخنی با حمید اسدیان – قسمت دوم

اسدیان عزیز!!! شما با شعرهای خود شاید برای خود پز شورایی درکنار آقای هزار خانی را دارید ولی این شورا از زمان تاسیس چقدر از گروه ها وتشکل ها را داشت و امروز چطوراست؟!
شرح این داستان را باید از کجا شروع کنیم واز خود سوال کنیم که چرا مسعود خان که همه اشکالات را به گردن دیگران می اندازد ؟! مگر می شود همه اشکالات از عضوها باشد و رهبری کننده از این معایب سهم نداشته باشد!
پس سهم مسعود خان چیست ؟ امیدوارم یک بارهم شده شما که شاعر مقاومت؟! هستید به این هم وارد شوید وبعداً اگر خواستید گوش بفرمان رهبری کننده قرار بگیرید.من چند سطری از کتاب پایانی برپایان برای شما پیشنهاد می کنم بخوانید.
” بنی صدر و رجوی پس از فرار از ایران در پاریس به همراه حزب دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاه های ایران، کانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی کار و سازمان اقامه، شورای ملی مقاومت را بنیاد نهادند. بعدها، حزب کار ایران، جنبش زحمتکشان گیلان و مازندران، اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران) و سازمان چریک های فدایی خلق نیز به آنها پیوستند. بسیاری از این سازمان ها، تعداد اعضایشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد و پس از سازمان مجاهدین، حزب دموکرات کردستان از همه شاخص تر بود. از همین رو، مجاهدین نقش پدرخوانده را برای شورا داشتند. سازمان به جای اصلاح اشکالات و رفع کمبودهای خود که مورد انتقاد سایر اعضای شورا بود، به ایجاد سازمان ها و گروه های تابع خود در شورا اقدام کرد، با این خیال که در عرصه افکار بین المللی، ترکیب گسترده ای از نمایندگی تمام اقشار و طبقات جامعه را که در شورا عضو هستند، به نمایش بگذارد. طبق میثاقی که اعضای شورا امضا کردند، بنی صدر به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری دموکراتیک اسلامی و رجوی به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند. نکته جالب این که آنان در حالی لفظ اسلامی را برای حکومت آینده خود برگزیده بودند که بیشتر گروه های عضو شورا، غیرمذهبی و لائیک بودند و حتی هنگامی که این امر موجب اعتراض اعضای شورا قرار گرفت، مجاهدین اعتراف کردند که با کنار گذاشتن لفظ اسلامی در مقابل اعتراضات مؤتلفینشان وعده سرنگونی سریع جمهوری اسلام را طی دو سه ماه می دادند و از متحدان خود می خواستند که اعتراضاتشان را برای مجلس مؤسسان قانون اساسی بگذارند. گذشت زمان باور متحدان رجوی را نسبت به سخنانش سست تر کرد تا آن جا که به گفته مهدی خانبابا تهرانی، رجوی در سال دوم عمر شورا در مقابل تعیین دوره سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ داد: تا پایان سال آینده، نمی توانم به این سؤال جواب بدهم؛”
اما نکته اول!
آقای اسدیان شاید درآن زمان شما در شورا نبودید ولی یادتان هست که درمجلس موسسان مسعود خان می خواست کلمه اسلامی را بیاورد ، آقای هزارخانی اعتراض داشت آن هم با دو مسئله : اول با کلمه اسلامی دوم با رئیس جمهوری مریم. آیا درستاد ها و درمراکزدر اشرف بودید؟ مگر مسئولان نگفتند که مردسالاری آقای هزارخانی گل کرده است. به همین خاطر مخالفت می کند ، مشکل جنسیت دارد؟!
آقای هزارخانی نه بریده بود ونه جدا شده بود.الان هم 37 سال است درهمان شورا هست اما اگرکسی به او سلام می کرد درهمان تشکیلات(سازمان ) که من وشما حضور داشتیم به او چپ نگاه می کردند این همان مجاهدین استوار که بیان می کنید ، درآن زمان نتوانست حتی بهترین دوست شما را هم که اعتراض داشت قبول کند.
الان هم اگر نوشته های ما اشکال داشته می توانستی اعتراض کنی که این فرد ( آقای رضا اکبری نسب ) این حرف را به ما گفته اشکال دارد به این دلیل که ما تمام حقوق بین المللی را دردرون سازمان حفظ می کنیم درآن زمان من هم که از آن تشکیلات جدا شدم ، یک جدا شده نبودم و دوم باهم به او اعتراض می کردیم.
نکته دوم ، در سال 70 جلولا بودیم كه به نیروها گفته شد شب درقرارگاه یكتا مهمان داریم و از انقلاب مریم، اول بند انقلاب (الف) شروع شده بود با خانم هشترودی صحبت كنید كه بعد از طلاق اینقدر از ما انرژی آزاد شده ، ما عصر با خبر شدیم كسی كه می خواهد مهمان باشد خانم هشترودی است. وقتی كه خانم هشترودی وارد یكتا شد خانم ها دور خانم هشترودی رفتند و به كسی اجازه صحبت ندادند طوری كه به آنهایی هم كه توجیه شده بودند اجازه صحبت با ایشان را ندادند از جمله یکی از آنها حسین اقدمی بود ، وقتی شام را سرو كردند وسط شام در بیرون از قرارگاه رفت و آمد زیاد شد و با یك صحنه سازی گفتند که رژیم ایران به زاغه حمله كرده وبا این حیله خانم هشترودی را از قرارگاه خارج كردند و مستقیم به اشرف منتقل كردند و بعداً در نشست سوال شد ، چرا آن شب خانم هشترودی را درجا از قرارگاه خارج كردید ، گفته شد چون ایشان مجاهد نبود كه در اینجا باشد.
برای همه روشن شد كه صحنه سازی درگیری مثل فیلم های هالیوودی بوده است.
حمید جان این از همان صداقت مجاهدی استوار شما است سازمان به دوستان نزدیک خود هم اینطور نگاه می کند تاشما امروز به صحنه آمده علیه خانواده ها موضع می گیرید؟!
آقای اسدیان امید دارم شما این کلیپ را نگاه کنید”مادرآقای اکبری نسب”از همان سازمان درخواست اش چه است آیا به شما ها فحاشی کرده حتی به آن مرحوم مجاهدین استوار هم چیزی نگفته است.فقط از فرزند خود درخواست تماس دارد آیا این گناه است مگر مسعود خان یک زمان همین خانواده ها را نیروهای ذخیره اعلام نکرد ؟!حالا چه شده این نیروی ذخیره مثل نیروی سیاسی آب شد والان همان سازمان از طریق شما به خانواده فحاشی می کند اگر این هرزنامه ها وهذیان گویی ها درمقاله ها شما پلی برای رسیدن به مقام شماست ما حرفی نداریم ولی اگر از روزی آگاهی این کار را کردید بس نا آگاهی بیش نیستید!

پیام مادر زجر کشیده ی مرتضی اکبری نسب به پسر دلبندش

اگرچه نباید به آنها گفت عضو شورا، اما صوری هم شده باید رجوی به آنها اعتماد می كرد اما به آنها با دید پیراهن نچسب نگاه می كرد و موقع حضورشان در عراق حتی در آن سالها كه درب بسته بود نمی گذاشت با نفرات قرارگاه باشند و می گفت چون در آموزش هستند وقت دیدار ندارند. می دانست كه اگر نفرات كمپ اشرف با آقای هزارخانی , خانم متین دفتری و هشترودی مشكلات و سركوب ها را در میان بگذارند داستان دیگری خواهد شد و به همین خاطر اجازه حضور ازآنها گرفته شده بود و چون این اعضای غیر مجاهد شورا در خارجه آزادتر بودند و می توانستند جلوی خیلی چیزها را در اشرف بگیرند و رهبر فرقه می دانست كه حضور آنها در بین نفرات به شل شدن سركوب در داخل خواهد انجامید به همین خاطر در حضور اندك نفراتی كه مریم و مسئولین انتخاب می كردند در كنار آنها به عنوان محافظ اعضای شورای ملی مقاومت عمل می كردند و این چهره فریبكارانه همیشه در رهبران دیكتاتور ، خود کامه ودر رهبران فرقه ها وجود دارد. بلی لاپوشانی رجوی برای اعضا در همه جبهه ها وجود داشت و از حضور خانم هشترودی ، حتی در جلسه شورای ملی هم راضی نبودند چرا كه به مریم به عنوان یك زن نگاه می كرد و او را به عنوان بت زنها ونفر برتر قبول نداشت و چون در فرقه باید بت بزرگ (مریم) را پرستش می كردی و او آن را قبول نداشت، به همین خاطر راضی نبودند ایشان در جلسه های شورا حضور داشته باشد.
ادامه دارد…
سیروس غضنفری

سخنی با حمید اسدیان

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.