تنفس مصنوعی به اعضای مجاهدین خلق در آلبانی

جواد فیروزمند: آقای سبحانی به آلبانی اشاره کردید، هم زمان با اخراج جان بولتون از کاخ سفید یک اتفاق دیگر هم در آلبانی روی می دهد و رییس جمهور آلبانی به زندان اشرف 3 و به دیدار مریم رجوی می رود. در این رابطه نظر شما چیست و این ماجرا چه ارتباطی با اخراج جان بولتون از کاخ سفید و یا تحولات ممکن به نفع سازمان مجاهدین در آینده دارد؟ آیا فکر نمی کنید حضور رییس جمهور آلبانی در کنار مریم رجوی به شخصیت و پرستیژ این فرد به عنوان رییس جمهور یک کشور اروپای شرقی لطمه وارد می کند؟ و یا نه جایگاه او را از نظر سیاسی و یا اجتماعی بالا می برد؟ وزنه ای که در مقابل چنین اتفاقی قابل سنجش است چه سودی برای سازمان مجاهدین خلق دارد در شرایطی که جان بولتون از کاخ سفید اخراج شده است؟
محمد حسین سبحانی: باید واقعا اظهار تاسف کرد برای یک مقامی که مشخصا به خاطر پول و سایر کمک هایی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم دریافت کرده و خواهد کرد وارد این برنامه می شود که سازمان مجاهدین خلق در زندان اشرف 3 برنامه ریزی کرده است. هرچند رییس جمهور در آلبانی مقامی تشریفاتی است ولی جایگاهی کاملا مشخص در ساختار دولتی و اداری آلبانی دارد و هم زمانی این موضوع با مساله اخراج جان بولتون از کاخ سفید قبل از هر چیزی برای نیروهای اسیر در زندان اشرف 3 مصرف داخلی دارد و از سوی دیگر نشان می دهد سازمان مجاهدین از این خط آویزان شدن به بیگانگان و قدرت های خارجی و عرضه کردن خود به عنوان مزدور دست برنمی دارد. این خط وابستگی و آویزان شدن به قدرت های خارجی که اسم آن را درست کردن لابی می گذارد، ولی برای همه روشن است که این حرکات چه معنا و مفهومی دارد. لازم است به نکته ای هم اشاره کنم، من فیلم دیدار رییس جمهوری آلبانی از زندان اشرف 3 و برنامه هایی که مریم رجوی و سازمان مجاهدین برای آن برنامه ریزی کرده بودند را دیدم. بسیار خوب و ماهرانه این کار برنامه ریزی ، طراحی و اجرا شده بود و به لحاظ تبلیغاتی و نظم در ملاقات یکی دو ساعته این حضور بسیار خوب گنجانده شده بود ولی این شکل ظاهری موضوع است. در این زمینه و در شکل ، سازمان مجاهدین بسیار بسیار مسلط و بسیار بسیار ماهرتر از یک دولت است. برنامه ریزی ورود و صحنه سازی ها و فرش سرخی که پهن کرده اند و آدم هایی که در دو طرف چیده اند و گل های سرخی که به دست این آقا نفر به نفر می دهند و این مقام آلبانیایی همینطور در حال گل گرفتن است و نمی داند چه کند و به این ترتیب فرد را از درون تحت تاثیری روانی قرار می دهند ، هر چند که این ملاقات یک پروژه تعریف شده و هماهنگ شده از قبل توسط سرویس های اطلاعاتی ، بویژه سرویس موساد برای کمک رسانی به سازمان مجاهدین بوده است، ولی این هنر را فرقه مجاهدین دارد که با چنین تبلیغات و ترفند های روانی فرد را تحت تاثیر قرار بدهد و قرار هم می دهد. او را به شدت تشویق می کنند، آدم هایی که مدعی هستند 40 تا 50 سال مبارزه می کنند، از عباس داوری و احمد واقف گرفته تا بقیه تا کمر دولا می شوند. خانم هایی که اجازه ندارند با مردان صحبت کنند ، لبخند زنان او را تحویل مریم رجوی می دهند و به اصطلاح به کریدور به اصطلاح” شهدا” می برند. اینها نشان یک مهارت در ظاهر و فرم است ولی در محتوا نه و باید پذیرفت که سازمان مجاهدین در شکل و اجرا و برنامه ریزی سرآمد است و برنامه هایی که او تهیه می کند با برنامه هایی که یک تلویزیون سراسری و دولتها تهیه می کنند قابل مقایسه است. ولی در محتوا چی؟
محتوا همچنان در راستای همان موضوع است که بتوانند از بیگانگان برای پیشبرد” خط جنگ” استفاده کنند. بنابراین موضوع کاملا روشن است ، چرا که رییس جمهور تشریفاتی آلبانی و موقعیت این کشور در شرق اروپا در دنیای سیاست در مقایسه با حکومت صدام حسین و عراق که رقمی نیست وقتی سازمان مجاهدین لب مرز ایران بود و پیش صدام حسین می رفتند و دست می دادند و صحبت می کردند و پول و پست و ارتش و سلاح و تانک و همه چیز را از صدام حسین گرفتند ، اما به جایی نرسیدند حال از آلبانی چه بر می آید و فرضا این مقام آلبانیایی کجای این معادله می تواند باشد؟! بنابراین می توان گفت ملاقات مریم رجوی با رئیس جمهور آلبانی چیزی جز دادن تنفس مصنوعی به نیروهای اسیر در زندان اشرف 3 نیست.این آقا نیز جز آنکه خود را خراب کرده است کار دیگری نکرده است.
این مقام آلبانیایی باید بداند سازمان مجاهدین بعد از سرنگونی صدام حسین با دخالت و وارد کردن پول در منازعات قبیله ها و طایفه های مختلف سیاستهای عراق و دخالت در کار احزاب و جناح های مختلف عراق و استفاده از شکاف های شیعه و سنی و… دولت های مختلف عراق را به بحران های مختلفی کشاند. همین حالا هم می شود رد پای سازمان مجاهدین و بقایای صدام حسین را در منحرف کردن اعتراض های مردم عراق را روز های اخیر مشاهده کرد.. این آقای رئیس هم باید مطمئن باشد که صد در صد رد پای ” سیاست تزریق پول” توسط سازمان مجاهدین در ایجاد شکاف و. اختلاف بین احزاب آلبانی هویدا خواهد شد و مدارک آن بیرون می آید و گرنه چه دلیل منطقی می تواند وجود داشته باشد که رییس جمهور آلبانی به این شکل در زندان اشرف 3 حاضر شود و به یاد بیاورد که طرح ده ماده ای مریم رجوی را دیده و تحت تاثیر قرار گرفته است.
باید گفت کدام طرح ؟! فرقه ای که سرتاپایش را استبداد فرا گرفته و استثمار مضاعف در آن موج می زند از” طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی” حرف می زند؟! اگر یکی از آن خانم ها که پشت سر این آقا نشسته بودند، جرئت داشت روسری خودش را بردارد؟! و یا اگر توانسته اند یک نفر را بدون روسری درون خود جا بدهند؟! شما به انگشتان این خانم ها و آقایان مجاهد نگاه کنید! تمام آن آقایان و خانم ها حلقه های خود را درآورده و طلاق داده اند و از نظر رجوی رابطه جنسی زن با شوهر و شوهر با زن حرام است. البته نه برای خود او. پس این مقام آلبانیایی از کدام طرح ده ماده ای برای دمکراسی و آزادی و حقوق بشر حرف می زند؟! فرقه ای که این دیدگاه را دارد و قبل از رسیدن به قدرت اینطور سرکوب می کند و اینچنین ترور شخصیت دارد و منتقدین خود را بدنام جلوه می دهد در آینده فرضی چه کار خواهد کرد؟!
همین گفتگویی که در هفته های گذشته داشتیم را ببینید. ربات های اینترنتی فرقه رجوی در فضای مجازی حمله می کنند و دشنام می دهند و فحاشی می کنند. اگر انتقادی دارند نقد کنند و حرف بزنند. اگر حرف من اشتباه است بگویند اینجا اشتباه است. آنها ترور شخصیت می کنند و اگر لازم باشد ترور فیزیکی نیز می کنند. مگر مسعود رجوی در یازده آبان 1393 نگفت که باید کسانی را که بر علیه ما در 2003 در دادگاه فرانسه شهادت دادند به قتل رساند؟! حالا این آدم می گوید من تحت تاثیر طرح ده ماده ای مریم رجوی قرار گرفته ام اما! نکته اساسی این است که قصد فرقه مجاهدین و مریم رجوی این است که بعد از اخراج جان بولتون از کاخ سفید به نیرو های اسیر در زندان اشرف 3 در آلبانی تنفس مصنوعی بدهد و بگوید که که خط ما خط جنگ و وابستگی به قدرت خارجی و مزدوری برای آنها به طور کماکان ادامه پیدا خواهد کرد.
جواد فیروزمند: این ها ظواهر امر است و سازمان مجاهدین تلاش می کند با حضور برخی شخصیتها از جمله رییس جمهور آلبانی در اشرف 3 به افراد بازمانده در زندان اشرف 3 روحیه بدهد اما خارج از این مساله و حتی توضیح شما مجاهدین در این رابطه پول خرج می کنند و افشاگری های بین المللی در این رابطه زیاد بوده است. و بسیاری از افراد و شخصیت های اروپایی و آمریکایی زیر کنکاش قوانین حقوقی آن کشور و خبرنگاران بین المللی اعتراف کرده اند که از سازمان مجاهدین خلق برای شرکت در این جلسات پول می گیرند. جدای از همه این مسائل این نوع عملکرد تا الان در پروسه اخراج اجباری از عراق به اروپا و آلبانی چه تاثیری در ارتباط با اهداف مجاهدین در بین مردم ایران می تواند داشته باشد به عبارتی این اعمال چقدر می تواند مجاهدین را به پیروزی هایی که در همه جا تبلیغ می کنند برساند و چه ارتباطی بین پیروزی مجاهدین در رابطه با حکومت دارد و چه ارتباطی با جایگاه مردمی آنها دارد؟ آمدن رییس جمهور آلبانی به اشرف 3 چه چیزی را در دیدگاه مردم ایران نسبت به سازمان مجاهدین و این پروسه خشونت بار آنها تغییر خواهد داد؟
محمد حسین سبحانی: به نظر من دیدگاه مردم و میزان تنفر جامعه از سازمان مجاهدین تغییری نخواهد کرد و حتی افزایش هم پیدا خواهد کرد. مردم ایران باید چه چیزی را بفهمند وتحت تاثیر چه چیزی قرار بگیرند؟! شاید کارگری که اعتصاب می کند و حقوق خود را طلب خواهد کرد با او همدردی کنند ولی باید تحت تاثیر کجای سازمان مجاهدین و عملکرد آن قرار بگیرد؟ این سازمان یک لکه ننگی است که حتی بقیه افرادی که در اپوزیسیون هستند می خواهند فاصله خودشان را با آنها در هر وضعیتی نشان بدهند. به همین دلیل به آنها می گوید” آلترناتیو های قلابی” که مدعی است وزارت اطلاعات ایران آنها را ساخته است. این یعنی هر کسی جز مجاهدین در آپوزیسیون ایران است ترور شخصیتی می کند.
از سوی دیگر تاثیر تنفر اجتماعی از سازمان مجاهدین در ایران و همینطور مخالفین حکومت ایران با سازمان مجاهدین ، به نظر من می تواند به عنوان یک احتمال نزدیک به واقعیت برای برکناری جان بولتون مورد بررسی قرار داد. جان بولتون در افکار عمومی ایرانیان به درستی برچسب همکاری و نزدیکی به سازمان مجاهدین و این فرقه را خورده بود و ادامه حضور جان بولتون در کاخ سفید برای پیشبرد خط ترامپ برای ادامه کار با ایران مناسب نبود. چون اسم جان بولتون با سازمان مجاهدین گره خورده بود و خودش عنوان کرده که برای شرکت در جلسات این سازمان پول می گرفته است. تنفر اجتماعی از سازمان مجاهدین در جامعه ایران چیزی نیست که قابل دیدن نباشد. می توان به عنوان یک احتمال در نظر گرفت که تاریخ مصرف جان بولتون برای ترامپ تمام شد و نمی توانست در ارتباط با جامعه ایرانی و مدیای ایرانی مفید و موثر باشد بنابر این سازمان مجاهدین و کارهای این سازمان موضوعی است که مردم ایران از آن حتی تمایل ندارد که مطلع شوند. اوج استراتژی آویزان شدن به بیگانه رسیدن و نزدیک شدن به تئوری رجوی” جنگ یا صلح با فاشیزم مذهبی ایران” ورود جان بولتون به کاخ سفید بود. وقتی سر جنگ طلبی از کاخ سفید اخراج می شود تمام خط و خطوطی که سازمان مجاهدین روی آن سرمایه گذاری کرده بود، فرو می ریزد و این تاثیرات بسیار مهم درون تشکیلاتی دارد که موجب ریزش نیرو در این فرقه خواهد شد و اتفاقا به همین دلیل و برای دادن تنفس مصنوعی به اعضا این ملاقات نمایشی و فرمایشی از سوی اسرائیل بین این مقام آلبانیایی و مریم رجوی صورت گرفته است.
اما رییس جمهور تشریفاتی در آلبانی کجا؟ جان بولتون در کاخ سفید کجا؟ پس می توان گفت تنها مصرف این دیدار دادن تنفس مصنوعی به نیروهای اسیر و قربانی در زندان اشرف 3 در آلبانی بود. که کفی بزنند و سرودی بخوانند و از فضای شوک اخراج جان بولتون از کاخ سفید خارج شوند. به نظر من مریم رجوی برای کنترل نیروی داخلی خود در زندان اشرف 3 این حربه موثر را به کار برده است و به نظر من به میزانی هم در پیشبرد کنترل نیرو در سازمان مجاهدین موثر است ، هر کسی که می گوید غیر از این است به نظر من شناخت دقیق و کافی از مناسبات این فرقه ندارد، خودش درون این سازمان نبوده است تا به عینه ببیند. آدمهایی که درون سازمان بودند می دانند که وقتی به صورت ذهنی و فیزیکی درون چهار دیواری اسیر هستی این مسائل روی تو تاثیر می گذارد و در میانه شک و تردید همچنان نگاه می دارد و به فرد روحیه می دهد و تنفسی مصنوعی برای مدتی نفس کشیدن است ولی در رابطه با خارج از سازمان مجاهدین اساسا هیچ تاثیری ندارد. شاید برای سرویس های اطلاعاتی عربستان سعودی و موصاد و سایر جنگ طلبان وزنی برای گران فروشی خود ایجاد کند. ولی برای مردم ایران تاثیری نخواهد داشت.
برگرفته از گفت و گوی جواد فیروزمند با محمدحسین سبحانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.