چرا سعودی‌ها تصمیم به توسعه روابط خود با آلبانی گرفتند؟

به رغم آنکه سابقه حضور اسلام در بالکان به حدود هشتصد سال قبل یعنی قرن ۱۲ میلادی می‌رسد، اما ورود تکفیری‌ها به آن نوپاست و به اوایل دهه ۹۰ و بحبوحه جنگ بوسنی باز می‌گردد. عرب‌های افغان پس از آرامش و استقرار در بوسنی تابعیت گرفتند و عربستان سعودی با صرف هزینه‌های کلان به تبلیغ آئین منحصر بفرد خود یعنی وهابیت در این منطقه پرداخت.
در روز‌های گذشته بود که رسانه‌های سعودی و آلبانی خبر از امضای یک تفاهم نامه اقتصادی برای توسعه مبادلات تجاری میان دو کشور دادند. احمد الخمشی رئیس هیئت سعودی از روابط خوب دو کشور و منافع مشترک میان آن‌ها گفته بود و خواستار توسعه این روابط در حوزه اقتصادی و سرمایه گذاری نیز شده بود.
فوریه امسال نیز ادی راما نخست وزیر آلبانی با سفر به عربستان سعودی و دیدار با پادشاه آن و در سفری چندان پردستاورد هم نبود، دو توافقنامه و یک تفاهم نامه همکاری مشترک در حوزه‌های گردشگری و هوایی امضا کرده بود.
بررسی پیشینه روابط ریاض و تیرانا نشان می‌دهد مناسبات این دو ریشه تاریخی ندارد و به سال‌های اخیر باز می‌گردد. نه تنها کتاب و مقاله‌ای درباره روابط این دو کشور موجود نیست بلکه جالب آنکه در پایگاه ویکی پدیا (با اینکه محل ارجاع علمی نیست) در مدخل روابط آلبانی – عربستان، تنها یک زبان وجود و آن هم عربی است و محتوای آن نیز فقط مقایسه آماری میان دو کشور از حیث جمعیت و اقتصاد و سازمان‌های بین المللی است که هر دو کشور در آن‌ها عضویت دارند و کمترین اشاره‌ای به پیشینه روابط نشده است!
اینکه سعودی‌ها چرا و چگونه به یاد گسترش روابط خود با آلبانی افتادند جای پرسش جدی دارد. به خصوص آنکه اولین و آخرین دوران حضور جدی سعودی‌ها در منطقه بالکان، به دوران حضور شهروندان سعودی و عربی باز می‌گردد که پس از پایان جنگ از افغانستان به بالکان مهاجرت کردند و همزمان نیز نهضتی از مسجد سازی و ساخت مراکز اسلامی توسط سعودی‌ها در نقاط مختلف بالکان به خصوص بوسنی و هرزگوین آغاز شد و بسیاری از این مهاجران با دختران مسلمان و بومی آن منطقه ازدواج کردند.
علاوه بر اینکه نظامیان سلفی آموزش دیده عرب که از وفاداران بن لادن بودند در سال ۱۹۹۳ با استفاده از پوشش جنگ بوسنی در بالکان گردهم آمدند تا زیربنای شبکه‌ای تروریستی را در داخل خاک اروپا با مرکزیت بالکان تأسیس کنند.
پس از پایان جنگ بوسنی شهر‌های عمده‌ای در بالکان به کانون افراط گرایان سلفی تبدیل شده بود و شهر نووی پازار در سنجاک در جنوب صربستان به یکی از عمده‌ترین این کانون‌ها بدل شده بود. نووی پازار کانون توجه این افراط گرایان بود تا پلی از آلبانی و کوزوو به بوسنی ایجاد کنند.
تأثیرات حضور افراط گرایان عرب و نهضت مسجد سازی سعودی‌ها در این منطقه که همراه با ترویج اندیشه‌های افراطی وهابی بوده است حدود دو دهه بعد خود را به صورت اعزام هزاران نیروی شبه نظامی خشن به عراق و سوریه برای قرار گرفتن در کنار آنچه خلافت اسلامی داعش خوانده می‌شود نشان داد.
همزمان با قدرت یابی داعش در عراق و سوریه، شهروندان آلبانی از حجم بالای سفر برخی شهروندان این کشور به خاورمیانه شگفت زده شده بودند. دتمیر بوشاتی وزیر خارجه وقت آلبانی در همان ابتدا گفته بود که حدود ۳۰۰ شهروند کشورش برای پیوستن به داعش از آلبانی خارج شده اند. افزون بر اینکه بخشی از ائمه جماعت این کشور نیز در منابر به سود داعش تبلیغ و سرباز گیری می‌کردند.
جالب اینکه سرباز گیری داعش از میان آلبانیایی‌ها تنها به شهروندان داخل آلبانی محدود نشد بلکه آلبانیایی تبار‌های ساکن اروپای غربی به خصوص آلمان و سوییس را نیز شامل شد. موضوعی که نشان می‌دهد آلبانی تا چه اندازه قابلیت جذب در گروه‌های شبه نظامی و مسلح خشن اینچنینی و تأثیر پذیری از اندیشه‌های وارداتی را دارا است.
فارغ از اینها، شرایط اقتصادی ضعیف آلبانی و موقعیت استراتژیک آن در جنوب شرق اروپا و بالکان و فساد حاکم بر مقامات آن نیز به گونه‌ای است که این کشور را مورد توجه برخی بازیگران بین المللی قرار می‌دهد.
احتمالا همین شرایط اقتصادی بسیار ضعیف آلبانی باعث شد که ایالات متحده آمریکا در نهایت مجبور شد تا بر اثر فشار‌های دولت عراق و برخی فعالان مدنی این کشور که خواستار اخراج مجاهدین خلق از کشورشان بودند، آلبانی را به عنوان مقصد نهایی این گروه انتخاب کند. سوابق این گروه چنان سیاه بود که هیچ کشوری حاضر به پذیرش دسته جمعی افراد آن نبود و آمریکایی‌ها با تطمیع مقامات آلبانی و پرداخت ۲۵ میلیون دلار به این کشور، تیرانا را متقاعد به پذیرش مجاهدین کردند. مبلغی که به عنوان حمایت از اصلاحات در اختیار تیرانا قرار داده شده است. علاوه بر اینکه ۲۰ میلیون دلار نیز برای حمایت از مجاهدین توسط آمریکا در اختیار سازمان ملل قرار گرفته شده بود.
مجاهدین که متعهد شده بودند در مقابل اسکان در آلبانی، هیچ گونه تحرک و فعالیت سیاسی علیه ایران نداشته باشند به زودی با فراموشی تعهد خود و به دنبال ساخت و ساز‌های عظیم درپایگاه خود در اطراف تیرانا، کم کم اقدام به برگزاری جلسات دیدار با مقامات سیاسی آلبانیایی و اروپایی در پایگاه خود کردند و از آنجا تحرکات و تبلیغات خود علیه تهران را هدایت کردند.
اکنون آلبانی از یک کشور حاشیه‌ای تبدیل به یک کشور قابل اهمیت برای بسیاری شده است. برای مجاهدین از یک سو، زیرا عمده نیروی آن‌ها در این کشور متمرکز شده بود، برای ایران از سویی دیگر، زیرا مهم‌ترین اپوزیسیون سیاسی ایران در خارج اکنون در آلبانی متمرکز شده بود و فعالیت می‌کرد، برای آمریکایی‌ها که پشتیبان و حامی مجاهدین بودند و خانه جدید را آن‌ها برای این گروه پیدا کرده بودند. برای اسرائیلی‌ها هم اهمیت پیدا کرد، زیرا نباید تردید کنید تل آویو به راحتی از گروهی با بیش از ۲۵۰۰ نیرو و دارای امکانات و خبره در امور نظامی و امنیتی که مخالف حکومت ایران نیز هست بگذرد و کاری به کار آن‌ها نداشته باشد.
در کنار این‌ها عربستان سعودی را نیز نباید از یاد برد. موضوع ارتباط عربستان سعودی با اپوزیسیون ایرانی مجاهدین زمانی مورد توجه قرار گرفت که ترکی الفیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی عربستان دو بار در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میهمان اختصاصی این گروه و رهبر آن در پاریس بود و از آن‌ها تمجید کرده بود.
حالا میتوان گفت که آلبانی این کشور کوچک بالکان پس از انتقال گروه رجوی به آنجا به یک زمین بازی میان ایران و مخالفانش تبدیل تبدیل شده است. اما ایران به عنوان یک بازیگر نتوانست برای مدت طولانی در زمین آلبانی دوام بیاورد و در نهایت دولت تیرانا در دسامبر ۲۰۱۸ در اقدامی که احتمالا پشت آن اقدامات تحریک آمیزبرخی کشور‌ها و حتی گروه مجاهدین بوده است سفیر ایران و یک دیپلمات آن را از خاک خود اخراج کرد. اقدامی که با واکنش مثبت ریاض مواجه شد و وزارت خارجه آن با صدور بیانیه‌ای از اقدام تیرانا پشتیبانی کرد.
پیش از آن سخنگوی وزارت خارجه ایران، آمریکا، اسرائیل و برخی گروه‌های تروریستی مخالف ایران را پشت ماجرای اخراج سفیر خود از آلبانی معرفی کرده بود.
سخنرانی ۲۷ سپتامبر ادی راما نخست وزیر آلبانی در مجمع عمومی سازمان ملل که در آن به نظام ایران تاخته بود و از مجاهدین دفاع کرده بود نیز گمانه‌ها را مبنی بر اثرگذاری این گروه بر مقامات سیاسی آلبانی تقویت می‌کند به خصوص آنکه رئیس جمهور آلبانی الیر متا که او هم مانند راما از حزب سوسیالیست است دو هفته پیش از سخنرانی راما یعنی در ۱۳ سپتامبر شخصا به پایگاه مجاهدین در حومه تیرانا می‌رود و با مریم رجوی همسر سرکرده این گروه دیدار می‌کند.
کاملا روشن است که آلبانی نسبتا آرام، اکنون زمین یک بازی شده است که آمریکایی ها، اسرائیلی ها، و سعودی‌ها بازیگران آن هستند. نقطه مشترک آن‌ها تخاصم با ایران است و ابزار آن‌ها نیز در این کشور، گروه مجاهدین است.
آنچه مقامات آلبانی به آن توجه ندارند این است که عربستان سعودی در گسترش مناسبات خود با کشورها، علاوه بر مناسبات سیاسی و اقتصادی، به ترویج و اشاعه ایدئولوژی افراطی حاکم بر کشور خود در میان دیگر کشور‌ها نیز می‌پردازد. گزارش سازمان جهان اسلام که بال رسمی ریاض در ترویج بنیادگرایی در سراسر جهان است از اقدامات تبلیغاتی و ترویجی خود در بسیاری از مناطق و کشور‌های جهان و توزیع کتاب‌های مذهبی و همچنین ساخت مراکز اسلامی و مساجد در آنها، باید هشداری به آلبانیایی نسبت به ترویج افراط گرایی وهابی در کشورشان باشد.
علاوه بر این، حمایت رسمی مقامات آلبانی از مجاهدین ، که سال‌ها در لیست تروریستی ایالات متحده، اتحادیه اروپا و انگلستان بود می‌تواند روند ورود این کشور به اتحادیه اروپا را با چالش مواجه کند. مقامات طراز یک و رسمی غرب هنوز از حضور در مراسم گروه رجوی اجتناب می‌کنند تا ارتباط آن‌ها با گروهی تروریستی و متهم به پول شویی به حیثیت آن‌ها لطمه وارد نکند، اما مقامات آلبانی، بر خلاف سایر مقامات رسمی عالی رتبه در اروپا و آمریکا، هنوز به این نکته پی نبرده اند.
به هرجهت تیرانا در روابط خود با سعودی‌ها بسیار هوشمندانه عمل کند تا از تبدیل کشور به کانونی برای اندیشه‌های افراط گرایانه در بالکان و اروپا و ممری برای عبورافراط گرایان به این قاره تبدیل نشود. شاید دور شدن این کشور از بازی بازیگران بهترین راه برای آن باشد.
سید رضا قزوینی غرابی – جوان‌ آنلاین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.