مجاهدین خلق

فرقه ی به بن بست رسیده ی رجوی(2)

فرقه ی به بن بست رسیده ی رجوی(2)


عاقبت مدعیان دروغین


نزدیک به بیست سال و اندی با هر حیله و ترفندی از قبیل چاپ عکس اعضای کشته شده، آمار زندانیان به صحنه آوردن و میدان دادن به هر مخالف دولت ایران بدون توجه به گروه و مذهبش و… تا بتوانید نظر سازمان های بین المللی حقوق بشر را به نقض حقوق بشر در ایران جلب کنید ،چند بیانیه هم صادر شد و با فریب و پول امضاهایی گرفته شد. هر چه توانستید ایران را به کشوری که روزانه در ان اجساد جمع آوری می شود ، تشبیه کردید و در دایره تنگ آهنین و فرقه ای نیروها را بی خبر نگه داشتید ، اما باوجود همه ی این دسیسه ها از بدو انقلاب ایدئولوژیک مورد اعتراض اعضای رده بالا قرار گرفتید و با قدم نهادن زیر چتر صدام، اعضای شورایی را که با هزار دوز و کلک گرد هم آورده و مقام و منصب به آنان داده بودید یکی از پس دیگری از دست دادید باهر انقلاب من در آوردی رجوی و شکست در عملیات های جنون آمیز و به کشتن دادن اعضا، نیروهای بیش تری از فرقه جدا شدند.
به تدریج اعضای بیرون آمده از شورای فریب رجوی، مصاحبه های افشاگرانه انجام دادند و حقایق و مسائل پشت پرده ی مدعیان دروغین را رد کردند، علی اصغر حاج سید جوادی : علت خروج را خودکامگی رجوی و پوشش قرار دادن شورا برای کارهای سازمان اعلام کرد و گفت این شورا از اول هم شورا نبود. مهدی خوشحال شورا در اصل سال 63 فروریخت، هر که رفت شأن خود را حفظ کرد و آن ها که ماندند به افرادی دون مایه و بله قربان گو تبدیل شده و هر که نپذیرفت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت
دکتر دستمالچی علت شکست شورا – پیوستن تبه صدام که خیانت به منافع ملی بود، انتخاب شیوه ی مسلحانه بود
دکتر علی راسخ افشار در بوق و کرنا کردن ازدواج یک زن ومرد و نامیدن انقلاب ایدئولوژیک روی آن و برگزیدن یک زن در خاک عراق به عنوان رئیس جمهوری میلیون ها ایرانی و دیدن فیلم های ویدئویی آن از خنده دارترین و مشمئز کننده ترین صحنه های نمایش بود
مهندس منوچهر صالحی رجوی فیلی در هوا کرد و رفت عراق و ارتش تشکیل داد و در بست در اختیار صدام قرار داد و با رفتن به عراق کار شورا خاتمه یافت
باز هم بگوییم یا نه؟ اگر شما از چند پارلمانتر بی خبر از وقایعی که درون فرقه گذشته سخنانی پراکنده می آورید ،ما از اعضای بلندپایه خود فرقه کد آوردیم و می آوریم ، همان ها که رجوی از جان اعضا برایشان مایه گذاشت ، مثل بنی صدر که رجوی با مشاهده خروج او از حاکمیت و رو در رویی اش با حکومت، گفت ما مالی وجانی حمایتت می کنیم. با او فرار کرد ، دخترش را به همسری برگزید ، رئیس جمهور دولت در تبعید قرارش داد و… اما وقتی بر سر رفتن به عراق با او تضاد پیدا کرد و در صحنه های جنگ به عنوان فرمانده نتوانست در این خیانت بزرگ با رجوی همراه شود و بر هژمونی طلبی او صحه گذارد، پس دخترش را طلاق داد و بعد از خروجش از شورا او رابه باد فحش و ناسزای گرفتید. انگار نه انگار او بود که هواداران را امر به رأی دادن به وی نمود و در جلسات مخفی طرح همکاری با او ریخت و با او فرار کرد به گمان این که وی دارای یازده میلیون رأی مردم بوده و خود هم که 80 درصد مردم ایران با اویند، بنابراین ظرف 6 ماه به ایران بازخواهد گشت و بر اریکه ی قدرت تکیه خواهد زد و تمام!! دیری نپایید بنی صدر خروج کرد و در مصاحبه ای به برشمردن علت های متلاشی شدن شورا پرداخت و گفت قرار شد حتی اگر کسی عضو هم نباشد ،شورا به دیده ی همراه به او بنگرد ، ولی هر کس هژمونی طلبی مطلق سازمان را نپذیرفت ، اخراج و با رفتن به عراق و در خدمت جنایت کارترین رژیم درآمدن و نقض اصل استقلال ، باعث شد منفورترین گروه نزد مردم ایران شود.
ملاحظه بفرمایید جناب داوری! افشاگری جنایات فرقه تحت رهبری رجوی نه از شروع جنگ کویت در فلان سال و یا انفجار 11 سپتامبر و حمله امریکا به عراق، بلکه از همان سال های اولیه گریختن ناجوانمردانه و تشکیل شورای کذایی شروع شده و در تمامی این بیش از دودهه افکار عمومی و دولت ها و سازمان های حقوق بشری مشغول جمع آوری این مدارک و تحلیل ذهنی ان ها بودند و در شرایطی که بر شمردید به اوج می رسد، دیگر تبلیغات با انبوهی از عکس ها ثمر بخش نمی شود و پای مدعیان دروغ گوی فرقه به محاکم قضایی رسمی در فرانسه و صدور بیانیه دیدبان حقوق بشر ، کشیده می شود. چرا که عاقبت همین است. مگر می شود تا ابد به فریب اعضا و دیگران پرداخت؟!
حقیقت ارتش خصوصی صدام چیزی نیست که بانی آن جزوه ها و نشریات به قول شما هدایت شده اطلاعات ایران باشد، بلکه سال 63 بنی صدر و دیگر اعضای خارج شده روی آن تأکید داشتند ،گرچه ما در صفحات قبل در این مورد توضیحات مفصل دادیم و کردکشی و همکاری برادرانه! با صدام و رژیم او ارتشش مسئله جدیدالاکتشافی نیست. فرمانده ی اطلاعات عراق سال ها پیش اذعان داشت که ما تا قبل از حمله به کویت ماهانه 20 میلیون دینار عراقی به رجوی می دادیم و میلیاردها دلار برای اداره ی سازمان در خارج کشور می پرداختیم و نشریه ایران بریف در 8 سپتامبر 1998 نوشت : مسئول شورا 250 – 240 دلار به نمایندگان کنگره امریکا جهت رسیدن به قدرت باج و خراج می داد. بنابراین رجوی رکورددار مزدوری و وطن فروشی و خیانت به آرمان های مردم ایران است. پس لازم نیست با آوردن چند برگه روزنامه و ضمیمه کردن آن ها خود را از مورد توجه بودن امریکا و اسراییل مبرا کنید، چون این رهبر دیوانه قدرت به هر ننگی حاضر است تن در دهد، شاید رؤیایش به تحقق نزدیک شود.
مگر شما سال ها به سازمان های بین المللی حقوق بشر و پارلمان های کشورهای مختلف نامه ارسال نمی کردید که ای وای ببینید در ایران چه خبر است ، پس چرا برای شما عجیب و غیرقابل قبول است که به واسطه دروغ های بزرگ و به اسارت کشاندن اعضا،- اعضای بریده- نامه ها به مراجع مربوط بفرستند؟! آن هم با گفتن حقایقی که درون تشکیلات گذشته و می گذرد و خودتان بهتر از هر کس به آن آگاهید، ولی چشم می بندید و فقط چند مثقال زبان هرزه گویتان را باز کرده و به ناسزاگویی می پردازید، و یک شکنجه گر معروف فرقه به نام داوری را بامطالب دیکته شده به قلم زدن وا می دارید.
به مطالب روزنامه ی اتاوای ستی زن چاپ کانادا اشاره کردید که اعضای سابق مثل کریم حقی و علی رضوانی به افشای مخفی کردن سلاح های کشتار جمعی صدام توسط رجوی پرداختند و آن هایی که به دلیل مشاهده ی کشتار غیرنظامیان و کردهای عراق اعتراض کردند و مورد آزار و شکنجه قرار گرفته و همین که بازرسان سازمان ملل متحد هم که بارها خواستند به اردوگاه های فرقه برای بازرسی بروند ولی منع شدند و خلاصه با دهن کجی به نماینده ی دیدبان حقوق بشر خانم هیکس که اظهار نگرانی از فعالیت های تروریستی فرقه نمودند، همه را دروغ تلقی کردید! و در ادامه ادعا نمودید که بارها از دیدبان حقوق بشر برای بازدید از قرارگاه های خود دعوت نمودید.
تاریخ چاپ این مقاله 2001 م است. گیرم که شما چنین دعوتی به عمل آوردید. فکر کردید دیگران سلول های مغزشان مثل رجوی و بله قربان گوهای اطرافش علیل و ناکارآمد است؟! خیر این چنین نیست. در ان سال ها صدام سایه اش بر سرفرقه گسترده بود و رجوی به خوبی می دانست اگر دعوتی هم به عمل آورد، وی ( صدام) به دلیل وحشت از رسوایی اش به چنین دعوتی پاسخ مثبت نخواهد داد ؛ چرا که رجوی تصمیم گیرنده برای اجازه ورود نبوده و خودش به خوبی واقف به این قضیه بود. از این قبیل نامه ها و بیانیه ها زیاد دیده شده که هیچ کدام پایه و اساسی نداشته. از طرف دیگر همان گونه که در قسمت های قبل بیان داشتیم، آن گونه که السامرای می گوید صدام اجازه زدن پایگاه به فرقه می دهد و جیره و مواجباتش را ماهانه پرداخت می نماید حتی اگر او هم اعتراف نکند، قضیه اظهر من الشمس(روشن تر از خورشید) است، صدام در حال جنگ و تجاوز به ایران با چه انگیزه ای چنین سرمایه گذاری ها روی گروه مخالف دولت ایران می کند ، جز این است که بتواند از او ابزاری برای فشار آوردن بر ایران استفاده نماید و حتی در سرکوبی مخالفانش روی فرقه حساب باز کند و گرنه کدام ملک ری پشت قباله ی رجوی و سیمرغ بی بالش بود که صدام روی آن پرداخت طلبی هایش حساب نموده و امید به بازگشت آن ها داشته باشد؟!
در زمان جنگ ارتش رجوی همراه با سربازان بعثی در مرزها چه غلطی می کرد جز دادن اطلاعات برای بمباران مناطق مسکونی و مواضع سربازان ایرانی که در حال دفاع از میهن خود بودند، چگونه قبل از فرار، رجوی در نشریه اش ،اعزام هواداران به جبهه را دفاع ملی می نامید و اگر هواداری کشته می شد، شهیدش می نامید،و لی پس از فرار 180 درجه می چرخد و خود به صنف متجاوزان به خاک وطن مورد ادعایش ، می پیوندد؟!
لااقل وقتی استناد به چیزی می کنید، گفته ها و نوشته های خود را از آرشیو بیرون آوردید و سری به بایگانی شعارهای وطن دوستانه تان بزنید تا این همه به تناقض گویی رو نیاورید. هر چند تحلیل گران واقع بین همان شعارها را هم فریب فرقه می شمردند و در همان سال ها متوجه مطلب بودند. از طرف دیگر بیش ترین ریزش نیرو را فرقه از بدو پیوستن به صدام دارد و همچنان ادامه پیدا می کند، چون نمی توانند هم خوانی بین ادعاهای قبلی ( قبل از فرار مفتضحانه) با عملکردهای پس از آن پیدا نمایند.
بنابراین دعوت فریبکارانه از سازمان های حقوق بشری که به دنبال افشای جنایات عدیده ی رجوی صورت می پذیرد، همانند شعار مبارزه با متجاوز به خاک میهن ، پوچ و بی پایه است.
علاوه بر رد مطالب خانم هیکس که کاملاً مستند و واقعی است با لحنی بی ادبانه که فقط مخصوص فرقه ی رجوی می باشد به مقام کانادایی و دیو هریس پرداخته. از جان تامپسون سخن به میان می آورید. چه طور هر کس که کلامی به نفع فرقه حتی با ابهام بیان دارد، سخنش مستند است وی اگر به ضررتان باشد، گاف ابلهانه ای تلقی می کنید.
وقتی اقدام به پخش اقوال موهن مبنی بر وجود کارخانجات هسته ای و سلاح اتمی در ایران می کنید، از همگان توقع دارید، گفته های متناقض شما را بپذیرند و علیه ایران موضع بگیرند اما آن گاه که با چاپ مدارک معتبر از قول شاهدان عینی روبرو می شوید، آه و ناله سر می دهید، بارها چه از سوی سازمان های پژوهشی امریکا و دیگر سازمان های امنیتی کشورهای مختلف اسناد منتشره از جانب فرقه مورد تمسخر قرار گرفته و عکس العمل شما این بوده که پول به اتباع کشورهای دیگر بدهید تا تجمعی راه نیندازند در محکومیت برنامه های هسته ای ایران. از لاک خودسری به بیرون بزنید تا بفهمید چه خبر است.
کسی منکر این نیست که تعدادی به خاطر خصومت با ایران به حمایت از فرقه می پردازند ،چون در برنامه درازمدت شان است که از فرقه استفاده ابزاری نمایند ولیکن از آن سو هم افرادی هستند ( که خودتان نام بردید) که واقع بینانه به موضوع می نگرند و به گفتن واقعیات می پردازند.
این که به کرات مزدوری فرقه را یادآوری می کنیم، چون جناب داوری مدام سعی دارند ، ماندن در عراق و داشتن پایگاه نظامی با کمک رژیم بعث و رهبرش صدام و همکاری های رجوی و صدام را زیر آبی بزنند و زیر سبیلی رد کنند! هرگاه توانستید به این سئوال مهم پاسخ دهید (که البته قادر به پاسخگویی نبوده و نیستید و اصلاً در دستور کارتان این شیوه منسوخ و مسکوت مانده ) که چرا بیش از دو دهه صدام حمایتتان کرد و اکنون نیز با یک ارتش بی یال و کوپال و رهبر فراری و سیمرغ منتظر محاکمه در فرانسه، زیر پوشش سربازان امریکایی هستید! آن وقت اقدام به چاپ این اراجیف کنید! شاید آن موقع شنونده ای یافت شود، شنوای حرف های بیهوده باشد.
معلوم نیست فرقه با قلم داوری در این دست نوشته که نامش را کتاب نهاده به دنبال رد کدام مورد از موارد بی شمار جنایت است. چرا که از هر دری سخنی نام زیبنده تری برای آن بود تا نامی که روی آن نهادید. دلیل هم داریم. در مقدمه چندسطری از دست اطلاعات نالیده و بعد به معرفی سینگلتون یا مادر شوهر وی و شوهرش پرداخته و در قسمت های بعدی که بخش بخش نموده در هر بخش به رد چیزی پرداخته که البته در همه بخش ها شیوه ی نام آشنایی فرقه ی رجوی؛ یعنی، استفاده از جملات و کلمات توهین آمیز به کامل ترین شکل به کار گرفته شده است، در جایی به اعضای سابق که افشاگری نمودند و در جای دیگر به دولت ها و مقامات امنیتی و فلان پارلمانتر و روزنامه و خبرگزاری و نشریه هایی که حقیقت ماهیت رجوی و فرقه اش را به رشته ی تحریر در آوردند.
اما در بخش های پایانی اسناد و مدارک ضمیمه فرمودند و هر چه بر علیه بوده، جعل و آن چه بر له بوده، شهادت نامیده. پس با هم بررسی می کنیم تا ببینیم کدام اخبار جعلی اند؟
از سازمان حراست از قانون اساسی آلمان در گزارش سال 97 آورده که سرویس مخفی ایران اپوزیسیون و در رأس آن مجاهدین را تحت نظر دارد و در گزارش سال 99 و 2000 و 2002 و فعالیت های اطلاعاتی ایران علیه فرقه مطالبی آورده شده.
و از سازمان امنیت هلند (BVD) سال 99 آوردید که شما موردنظر اطلاعات ایران هستید و چه و چه و چه….
البته از متن بیانیه هایی که ذکر نمودید، کاملاً پیداست که چه قدر این ور و آن ور را زدید تا یک جمله در تأیید خود جفت و جور نمایید؛ اما، عجیبه که فقط چشم تان آن دست بیانیه هایی را می بیند که جمله ای برای شادی در آن پیدا کنند و بیانیه های را که در زیر می آوریم، نمی بینند. کریس پاتن کمیسر روابط خارجی اتحادیه ی اروپا اتحادیه ی اروپا معیارهایی دارد که بر اساس آن مجاهدین در ماه مه سال 2003 در فهرست گروه های تروریستی قرار گرفته است. ایشان با اشاره به موضع و عملکرد مجاهدین در جنگ ایران و عراق تصریح کرد که آنان کاملاً بی اعتبار شده و گروه مزبور هم اکنون تحت حمایت صدام است.
دولت هلند نیز در گزارشی به شورای اروپا در ماه اوت 2000 در خصوص اوضاع ایران گفت مجاهدین خلق در داخل ایران هیچ طرفداری ندارند.
نیکلسون نماینده ی پارلمان انگلیس و معاون رئیس کمیته ی روابط خارجی پارلمان اروپا: گروه مجاهدین را تهدیدی برای صلح جهانی خواند. وی آنان را یک گروه جنایتکار معرفی کرد و خواستار جلوگیری از فعالیت های این گروه شد. وی تأکید کرد این گروه تروریستی ارتش خصوصی صدام است و بر ضد صدام فعالیت می کند.
وی همچنین گفت ارتش عراق تأمین مالی، تجهیزاتی و آموزشی اعضای این گروه را بر عهده دارد و این گروه از سال 1986 تا کنون در همه ی جنگ هایی که صدام راه انداخته است، مشارکت نظامی کاملی داشته است.
می بینی جناب داوری سال ها پیش عقل های سلیم می دانستند، ارتش رجوی ارتش خصوصی صدام است، چرا که همه ی امکانات از سوی اوست و در قبال آن مشارکت و همکاری در جنگ های جنون آمیزش دارد، مگر خود رجوی در مقابل آب و نانی که به اعضا می دهد آن هم نه از جیب نامبارک بلکه از کیسه خلیفه، حل شدن و ذوب در تشکیلاتش را خواهان نبود و در نشست با اعضا از آنان نخواست خود را به او بسپارد و فقط به او فکر کنند.
طبق گزارش سال 2004 اداره ی حراست آلمان که روز سه شنبه توسط وزیر کشور آلمان، اتوشیکی ارائه شد، مجاهدین مسئول حملات تروریستی شدید در ایران است. این گزارش همچنین به تلاشی آن ها در اروپا برای پاک کردن جنایات بی رحمانه اش از طریق به تصویر کشیدن یک جنبش تبعیدی دموکراتیک و دوستدار آزادی اشاره کرد.
چرا این اسناد را رو نمی کنی و همه اش به توهمات می پردازید.
گزارش دیدبان حقوق بشر در 19 می 2005 در 28 صفحه که واقعاً آوار وحشتناکی بود که بر سرفرقه فرود آمد تا از آن به بعد سوز و گداز از رسوایی را با ناسزاگویی چند برابر به نمایش گذارند.
جک استورک مدیر بخش افریقایی و خاورمیانه ای دیدبان حقوق بشر در واشنگتن می گوید:
اعضایی که سعی می کنند مجاهدین خلق را ترک کنند، بهای سنگینی را می پردازند. این شهادت ها ( از سوی بریده ها) تصویر خشنی از آن چه بر سر اعضای منتقد از رهبران گروه آمده است، به تصویر می کشد. در این گزارش آمده است که در جنگ ایران و عراق نیروهای مجاهدین به نیروهای ایرانی در طول مرز حمله کردند
خانم انا مکللان معاون نخست وزیر و وزیر امور امنیت عمومی کانادا از قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست سیاه این کشور خبر داد
در گزارش خبرگزاری فرانسه از اتاوا ایشان گفت سازمان مجاهدین و گروه تروریستی یهودی مخالف اعراب کاهانا می (کاخ) و حزب اسلامی افغانستان به رهبری گلبدین حکمتیار به لیست سیاه کانادا اضافه شدند
گزارش اداره ی امنیت اتریش درباره ی مجاهدین خلق – چهارشنبه 3 اکتبر 2005.
گروه مجاهدین خلق تحت رهبری مسعود رجوی و همسرش مریم رجوی دارای یک ساختار آهنین و توتالیتر است که در سطح جهانی فعال می باشد. مجاهدین خلق و جبهه ی آن شورای ملی مقاومت و همچنین جناح نظامی ارتش آزادی بخش هر دو در لیست تروریستی اروپا قرار دارند.
باز هم بیانیه بیاوریم یا بس است. چون تمامی دست و پازدن های مجهولانه و یاوه گویی های مداوم فرقه برای بیرون کشیدن نامشان از لیست های تروریستی دنیا اثبات مدارک فوق است، باوجود رد کردن و آوردن سخنان افراد مختلف، چیزی عوض نخواهد شد.
آری این که در مورد قتل کشیش های مسیحی در فلان سال حرف بزنید و انفجار در حرم مطهر امام رضا (ع) را رد کنید و پای قتل های زنجیره ای رابه میان بکشید، باز هم صورت مسئله باقی خواهد ماند.
طی بیانیه های متعددی که هم اکنون آرشیو نشریات چاپ کننده ی آن را دارید، صدها عملیات تروریستی و انفجار و بمب گذاری را در اقصی نقاط مختلف ایران با افتخار به عهده گرفتید و هر کدام از عملیات های کور خود را به حساب آخرین نفس های حکومت ایران خواندید! حالا آمدید انفجار در حرم امام رضا (ع) را رد می کنید؟! مگر رجوی و فرقه اش به معصومین (ع) و دین روشن گر آن ها اعتقادی هم دارد؟ کدام روش و منش خود را مطابق اصول اسلامی می داند: طلاق های جمعی و فروپاشاندن خانواده از هم! زن دیگری را به همسری برگزیدن! خزیدن زیر سایه ی مجاوز به خاک خود و مزدوری برای او! ایجاد حصار فکری به واسطه تفکرات غلط خود! استفاده ی ابزاری از زن، موجودی که خداوند بااحساس و عاطفه اش آفرید و فرقه این عطیه ی خدادادی را از او گرفت و به جایش خشونت و کینه به او بخشید! نداشتند ظرفیت حتی یک انتقاد به خود! خود را تا مرز پرستیدن نزد اعضا معرفی کردن! و….
به راستی چه تفسیری از دین و مسلمانی کردید؟ کجای دینی که ادعای پیروی آن را دارید، آمده که بعد از 14 معصوم، معصوم دیگری وجود دارد که رجوی به اعضا می گوید گناهتان را به من واگذارید. من خودم با خدا معامله می کنم. مگر تو کی هستی جز یک مزدور و خائن به وطن که خود را واسطه ی اعضا و خدا می دانی؟ آیا بزرگ ترین اولیاء تاریخ چنین ادعایی کردند که تو کردی؟ از چه روی و بابت کدام خصلت برگزیده ات زن خود را با مریم مقدس مقایسه می کنی و در توجیه طلاق های اجباری از قول عیسی مسیح می گویی هر که همسرش را بیش تر از من دوست داشته باشد، لایق من نیست! چرا آن جا که او می گوید نگذارید زن و مرد از هم جدا شوند را از قول آن پیامبر خدا بیان نمی کنی که در لوقا 10:9 – 16:18 و در متی 19: 1-12 آمده نمی گویی ؟ چراسخنان عیسی مسیح را که در کلاس درس به شاگردان گفت: هر که زن خود را طلاق دهد و با زن دیگر ازدواج کند نسبت به زن خود مرتکب زنا شده و بالعکس در مورد زن اگر از شوهرش جدا شود و با مرد دیگری ازدواج کند را برای اعضا نمی خوانی! انجیل واقعی را تحریف کردند و تو بر تحریف تحریف کنندگان هم تحریف های من در آوردی، می زنی؟! در ثانی او پیغمبر خدا بود که جبرئیل بر او نازل می شد و به واسطه قدرت خداوندی مرده را زنده می کرد، تو چه طور به خودت اجازه دادی و از کدام اصول یا فروع دینی برای مقایسه ای که به عمل آوردی، سند آوردی؟؟! رجوی حتی آیه 50 سوره احزاب را خواند و خود را در ردیف پیغمبر قرار داد که هر زنی بخواهد، می تواند بگیرد! عجبا از کدام دین و مسلک پیروی می کند، فقط خودت می دانی!
دین اسلام سراسر رحمت و عطوفت است، رجوی و فرقه اش کجا بویی از رحمت و عطوفت برده اند؟!آیا با از بین بردن عاطفه ها میان خانواده ها مدعی چنین چیزی هستند؟! بروید نشست های معاصی و تنگه و توحید و… را بازبینی کنید و سخنان سراسر شرک آلود رجوی را دوباره گوش دهید ( شما که از این فیلم ها زیاد داشتید و به تازه واردها نشان می دادید) تا بفهمید ادعاهای او چه قدر بااصول دین اسلام در تضاد است.
فرقه ای که پایه و بنیان اعتقادی اش، التقاطی است و اسلام را ناقص می داند که از اصول دیالکتیک برای کامل کردن آن استفاده می کند، توقع بیش از این از رهبرش نمی رود و از همسر او که با آن لباس های مد به مد جلوی انبوهی نامحرم ظاهر می شود و عکس می گیرد! این است رهایی زن که با هر قیافه ای در اجتماع ظاهر شود. زن به گدایی برود برای تأمین هزینه های زن رهبر فرقه. عاطفه ی مادری را زیر پا گذارد و در مقابل خانم قجر زبان به پرستش او باز کند.
نه جناب داوری، همه اش غلط است. لااقل نام مسلمانی را از روی خود بردارید تا تمامی زیرپا گذاشتن های اسلام و مسلمانی از سوی فرقه و رهبرش، توجیه پذیر تر باشد. اگر بخواهیم بحث خروج از اسلام فرقه را بررسی کنیم، مثنوی صد من می شود.
بنابراین، خودت بگو کدام اخبار جعل است؟
با آوردن مطالبی از سایت آسیا تایمز آن لاین در 6 ژوییه 2005 ( 15 تیر 1384) شبکه ی العالم و حرف هایی که زده شده چه چیزی را می خواهید به خواننده القا کنید؟ این که رابطه ای با اسراییل و امریکا ندارید و هم سو نیستید؟ ممکن است، بفرمایید جلسه مشترک با انجمن لابی اسراییل د ر امریکا به چه معنا است و چه تفسیری در ذهن خواننده پیش می آورد؟ این که سخنان شارون وبوش علیه ایران را در صفحات اول نشریه و سایت های وابسته می آورید و خانم قجر با استناد به آن سخنان، مهر تأیید بر آن ها می گذارد، معنایی جز هم سویی دارد. هم صدا با اسراییل و امریکا خواهان لغو سفر کوفی عنان شدن به ایران برای چیست.مگر برای رسیدن به هدف خام از هر وسیله ای می توان استفاده کرد. درست است که امریکا نام فرقه را در لیست تروریستی خود قرار داده؛ اما، نگهبانی از قرارگاه های موجود در عراق که به عهده سربازان امریکایی است. حمایت آن ها از فرقه نیست. امریکا که به هر جا دلش خواست برای ایجاد سیطره خود حمله نظامی می کند، چه طور حتی یک تیر برای نابودی فرقه شلیک نمی کند؟ ملاقات های پنهانی با عوامل اسراییل و قول همکاری در سرکوبی مسلمانان در جنوب لبنان و در سوریه که اسناد آن منتشر شده، برای چه منظوری است. همه می دانند رجوی ورشکسته و به بن بست رسیده در دست یابی رؤیای به قدرت رسیدنش، دیوانه وار به هواری می زند، چه در امریکا باشد چه در اسراییل. در راستای سیاست های این دو کشور به عنوان ابزاری تلاش می کند، پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برود.
راستی هزینه ی این همه سایت از کجا می آید؟! صدام که دیگر نیست تا ماهانه جیره مواجب تان را بدهد و مهره از دور خارج شده است؟ فرقه ی بدنام شما هم که گوی سبقت در مزدوری را ربوده، و زبان زد خاص و عام گردیده است.
ضمناً داشت فراموشمان می شد که خدمتتان عرض کنیم، وابستگی به اطلاعات حکومت ایران که در مورد اما نیکلسون و بقیه اشاره کردید صد درجه به از خدمت کردن به دو رژیم اسراییل و امریکا، که اولی غاصب سرزمین مقدس و قبله ی اول مسلمین است و در صدر تروریست های عالم است و دومی مستکبری که سلطه جهانی می خواهد و بر بی گناهان افغانستان و عراق بمب و گلوله می ریزد و جنون سلطه ی طلبی اش مجوز حمله به اتهامات گوناگون به هر کشوری در هر گوشه ای از دنیا را می د هد.
در آخر بگویم این همه خود را به زحمت نیندازید که سودی ندارد و آش شورتر از این حرف هاست. که با زیاد کردن آبش، بتوان از آن آش خوبی برای خوردن به عمل آورد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا