مجاهدین خلق

از شعائر دینی گفتی یا آداپتاسیون خودت

از شعائر دینی گفتی یا آداپتاسیون خودت
هر شهری یک مطلبش مثل است ؛ قزوین سنگ پایش! بر این اساس روی آدم های پر رو و بی شرم را به سنگ پای قزوین تشبیه می کنند. رجوی و فرقه اش از ان چنان بی شرمی برخوردارند که باید گفت حیف آن سنگ پا!!
پس از حمله ی امریکا به عراق و احساس خطر جان بی مایه اش ؛ رجوی فرار کرد ( که البته اکنون مشخص شده ایشان در یک زندان و یا کمپ زیر نظر امریکا به سر می برد) و چون پخش زنده ی دروغ و تزویرش ، میسر نبود؛ بنابراین سایت های وابسته از خود ابتکار نشان داده و برای این که خانم قجر و عده ای بله قربان گوی دیگر، صدای رهبرشان را فراموش نکنند، اقدام به درج و پخش سخنان او کرده و از میان آن ها سخنرانی مربوط به شعائر را در سایت فرقه ی مجاهدین درج نموده اند.
در این نوار که در ابتدا به آیه ی شریفه ی شهر رمضان الذی… اشاره نموده شروع به خودستایی و منم زدن کرده و در لابه لای تفسیرهای من در آوردی ، آن را ( منم زدن) مذموم می داند. این مغرور از خود راضی با پوشش تفسیر آیه ی قرانی از همان شروع اعلام می کند تاریخ ایران و جهان اسلام تا قبل از تشکیل فرقه هیچ سازمان انقلابی به خود ندیده. باید به او گفت تا پخش کننده ی سخنرانی هم بفهند. پس آن همه تشکل ها و نهضت های اسلامی چه بوده اند؟! که تو خود به یک نمونه آن اشاره می کنی ، البته با خدشه وارد کردن به ان. چه طور است که ترور مستشاران امریکایی عملیات انقلابی است و ترور رزم آرا و دیگر خائنین به وطن، ارتجاعی!
نهضت آزادی که فرقه ی شمااز درون ان پا می گیرد ، تخطئه می شود؛ اما، رجوی خود را به کوچه ی علی چپ می زند؛ مثلاً ، آمده برای این که خود را مسلمان معرفی کند، مدام از اسلام مترقی و انقلابی می گوید و اما در تعریف نظم و و انضباط می گوید حرف ما مربوط به 5000 سال پیش است ( و به زعم خود می خواهد هر تشکل قبلی را با عنوان اسلام بی پایه و اساس معرفی کند و بدون پیشینه) و از مارکس کد می آورد که گفته تسخیر جهان کافی نیست و باید ان را تغییر داد! عجبا اگر فرقه ی تو دارای ماهیت اسلامی بود، آیه ی استنادیه را از قران و پیشینه را از مارکس نمی آوردی! قران و اسلام و دین سابقه اش از آدم است، چرا از آن جا کد نمی آوری؟ مترقی ترین کلام را امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و دیگر ائمه معصومین(ع) در تفسیر آیات فرموده اند مگر نمی شد از آن ها گفتاری بیان کرد؟ البته که می شد، ولی برای کسی که اهل دین و اسلام باشد نه این که منافقانه قران را مانند خوارج سر نیزه کردو برای تأیید گفته ی خود از یک مارکسیست کمک گرفت! از انضباط آهنین که در آموزش اولیه ( به قول خودت )نام برده شده، حرف زده که از فلسفه ی لنین و مارکسیست گرفته شده! اگر می خواستی از نظم بگویی دهان نجس خود را به گفتن آیه ی شریفه که کلام الهی و خلاف نظم و یکی از صفاتش ناظم است، باز نمی کردی و همان گفته های آنان برای اثبات التقاطی بودنتان کفایت می کرد که البته با این کار نفاق درونی را نیز نمایان می کنی!
هزاران حدیث و کلام مقدس در مورد نظم و روزه و رمضان داریم به یکی اشاره می کردی!
چرا برای جا انداختن روحیه ی بله قربان گویی در اعضا در معنی شعائر، از آداب و سنت هایی مثل چهارشنبه سوری و… مثال می آوری و احترام گذاری فرقه به آداب مورد قبول مردم و خود را مترقی خواندن که کسی نمی تواند سنت های مورد پذیرش افراد بشر را نادیده بگیرد. اما وقتی با کلام الهی شروع می کنی و به معنی کردن شعائر می پردازی و به بحث نظم ، از چگونگی روابط خانواده و اهمیت تشکیل آن، از حجاب که جزء ضروریات و شعائر دینی ماست، نمی گویی؟ چون رابطه ای بین اعمال و دستورات تو به عنوان رهبر یک فرقه ی مدعی اسلام، با شعائر دینی، وجود ندارد وقتی مریم رهایی ات!! که سر او قسم می خوری و همه چیز آرمان و عقیده و تمامی تفاسیر را به او بر می گردانی و وقیحانه شرک علنی را گسترش می دهی در مجالس آن گونه ظاهر می شود و بدیهی ترین شعائر دینی که حفظ حجاب و حرمت رویارویی با نامحرم است را زیر پا می گذارد و افتخار می کند که با این و آن نا محرم دست می دهد، نباید هم از حدیث کد بیاوری. اصلاً تو را چه به بیان احادیث و آیات؛ چرا که آن چه هم از اسلام و مسلمانی می گویی، برای فریب اعضاست و برای تخطئه شعائر دینی با اسم دین! وقتی حکم طلاق جمعی صادر می کنی و در همین سخنرانی برای توجیه آن دستور از هژمونی زن ذی صلاح مجاهد و انقلاب مریم می گویی که هدفش کنار زدن عنصر نرینه ی وحشی است!؟
برای این که اعضا را در خود حل کنی از انضباط و آداپتاسیون گفته ای و در کلام به کلامت از ارتش و انقلاب مریم مثال می آوری و برای توجیه شکست ها به نفی جاسوسی برای صدام که امری اظهر من الشمس است و از فروغ جاویدان که جز به کشتن دادن اعضایی که فریب وعده ی فتح تهران را خورده بودند، نبود ، سخن به گزاف می گویی.
دست آخر نتیجه ای که خواسته ای از ذکر آن آیه و آن تحلیل کج و معوج بگیری که اعضا بدانید هر چه دستور می دهم برای ایجاد نظم و آداپتاسیون شما در راستای رؤیاهای من است.
ادامه ی آیه ی لتکبروا الله خدا بزرگ ترین چیز است و همه چیز برای بزرگ داشتن خداوند است ؛ اما، تو کجا در این سخنان از بزرگی خدا یاد کردی، جز این که در پایان مریم قجرت را که شرف زن مسلمان را زیر پا گذاشته ( باید استغفار کنم که می گویم) چنگ زننده به عصمت ان یگانه الگوی انسان و زن کامل دانسته و به او قسم می خوری! کجای شعائر دینی دیده شده که جز به اهل بیت (ع) تمسک جویند. اگر معنای لتکبرواالله را بلدی، این خود بزرگ جلوه دادن از چیست؟! در پایان به گردانندگان سایت های وابسته به فرقه ی رجوی توصیه می شود ( که البته اعتقادی نیست به این شعائر دینی و فقط تزویر است) سری به ماهیت احادیث و تفاسیر آیات کریمه بزنند تا معنای حقیقی را لااقل اگر درک نمی کنند به گوششان آشنا شود!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا