مجاهدین خلق

شنیدیم ، ولی باور نکردیم!

شنیدیم ، ولی باور نکردیم!


(نامه رسیده یکی از هموطنان به سایت در رابطه با پیام مریم قجر در سال نو میلادی)


ضمن گرامی داشت و تبریک میلاد عیسی مسیح (ع) پیامبر بزرگ الهی به همه خصوصاً مسیحیان عزیز. خانم قجر در یک پیام به مناسبت میلاد حضرت مسیح (ع) طبق معمول خواستند وزنه را به سمت خود بچرخانند. اما با این افتضاحاتی که بار آوردند، چسباندن خود به آن پیامبر بزرگ و در پایان استمداد طلبیدن از پیروان ایشان هم هیچ دردی از فرقه تا مرفق فرورفته در کینه و خودخواهی دوا نمی کند.
آری مسیح (ع) روح ا… است و پیامبر رحمت. ولیکن خانم قجر هر چه توان داشتند از ادبیات زیبا استفاده نمودند تا بین خود و فرقه مربوطه و آن حضرت وجه تشابه پیدا کنند، کاری که سالهاست این یاران تزویر و ریا مشغول به آن هستند و مغرورانه مانند شیطان برتری طلبی می نمایند. به تمام پیامبران و معصومین (ع) خود را شبیه می دانند.
گفتی ( خانم قجر) از دلهای بد است که فکرهای پلید و قتل و غارت و دروغ و بدنام کردن دیگران سرمی زند. درست این جمله ای است که سالها منتقدان فرقه تلاش کردند به شما تفهیم نمایند که بدطینتی رجوی و فرقه اش باعث رشد کینه و عداوت در میان اعضا، خصوصاً زنان که دست خلقت با عاطفه شان آفریده شده و ریشه در قلب ناپاک آنان دارد این گونه بدنام کردن اعضایی که تا دیروز در نشست ها، پیروان امام شهیدان حسین (ع) می دانست و حالا که طینت پلید او را افشا می کنند، کوفی و پیرو معاویه شده اند. آخر این چه سنتی است که میان فرقه رواج دادید که هر معترضی را این گونه مورد تهدید و توهین قرار می دهید؟! اصلاً شما ذوب شده ها در ریاکاری و دروغ را چه به بیان این کلمات :عیسی مسیح (ع) مظهر گذشت ،صداقت و نیکویی ( ارتباط این کلمات با فرقه و رهبرش چه می باشد؟! صداقت کجای فرهنگ تان قرار دارد که آثاری در عمل ندارد؟ درکدام وعده و وعید دادن ها و دستور بمب گذاری و حمله و به کشتن دادن افراد، صداقت به خرج دادید، جز این که از پس هر شکستی مثل سگ هار پاچه ی اعضا را گرفتید و آنان را موجب دانستید؟ کدام جمله از جملاتی که از حضرت مسیح آوردید را عامل بودید : خوشا به حال فروتنان ،مهربانان و با گذشت ها از کدام مهربانی و فروتنی و گذشت فرقه و خانم و آقای رجوی سخن بگوییم؟ از زندان ها و شکنجه ها و تبعیدهایی که بر اعضا به خاطر اعتراضشان به مواضع غلط رجوی ،متحمل شدند یا از دستور طلاق های جمعی و خانواده را محل گزارش تهیه کردن اعضا از یکدیگر برای رساندن به عرض رهبری و یا غیر! از فحاشی گری ها و ادبیات ناسزاگویی نسبت به هر حل نشده در خمیر نیم بند رهبری؟!
از تحمل آرای مخالف و منع تفتیش و حفظ شئون و حیثیت انسانی سخن گفتن برازنده شما در مقام همسری حسن صباح نیست؛ چرا، که هر چه در روابط درون فرقه سرک می کشی، خبری از آن ها نیست! آن جا که گروگان گرفتن زن و فرزند و بی خبر نگهداشتن پدر از حال آن ها برای فشار روحی وارد کردن تا از پیچ و گیر ذهنی بیرون آید، رواج دارد و در جایی که مدعیان حفظ شئون انسانی ، زن و شوهر را وادار به توهین و سیلی زدن به یکدیگر می کنند. این کلمات جایی ندارند و حیف شأن کلمات است!
تأکید بر جدایی دین و دولت کردن در جایی که سخنگو از اسلام و کلام الهی سخن می گوید. و می داند عدالت علی (ع) با برپایی دولت اسلامی تحقق یافته است، خواننده را به اشتیاق داشتن فرصتی برای خواباندن یک تودهنی محکم به دهان نامبارک خانم قجر، وا می دارد. بله تبعیضی در ادیان الهی نیست و ان الذین عندالله الاسلام و ان الدین کله لله را ما بلدیم. اما این همه برتری طلبی که حتی در کلام مدعی آن هستید و شورای از هم پاشیده را بنا شده بر آزادی و بردباری می دانید، برای چیست؟ پایان دادن به پلیدی و کینه را ابتدا از خود و اعضای در حصر نگه داشته شده شروع کنید و اعضای ستم زده را که از تمامی مواهب طبیعی و ضعیف از ابعاد اعتقادی و اخلاقی و معرفت شما، لایق این حرفها نیست.
خانم قجر با مقاوم خواندن اشرف محصور و بازی با کلمات نمی توان از فرار و بریدن آنان جلوگیری کرد، پس خون کثیف خود را کثیف تر نکن، هرچه باشد همه امید همسر در سوراخ قایم شده ات به ظاهر شدن تو با لباس های مد به مد در مجامع عمومی و کت و دامن پوشیدن با رنگ های متنوع و لبخندهای جنون آمیز در دیدار با فلان پارلمانتر دسته چندم است!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا