مطالب

یادی از بانوی آواز ایران خانم مرضیه که دردام فرقه رجوی اسیراست

الف مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، هفتم اوت 2008
یکی از شگرد های فرقه جنایتکار رجوی بدام انداختن هنرمندان وشخصیت های معروف ومشهور ایران ومصادره نمودن وبه دام فرقه کشاندید آنهاست..
خانم مرضیه را سالهاست می شناسم وبیاددارم درسالهایی که ایشان به اجبار سکوت وخاموشی را پیشه کرده بود ودریکی از ییلاق های اطراف تهران زندگی می کرد به دیدار حضوری با ایشان نائل گردیدم
مرضیه بلبلی بود که زود هنگام به فقس تنهایی افتاده بود ودراوج شکوفایی درخلوت خویش ترانه های زیبایش را برای خود زمزمه می کرد..
مرضیه گرچه دارای سواد هنری بالایی هست وبه مردم عشق می ورزد ولی هرگز اهل درگیر نمودن خود با مسائل سیاسی نبود وجدا ازوارد شدن به این حوزه خود داری می کرد..
چندین سال پیش وقتی شنیدم مرضیه به تور وتله فرقه رجوی افتاده است بسیار متاسف شدم چون بخوبی می دانستم که این دجالان اورا منزوی نموده واز دسترس همگان دور نگاه خواهد داشت.
عدم آگاهی این بانوی آواز وترانه ایران ازماهیت فرقه رجوی باعث شد تا ایشان طعمه لذیذی برای این فرقه ضدمردمی گردد…..
فرقه رجوی پس از تماس باایشان درایران ودادن اطلاعات غلط ودروغین درباره سازمان امکانات خروج ایشان از ایران را با شرط پیوستن به فرقه فراهم نمود…
فرقه جنایتکار رجوی از همان روز های نخست ورود مرضیه به فرانسه یک دیوار امنیتی به دور ایشان کشید تا بتواند با سواستفاده از این خواننده محبوب قدیمی برای فرقه خوراک تبلیغاتی فراهم آورد
مسعود رجوی خائن از سادگی وصداقت این فرد نهایت بهره برداری را نمود وبرای فریب افکارعمومی در یک نمایش نمادین ایشان را به عضویت افتخاری شورای خود منصوب کرد..
یادم هست که بانو مرضیه درهمان سالها اعلام نمود که عضویت افتخاری نمی خواهد بلکه درخواست می کند با پذیرش بند پنجم شرایط شورا به عضویت کامل آن در آید! ولذا با این عمل شتابزده خویش رسما طوق بردگی فرقه رجوی را به گردن خود محکم نمود.
فرقه رجوی که این صید را کاملا در تار عنکبوتی خود به اسارت گرفته بود پس از گذشت چند صباحی اورا به عراق برد لباس نظامی برتن او کرد تا ایشان رون تانک ترانه وآواز بخواند!
در آن زمانها بعلت علاقمندی به این خواننده کم نظیر اخبار پیرامون ایشان را دنبال می کردم و بیاد دارم درابتدای ورود ایشان تنی چند از دوستداران ایشان درفرصت هایی ضمن هشدار به وی از پیوستن به فرقه رجوی از ایشان خواستند تا درمورد تصمیم خود بیاندیشد و مرضیه در پاسخ به این دوستان گفته بود:: من هفتاد واندی سن دارم وفکر نمی کنم در این شرایط گول کسی رابخورم!
ولی متاسفانه چنین شد وایشان ازسرساده دلی به دام فرقه دجال رجوی گرفتار گردید…
درهمان اوائل اقامت ایشان در فرانسه فرقه رجوی برای ایشان کنسرتی تبلیغاتی گذاشت تا به همه بفهماند که مرضیه دیگر مصادره شده است!
پسرایشان از امریکا به فرانسه آمد تا پس از سالها مادرش را ملاقات نماید ولی سرگردگان فرقه با محاصره مرضیه اورا از این کا ر بازداشتند و درنهایت فرزند ایشان توانست بلیط کنسرت مادرش را تهیه نموده ودر آن کنسرت شرکت نماید…..
در لابلای خواندن مرضیه در فرصتی فرزند ایشان که درردیف های اول نشسته بود از جای برخاست وخطاب به مادرش گفت:: مادر بخوان ولی برای مردم ایران بخوان نه برای کسانیکه تورا به اسارت گرفته اند و قصد رفتن روی سن وبوسیدن مادرش را نمود که دراین موقع انتظامات فرقه رجوی به سوی ایشان حمله ور گردیده وپس ازضرب وشتم ایشان را از سالن بیرون نمودند….. و خنده مرضیه از دیدن فرزندش پس ازسالها برلبانش خشک گردید…
مرضیه شروع بخواندن نمود البته آنگونه وآنجا که فرقه توصیه ومصلحت می دانست!
اگرچه مرضیه در آن سن وسال وبا آن صدای جادویی همه را شگفت زده می نمود ولی درانتهای صدایش می توان غمی را جستجو کرد و آن غم از چاه در آمدن وبه چاله افتادن بود..
مرضیه نازنین سالهاست همه از تو بی خبرند نمی دانند که در کجا دوران اسارت وکهنسالی ات را سپری می کنی؟ سلامتی ویا بیماری؟ از تو هیچ نشانی نیست واین نتیجه همان رهنمود ها یی است که دوستان حقیقی شما دربدو ورود به شما توصیه کردند وشما دراثرالقائات فرقه رجوی نادیده ناشنیده گرفتی.
از دورادور شنیدم که از وضعیت اسارت خود وشیادی ها و دغل کاریهای فرقه آگاه شده و بنوعی زبان به اعتراض گشوده ای که باعث هرچه بیشتر منزوی وایزوله شدن شما گردیده است…
فقط می توانم بگویم متاسفم و خواهش کنم ازهمان توان های گذشته ات تنها یک بار دیگر استفاده کن و طوق بردگی این فرقه جنایتکار را از گردن زندگی خود پاره کن و بگو اشتباه کردی…… بگو که بدین نتیجه رسیده ای که دجالانی وجود دارند که می توانند آدمها را درهرسن وسالی فریب دهند….
سرانجام الهه را بیاد بیاور که این جنایتکاران پس از سو استفاده از این خواننده مردمی درنهایت وقتی ایشان از ماهیت پلید این بی وطنان آگاه شد واز دام فرقه گریخت چه تهمت ها و اتهاماتی به ایشان نزدند.
اینها منتظرمرگ توهستند تا بگونه ای وسیع از آن بهره برداری رذیلانه بنمایند
دراسارت مردن وفراموش شدن سخت است تلاش کن تا در آغوش گرم مردم ودوستدارانت بقیه دوران زندگی را با آزاد اندیشی و رها باشی بگذرانی…..
برایت بهترین آرزوهارادارم بانوی آواز ایران…
الف. مینو سپهر………………………………………2008- 08-06

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا