سی خرداد ، ناکامی منطق جنگ مسلحانه، فاجعه ای برای آزادی – قسمت سوم

لینک به قسمت دوم

تاثیرات مخرب عملیات تروریستی ، مسخ هویت آدمی(بخش اول)
احساس آزادی ، قلمرو خاص فردیت انسان است. آدمی بدین وسیله می تواند خویشتن خویش را در یابد و بدین زودیها از دست ندهد. متاسفانه اتخاذ تحرکات خشونت گرایانه از سوی رهبری فرقه مجاهدین در ایجاد تشکیلات آهنین و مستبدانه بسیار تاثیر گذار شد. سران فرقه مذکور با بهره گیری از حصارهای بسته تشکیلاتی اعضاء و نیروها را در درون مناسبات محدود کننده به اسارت فکری و فیزیکی کشاندند.
تاثیرات خط مشی تروریستی و الزامات جنگ مسلحانه و زیرزمینی شدن ، فضای هر گونه نقد وانتقاد نسبت به ماهیت تحرکات خشونت طلبانه و بازنگری استراتژی ترور از سوی اعضا و کادرها در مناسبات غیر دموکراتیک فرقه رجوی را مسدود و محذوف نمود. واقعیت عینیت یافتن استراتژی جنگ مسلحانه ، محدود و کمرنگ شدن قلمرو آزادی انسانی افراد و کادرهای فرقه رجوی بود، فرد در این شرایط بغرنج و پیچیده به طور کامل تحت اختیار رهبری فرقه قرار گرفت و فرایندهای درون فکن فرد ، بیش و کم به صورت واکنش ماشینی او نسبت به تاثیرات مناسبات فرقه ای درآمد. بنابراین هماهنگی افراد و کادرها با مناسبات فرقه ای واقعی به نظر نمی رسید و صرفا یک شباهت صوری بود. زیرا هم آهنگی ، یکنوع پیوستگی بی واسطه و مستقیم افراد با روابط و مناسبات سازمانی است که از خلال آن پیوند فرد با فضای حاکم بر سازمان ، تحقق می یابد و این پیوستگی بی واسطه صورتهای اولیه ، مشارکت افراد را در تصمیم گیریهای تاکتیکی و استراتژیک یک سازمان و تشکیلات سیاسی دموکراتیک مشخص می سازد. در حالیکه در فرقه رجوی به ویژه در سالهای آغازین دهه شصت به علت اتخاذ استراتژی ترور و تحرکات خشونت گرایانه ، تمامی تصمیم گیریهای سرنوشت ساز و حیاتی از بالا به پایین انجام و اعمال می شد.
تشکیلات رجوی در ساختار و روابط همچون یک سکت مذهبی و سیاسی پی ریزی گردید. بنابراین ساحت درونی و ذهنیت افراد و کادرها(نیروی تفکر و تعقل و احساس آزادی انتخاب) که امکان داشت در برابر وضعیت موجود(کشتار و خونریزی بی منطق هم وطنان ایرانی) واکنش و مخالفتی از خود نشان دهند در روابط فرقه ای مستهلک شده و از فعالیت باز ایستاد. نابودی ساحت درونی و ذهنی افراد که عامل و بانی ظهور و ابراز اندیشه طرد و انکارکننده و مبداء نیروی انتقال عقل بشری است باعث شد که هر گونه اندیشه مبنی بر انکار و مخالفت با تفکرات خشونت گرایانه در فرقه رجوی از فعالیت باز ایستد و اطاعت کور کورانه تشکیلاتی را در افراد و کادرها امکانپذیر سازد.
پیامد منطقی عملیات تروریستی گسترده که از سوی سران فرقه رجوی در دهه شصت طراحی شد به واکنش شدید اقشار مختلف هم وطنان ایرانی و پایه ریزی مناسبات و روابط استالینیستی سرد و بیروح درون تشکیلات رجوی منجر گردید. که هم اکنون نیز بنا به شهادت تعداد بیشماری از جداشدگان فرقه رجوی شرایط و فضای ذکر شده(استالینیستی و اختناق آمیز) در قرارگاه اشرف حاکمیت تام و همه جانبه دارد.
آرش رضائی
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.