مجاهدین خلق

چه کسی شایستگی دارد تا در مورد تقوی بحث کند

چه کسی شایستگی دارد تا در مورد تقوی بحث کند


نقدی بر سخنرانی مسعود رجوی رهبر غایب فرقه و فراری که در سایت فرقه تحت عنوان سخنرانی رجوی در مورد تقوا درج گردیده است.
تقوی از ریشه ی وَقَیَ به معنی خداترسی و پرهیزگاری و پرهیز از آن چه مورد ناخشنودی خداوند سبحان می باشد و برای پیروان حقیقی دین سپری است ، جهت دوری از زشتی و پلشتی ، بنابراین خالق یکتا در آیات زیادی بر این امر مهم دینی تأکید فرمودند. از جمله زشتی ها، دروغ ، تزویر ، نفاق، خودستایی و شرک که خود را در ردیف وجود مقدسش قرار دادن است، می توان ذکر نمود.
آن کس حق دارد از تقوی سخن بگوید که از زشتی های نامبرده، دور باشد. اکنون ببینم رجوی به عنوان رهبر فرقه ای که تمامی خصایص منکری را که گفتیم دارا می باشد. چنین حقی دارد؟ مسلماً خیر؛ از بارزترین منکری که او به جا آورده و می آورد، خود را تا مقام خداوندی رساندن است. آن جا که در نشست کذایی خطاب به اعضا می گوید، شما خودرا به من بسپارید من خودم با خدا معامله می کنم! عجبا تو که مدعی اسلام ناب داری، این کلام مختص چه کسی است؟ ادعای چه داری؟ نعوذ بالله پیامبری یا امامی؟ شما که هر آیه و حدیثی را با خود تفسیر میکنید و دچار شرک خفی و جلی هر دو با هم هستید، چه به این سخنرانی ها! تزویر و نفاق که جزو منش فرقه است، چگونه با تقوی که دوری از این دو می باشد جمع می شود؟!
با بررسی مظاهر تقوی به جز مواردی که در بالا گفته شد) مانند: نماز ، روزه ، دوری از گناهان کبیره و… به وضوح روشن می شود، رجوی به عنوان رهبر فرقه التقاطی شایستگی پرداختن به چنین مبحث مهم و با ارزشی که در تمامی ابعاد زندگی بشر از جمله اخلاقی، اجتماعی سیاسی و… تأثیرگذار است را ندارد.
یکی از معانی فراگیر تقوی ، خدا ترسی است و پرهیز از آن ، خشم الهی را بر می انگیزد. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان سپری جهت دوری از معاصی و حفظ امنیت اخلاقی جامعه از نظر اسلام می باشد و در آیات و احادیث فراوانی با تأکید بر اجرای این امر، پیروان را ملزم به انجام آن و وسیله ی نزدیکی به تقوی برشمرده. اکنون خطاب به رجوی که در بحث تقوی آن را سپری در برابر مقابله با زشتی ها بر می شمارد. باید گفت، چطور این امر مهم الهی را در یک نشست با اعضا ملغی اعلام می نمایی و پیوند زناشویی را جز برای خود و مریم، روا نمی دانی؟ از کدام قانون الهی چنین استنباط نمودی که ازدواج و وجود خانواده مانع مبارزه ی ( بگویید اعمال تروریستی ) پوچ و بی هدف شماست؟ هر چند خود آن ازدواج های قبلی هم به دستور و نظر شخصی خود شما بوده و برای دستیابی به هدف سیطره بر اعضا! در زندگی کدام معصوم (ع) دیدی که چنین دستوری صادر نمایند، مگر امام حسین (ع) در آن حماسه تاریخی خون و شهادت کربلا زن و فرزندان را همراه خود نبرد؟! پس چرا با تزویر و دروغ که هر دو ضد تقوی هستند، میان اعضای محصور حضور می یابی تا برایت کف بزنند و آن خانم در آخر کار بگوید من تا کنون چنین معنایی از تقوی را نمی دانستم! البته راست می گوید و از قضا برای مجیزگویی رهبر فرقه واقعیتی را بیان می نماید! این است معنای تقوای رهایی بخش که بنیادی ترین اصول دین، زیر پا گذاشته شود؟ زنان به جای بودن در کنار همسر و فرزند به عنوان مرکز کانون مهم خانواده ( که البته ما نمی خواهیم حضور زن در اجتماع که ضروری جامعه است را انکار کنیم، نمونه والای دینی، زینب کبری (س) و حضورش در عرصه ی سیاسی و خطابه غرایش در کاخ زید است) باید زیر باران و سرمایه گدایی سیاسی ( به قول خودتان) نزد لردهای اروپایی بپردازند.
از کدام معنای تقوی چنین استنباط می شود که باید غرایز طبیعی و خدادادی را سرکوب نمود،آن جا که روزه و امساک از خوردن و آشامیدن بر پیروان واجب می گردد برای کسب تقوی، دستوری چند ساعته است و پس از گذران آن میزان مقرر از امساک دست بر می دارد و تنها برای یک ماه در سال است، چرا که اسراف و تبذیر در هیچ کدام از امور دینی پذیرفته نیست. آیا فرقه به این امر توجه دارد و یا اصلاً داشته؟! رجوی هر جا که گذاری می زند ( برای اینکه اعضا تصور نمایند مباحث اسلامی هم در فرقه مطرح می باشد) و به خیال خود تفسیری می کند، همانند معاویه و پیروانش به جعل و بدعت می پردازند تا چهره ی واقعی دین را خدشه دار کند. آری هیچ چیز بدتر از این نیست که مفاهیم را سر برید و رجوی سالهاست مفاهیم حقیقی کلمات را ذبح کرده و به نفع اهداف شوم خود تفسیر نموده به گمان این که دیگران بی خبر از محتوای مفاهیم دینی هستند.
آیا این از تقوی است که فرقه ی مدعی نجات خلق و میهن به هنگام تجاوز به خاک کشورش و بمباران خانه ها و مدارس و بیمارستان های مردمش به مزدوری دشمن متجاوز پرداخته و در خاک او پایگاه بزند و ارتش تشکیل دهد و نامش را هم رهایی بخش بنامد، مانند تقوای رهایی بخشش!!
که زنان ومردان عضو را از همه چیز محروم نموده، ارتشش هم بر علیه خلق خودش در بحرانی ترین مقاطع به کار گیرد!! در حالی که باید سپری در مقابل دشمن خاک خود باشد.
از عُسر و یُسر سخن گفتی. با این دستورات خودخواهانه و اعمال ضد ملی از کدام سختی به کدام آسانی رسیدی ؟! لابد رفتن به نزد دشمن بعثی و مزدوری اش، یسر بوده و ماندن در خاک وطن و کشته شدن عسر!
از شمشیر گداخته ی علی (ع) یاد کردی، ولی مانند عبدا… اُبَّی اول منافق صدر اسلام در هنگام حکمیت به فریب رو آورده و آن سزاوار حکومت را خلع نمودی با در آوردن انگشتر از دست!
بله اگر قلب انسان که جایگاه ایمانش است، سالم باشد از خودستایی و منیت به دور است ؛ چرا که، اهل تقوی خودخواه نیستند. آیا تو که این جمله را می گویی جایگاه ایمانت سالم است که خودخواهانه هر دستوری صادر می کنی فقط صرف این که با امیال شومت مطابقت دارد؟ بیش از دو دهه اعضا را فریب دادی و وعده ی عبور از یک پل باقیمانده دادی، وادار به کف زدن برای خود و همسرت نمودی. آن گونه که باید در دیدار با او گریه کنند و قربان صدقه بروند و النهایه خلع سلاحشان نمودی و تقدیم سربازان امریکا!!
معنای تقوی و اهل تقوی از نظر قران
آیه ی شریفه ی یا ایها الذین امنوا اتقو الله و کونوا مع الصادقین ای کسانی که ایمان آوردید، تقوای الهی پیشه کنید وبا صادقین باشید. شرط و راه رسیدن به تقوی را بودن با صادقین می نماید. در حدیثی از پیامبر ( ص) نقل شده که در میان اصحاب هنگامی که این آیه را تلاوت فرمود، سلمان فارسی سئوال کرد یا رسول ا… خطاب آیه به چه کسانی است؟ حضرت فرمود سلمان خطاب به همه مؤمنان و اهل ایمان است که باید اهل تقوی شوید، اما اهل صدق فقط امیر المؤمنین و بچه های آن هستند. بنابراین راه تقوی بودن با صادقین و منحصراً وجود مقدس علی ابن ابی طالب (ع) و فرزندان اوست؛ یعنی، اگر می خواهی راه تقوی پیشه کنی نباید جلوتر و یا عقب تر از معصومین باشی و کسی اهل تقوی و نجات است که در معیت و همراه آنان باشد. به زندگانی و اعمال و رفتار آن بزرگواران اقتدا نماید. آنان اهل صدقند و دور از کذب. اعمال و کردارشان همه مطابق با واقع است و کذبی در آن نیست.
آخر تو تفسیر بلدی که آیه می خوانی و یک خط در میان می گویی برگردیم به خودمان که چنین و چنانیم. فرقه ای که سراپای اعمالش خلاف اهل صدق و تقوی است را چه به این ادعاها. این همه دروغ و کذب در وعده ها و مواضع. خود را بالاتر از معصوم دانستن، هیچ کس را جز خود و اهلش به شمار نیاوردن و در برخود با هر انتقادی به باد تهمت و دروغ و ناسزا گرفتن او، دادن اطلاعات کذب، خیانت به خاک میهن ،ترور خلق بی گناه، کشتن عاطفه و محروم کردن اعضا از مواهب الهی و… کجا مطابقت با اعمال اهل صدق که معصومین (ع) می باشند دارد؟
آیات خداوند هر کدام تفسیر کننده ی دیگری است، پس جناب رجوی به مانند ابوسفیان آنان را وارونه و با طبع خود توضیح می دهی؟ جز این است که مانند سلف دورو و پر تزویر و ریای خویش، قسم خوردی با مفاهیم الهی بجنگی.
بدان زمان نهایت خیلی وقت است، سر آمده و این که سایت هایت با پخش این نوارهای سخنرانی می خواهند یاد رهبر زندانی در دست امریکایی ها و در پناه آنان را زنده نگهدارند، به کاهدان زدند و طرفی نخواهند بست. چهره ی رسوای فرقه با هر کلام و موضعی این روزها، رسواتر می شود و هستند کسانی که پاسخگوی وارونه نمایی های او از دین هستند. امروز عصر ارتباطات و شبکه های جهانی است و دسترسی به حقایق از هر نوعش کاملاً آسان و سهل می باشد. سپس بی خود دست و پا نزنید که به اثبات مسلمانی خود بپردازید، شما از همان زمان که اصول دین مبین اسلام را با آن همه وسعت و به زور بودنش، ناقص و از اصول دیالکتیک و مارکس و لنین برای رفع نواقص ( به زعم خودتان) مدد گرفتید، دفتر مسلمانی خود را بستید و دفتر التقاط و شرک و نفاق را باز نمودید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا