کنفرانس مطبوعاتی سعودی-رجوی در آمریکا

در آغاز هفته جاری میلادی، یک کنفرانس مطبوعاتی پیرامون “حمله پهپادی به آرامکو” توسط نمایندگان سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در آمریکا برگزار گردید که طبق معمول پیشبرد “خط ایران ستیزی سعودی-صهیونیسم” در آن بخوبی آشکار بود. در این کنفرانس، سونا صمصامی (عضو شورای رهبری مجاهدین و نماینده شورای ملی مقاومت رجوی در آمریکا) به همراه علیرضا جعفرزاده (کارمند فاکس نیوز و عضو انتحاری مجاهدین) به تکرار اتهاماتی پرداختند که پیش از آن پمپئو، بن سلمان، ترامپ و چند شخصیت مشابه حول آن سخن پراکنی کرده و عملیات بزرگ پهپادی ارتش و نیروهای مقاومت یمنی در عربستان را به ایران نسبت داده بودند.
البته این اولین کنفرانس مجاهدین در مورد ایران نبود. طی دو دهه گذشته کنفرانس های مختلفی توسط علیرضا جعفرزاده، سونا صمصامی، مهدی ابریشمچی و یا محمد سیدالمحدثین برگزار شده که در آنها با انتشار اسنادی مضحک و بی پایه ادعاهای مشابهی را عنوان کرده بودند: از پروژه هسته ای و موشکی تا به امروز که بحث حمله پهپادی مطرح شده است. قابل توجه اینکه گفته های مطرح شده در این کنفرانس دقیقاً بازخوانی چیزهایی است که بن سلمان و پمپئو می گویند و نیاز جدی عربستان سعودی به آنهاست. اگر به انبوه مصاحبه اخیر خیل مفسران و متخصصین آبکی در رسانه های فارسی زبان (که همگی حقوق بگیر سعودی و یا سرویس های امنیتی غربی هستند) گوش دهیم متوجه می شویم که کنفرانس مجاهدین نیز بسیار مشابه آن سخنان و تکمیل شده همان هاست و طبعاً با هماهنگی و هزینه سعودی برگزار شده است و بخشی از سلسله مشاوره هایی است که توسط مریم رجوی در برابر دستمزدهای نجومی ارائه شده است!.

کنفرانس مطبوعاتی اخیر، یک نکته در خود نهفته دارد، اگر به 23 مرداد 1381 بازگردیم که طی آن علیرضا جعفرزاده با انتشار چند عکس هوایی اولین کنفرانس خبری در مورد فعالیت های هسته ای ایران را برگزار نمود (که بعدها مشخص شد دولت اسرائیل بخاطر درگیر نشدن با این قضیه آنرا توسط یک گروه ضد ایرانی عنوان کرده تا مشروعیت پیدا کند)، امروز هم می توان براحتی حدس زد که عربستان این اسناد بی پایه را به مجاهدین داده تا از زبان یک گروه ایرانی مطرح گردد و واقعی و حقوقی جلوه داده شود. مجاهدین در آن سال، زمانی دست به افشاگری زدند که خطر بزرگی صدام حسین را تهدید می کرد و احتمال حمله نظامی آمریکا به عراق به اوج خود رسیده بود و مسعود رجوی با این کار، دو گزینه را در نظر داشت:
یکم) اگر این امکان فراهم می شد که با خطرناک جلوه دادن ایران، نوک تیز حملات از سوی صدام حسین به سمت جمهوری اسلامی بچرخد، بهترین حالت بوجود می آمد تا وی بتواند از شرایط جنگی بوجود آمده، ارتش خود را تقویت کند و به سمت ایران تهاجم کند و به قدرت برسد.
دوم) اگر مسئله چندان حاد نمی شد و آمریکا کماکان عراق را مورد حمله قرار می داد (حالتی که در نهایت رخ داد و شاهد آن بودیم)، وی با این همکاری، پیشاپیش با صهیونیست ها و آمریکا همسو و همراه شده بود و می توانست از رخداد سقوط صدام حسین جان سالم بدر ببرد و بعدها بگوید هرچند با صدام حسین در تضاد با جمهوری اسلامی قرار داشته است، اما یک جریان مستقل بوده که از درون حکومت صدام حسین می توانسته با آمریکا و اسرائیل دست دوستی بدهد.
به نظر می آید که امروز هم مجاهدین چون خطر شکست و یا سقوط آل سعود را نزدیک دیده اند (که تهدید بزرگی برای حیات مالی تشکیلات مجاهدین خواهد بود)، لاجرم وظیفه خود می دانند که هرطور شده تهدیدها را از روی عربستان برداشته و به سمت ایران هدایت کنند و فشارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی را تشدید نمایند تا شاید جنگ دیگری رخ دهد که منافع آنان را کامل تأمین نماید و در غیر اینصورت، حداقل زمینه شکست مردم یمن فراهم آید تا عربستان دست بالاتری پیدا کند و از سقوط حتمی نجات یابد که نتیجه آن قطعاً باز هم به نفع مجاهدین خواهد شد.
از تاریخ 14 سپتامبر (روز حمله پهپادی به آرامکو) تا برگزاری کنفرانس مجاهدین، بیش از 2 هفته می گذرد و طی این مدت، هم کشورهای غربی و هم عربستان و آمریکا در حال تعارف به یکدیگر برای انتشار اسناد “دست داشتن و یا حمله ایران” به آرامکو (برای متهم کردن سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی) هستند، اما نه سند محکمه پسندی دارند و نه اساساً جرات دارند ایران را بدون سند و مدرک به طور مستقیم و قطعی محکوم نمایند، چون از تبعات نظامی آن می ترسند و صرفاً به اتهام زنی و تهدیدهای نرم مشغول شده اند. بن سلمان در مصاحبه با تلویزیون آمریکایی از یک طرف مدعی شد که حمله کار ایران است و از طرف دیگر تنها سندی که به مجری ارائه نمود اینکه “حماقت ایرانیان تنها دلیل حمله آنها به آرامکو است”. به این معنا که هیچ سند ارزشمندی از این بابت در دست ندارد.
از آنجا که ترامپ هم توپ را به زمین عربستان پاس داده، سعودی ها پس از دو هفته اتهام زنی، بالاخره به این نتیجه رسیدند که بهترین کار برای متهم کردن ایران، به میدان کشانیدن مزدوران ایرانی شان است و از این طریق به جامعه جهانی القاء کنند که خود ایرانیان چنین ادعایی دارند و اینها بهترین مدرک هستند. البته در این مدت هم چند دوجین شخصیت دست چندم را به تلویزیون کشانیدند تا از زبان آنان خط خود را پیاده کنند که جواب نداد و در نهایت تنها کاری که توانستند انجام دهند نمایشی با اجرای مجاهدین خلق بود که به طرز عجیبی تمامی رسانه های فارسی زبان وابسته به سعودی و استعمار هم آنرا انعکاس دادند تا هرچه بیشتر تبلیغ شود. با اینحال، آش آنقدر شور بود که حتی برخی کارشناسان مورد پسند بی بی سی هم آنرا بی پایه خواندند که از جمله می توان به مصاحبه “حسین آرین” اشاره نمود که به صراحت گفت: “مجاهدین فقط ادعا کردند که کار ایران است. آنها اگر سند متقنی داشتند حتماً به آمریکا ارائه می دادند”.
ناگفته نماند که بی بی سی هم در این ماجرا دوگانگی در خبررسانی و بی طرفی پوشالین را به نمایش گذاشت. این رسانه صهیونیستی، در حالی اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق را “نمایندگان شورای ملی مقاومت” می نامد که برای “نیروهای مقاومت مردمی و سخنگوی ارتش قانونی یمن” از واژه حساب شده و مغرضانه “شورشیان حوثی” استفاده می کند. یعنی از نظرBBC گروهی که هیچگونه پایگاه اجتماعی در ایران ندارد و سه دهه در خدمت صدام، پنتاگون، موساد و سعودی بوده، باید “شورای ملی مقاومت ایران” خوانده شود، اما “بخش مهمی از مردم یمن” که همگی در یمن حضور مادی و ملموس دارند و با یک اشاره آنها تظاهرات میلیونی و صدها هزارنفره در صنعا برپا می شود و در همین حال در برابر بزرگترین حملات قدرتهای جهانی و دولت فاسد عربی مقاومت کرده اند، “نیروهای شورشی” هستند!…
در این میانه، فضای شبکه های اجتماعی نیز سرشار از تمسخر و نفرت علیه مجاهدین خلق به عنوان یک گروه خودفروش، ضدایرانی و خائن شده است. بسیاری “بی طرفی!” بی بی سی و سیاست های دوگانه این رسانه را به سخره کشیده اند و بسیاری هم به خیانت مجاهدین و دریوزگی و استیصال سعودی در برابر این ضربه حماسی پرداخته اند. آنچه واضح است، به همان مقدار که رهبری مجاهدین خلق مورد نفرت مردم ایران قرار می گیرد، از آن سو نیز خباثت رسانه های ضدایرانی و وابستگی شخصیت های خودفروش و بی هویت به سعودی آشکارتر می شود.

اما این هیاهوی ناچیز مجاهدین در کمک رسانی به سعودی هم کاری از پیش نخواهد برد و اوضاع نابسامان آل سعود به حدی بحرانی است که نه فقط مجاهدین، که آمریکایی ها هم از آینده عربستان بیمناک شده اند و کاری از دستشان ساخته نیست و این مقاومت مردم یمن است که هر روز بالنده تر و شکوفاتر می شود و می رود تا بنیان ظلم، جنایت و تجاوز سعودی را برای همیشه درهم بشکند.
حامد صرافپور

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.