مجاهدین خلق

بررسی و تحلیل رویدادهای سیاسی

بررسی و تحلیل رویدادهای سیاسی
( ویژه فوریه 2006 میلادی)
زنده بگور یا قربانی یک سیاست
میلاد آریایی
بر اساس مقاله ای که در ماه گذشته با عنوان سال 2006 سالی که کابوس ها در مورد مجاهدین به واقیعت می پیوندد به قلم نگارننده ، تصمیم گرفتم برای بررسی عمیق تر این نظریه رویدادهای هر ماه را ازنظر بگذارانیم وخیلی علاقه مند خواهم بود در این زمینه بحث منطقی و کارشناسانه ای را با تحلیل گران وآگاهان سیاسی و علاقه مندان به مسایل مجاهدین دنبال کنیم.
بررسی رویدادهای ماهانه با نام چشم انداز در هفته چهارم هر ماه از روی سایت های سیاسی قابل دسترسی است.
مطمئنا دهها دلیل سیاسی و اجتماعی و تاریخی را میتوان برای نرسیدن مجاهدین به قدرت سیاسی بر شمرد از جمله :
– نداشتن پایگاه اجتماعی قدرتمند و تعیین کننده
– طغیان مسلحانه و بکارگیری خشونت به عنوان ابزاری برای رسیدن به قدرت سیاسی
– حرکت نکردن و منطبق نبودن با تغییرات جهانی
– دگماتیسم و نداشتن پلورالیسم حزبی
– رهبری مادالعمر و ترویج فرهنگ فرد پرستی و..
علاوه بر این دهها دلیل دیگر را میتوان برآنها افزوده کرد اما به نظر نگارننده یکی از اصلی ترین دلایل ناکامی مجاهدین ، شکاف زی بودن ونفس کشیدن در تضاد قدرت ها ودولت ها بر اساس نظریه ای که استفاده از قدرت های جهانی را مقدم بر نقش توده ها و مردم ارزیابی میکرد، بود و آنرا به عنوان یک استراتژی و نه تاکتیک برگزیده و تاریخ سیاسی مجاهدین در 27 سال گذشته همین ادعا را تایید میکند.
مجاهدین خلق ایران در سالهای سال های اولیه انقلاب 1978-1981 تلاش داشتند از شکاف بین بنی صدر رییس جمهور وقت ایران و حاکمان در قدرت سود بجویند و تا آنجا پیش رفتند که حفاظت بنی صدر وخروج وی از ایران را سازماندهی کردند ولی بعد ها در اثر اختلاف و رابطه با عراق بنی صدراز آنان کناره گیری کرد وننگ این همکاری به بهانه مخالفت با حاکمان تهران را هرگز نپذیرفت.
مجاهدین درسالهای 1981-1988 از تضاد جنگ ایران و عراق سود جسته و تا آنجا پیش رفتند که عملا علیه سربازان ایرانی در مرز سلاح کشیده و اطلاعات مراکز نظامی ایران را در اختیار ارتش و ارگان اطلاعات و امنیت عراق قرار میدادند و رسما به عنوان یک( نیروی در اختیار) از جانب حکومت صدام حسین تا زمان سرنگونی این دولت در سال 2003 میلادی پشتیبانی نظامی – لجستیکی و مالی میشدند
و اکنون در جریان بلند پروازی های اتمی تهران مجاهدین تلاش میکنند از تضاد منافع غرب با ایران بر سر پروژه اتمی ایران سود جسته و مدال بهره وری به هر عنوان که غرب صلاح میداند را بر سینه خود نصب کنند. ،مجاهدین به شهادت تاریخ گذشته خود خصوصا بعد از بکارگیری شیوه های سکتاریستی هرگز یک نیروی عمل کننده وتاثیر گذار اجتماعی نبودند بلکه پیوسته در پشت سر حوادث قدم برداشته و دلیل ناکامی شان هم از قضا دقیقا همین بوده است.
توجه داشته باشیم که مجاهدین خود اصلی ترین قربانی سیاست بهره برداری ازشکاف نیروها بوده وهستند و تا آنجاپیش میروند که نهایتا خود قربانی و زنده بگوراین سیاست فرصت طلبانه میشوند.
در شرایطی که غرب شدید ترین دوران تشنج روابط با ایران را سپری میکند وبررسی پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سپرده شده است ، بطور بی سابقه ای در طی ماه گذشته 2 بار(18 ژانویه و19 فوریه2006 ) از جانب وزیر امور خارجه آمریکا و یک بار از جانب معاون وزیرخارجه بریتانیا رسما دست رد بر سینه مجاهدین زده شده و علیه این سازمان موضع گیری رسمی وعلنی شده است.
توضیحات وزیر خارجه آمریکا ، خانم کاندولیزا رایس به دانشجویان دانشگاه جورج تاون 18 ژانویه 2006
ولی ما با سازمان مجاهدین خلق مشکل داریم. این یک گروه تروریستی است. این سازمان در قتل هایی دست داشته است که در واقع به مرگ و حتی مرگ امریکایی ها انجامیده است. این وضعیت هیچ تغییری نکرده است.
لرد تریزمن (معاون وزارت خارجه بریتانیا) 9 فوریه 2006
… سازمان مجاهدین خلق ایران اکنون سعی می نماید که خود را حزبی دموکراتیک نشان دهد که سرگرم فعالیت های حقوق بشری است ولی سابقه ای تاریخی در دست داشتن در تروریسم دارد. من همه اطلاعات موجود را در نظر گرفته ام. در سال 2001 دو حمله مسلحانه انجام شده که این گروه مسئولیت آن ها را به عهده گرفته است. این گروه همچنین متهم به دو حمله مسلحانه دیگر در سال 2002 می باشد که در این رابطه هیچ جوابی نداده است.
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا19 فوریه 2006 در کنفرانس مطبوعاتی به هنگام سفر به خاور میانه کفت :
” امریکا مجاهدین خلق را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده. این سازمان دست به اقدام‌های وحشتناک و خونین از جمله کشتن چند تن از شهروندان امریکا زده است. بنابراین ما با سازمان مجاهدین کاری نداریم.
بنابراین سیاستمداران غربی که نظریات دولت شان را نمایندگی میکنند خیلی روشن و واضح به مجاهدین و تلاش های بیهوده آنان پاسخ داده اند وجالب اینجاست که بررسی دقیق و موشکافانه حرکات مجاهدین از چشم محققان و کارشناسان هرگز دور نمانده است.
مایکل روبین- مؤسسه انترپرایزآمریکا
امروزه، مسعود رجوی و همسر سومش مریم، برای تحمیل کنترل توتالیتریستی خود بر اعضا کار میکنند‎ تصاویر بزرگ مسعود و مریم در ساختمان ها و راهپیمایی های مجاهدین ظاهر میشود. در غرب گروه ،اعضایش را از خواندن هر روزنامه ای بجز روزنامه ها ونشریات خود مجاهدین منع میکند. در اردوگاه اشرف در عراق که بسیاری از اعضا پس از سقوط صدام حسین در برزخ گرفتار شده اند ‎
‎ مسئولان مجاهدین تجرد را تحمیل می کنند ، از روش های فرقه ای برای خرد کردن اراده فردی استفاده می کنند و اجازه نمی دهند اعضا بدون ناظر با افراد بیرونی تماس داشته باشند
اکنون باید پذیرفت که سازمان مجاهدین هرگز موفق نشده است که از شکاف بین دولت ها به عنوان سکویی برای رسیدن به قدرت سیاسی استفاده کند وآگاهان سیاسی در عین حال دمکرات منشی و دمکراسی طلبی مجاهدین رابشدت رد میکنند.همچنین دولت مردان غربی بخوبی دریافته اند که سازمان مجاهدین یک نیروی جایگزین ودمکراتیک برای آینده ایران نیست و جریان جدایی خواهانی که بطور معجزه آسا از این سازمان گریخته اند برای آگاهان سیاسی و تحلیل گران در غرب فاش ساختند که مجاهدین قبل از رسیدن به هر گونه قدرت سیاسی دارای زندان وزندانی بوده وتفتیش سیستماتیک عقاید در روابط آنها امری جاری وروزمره است.
در 17 فوریه 2006 سازمان دیدبان حقوق بشر بار دیگر گزارش اولیه خودش مبنی بر سرکوب ناراضیان در این سازمان که در 18 می 2006 منتشر کرده بود را مجددا تایید کرد و اعلام نمود :
” تمامی شهود با ذکر جزئیات گسترده ، تجربیات خود را در کمپ های مجاهدین در بین سالهای 1991 تا 2003 بیان نمودند که چگونه مسئولین مجاهدین خلق آنها را هنگامیکه خواستار خروج از سازمان بودند، مورد شکنجه جسمی و روحی قرار میدادند
نتیجه گیری :
1. سازمان مجاهدین علی رغم مخالفت مسلحانه با حکومت تهران نتوانسته است بدلیل پیشینه و عملکرد خود کاندیدای مورد قبول آمریکا وغرب برای بهره وری در این منطقه از جهان باشد.
2. مراکز مطالعاتی در غرب که این سازمان را مانیتور میکنند تصویر فوق العاده روشنی از این سازمان پیدا کرده که بخشی ازاین شناخت حاصل تلاش جدایی طلبانی بوده است که از این فرقه مذهبی رهایی یافته اند.
3. تضاد منافع بین غرب و اروپا با ایران حتما وجود دارد ومنطقی هم هست که وجود داشته باشد ولی این تضاد منافع همیشه بر سر مذاکره مجال راه یافتن پیدا میکند و هرگز در حدی نبوده ونیست که به جرقه وجنگ ادامه دار در این منطقه از جهان منجر شود و مجاهدین بیهوده آب در هاون میکوبند که میخواهند نقش پیاده نظام برای نیروهایی امریکایی را بازی کنند.
تجربه گذشته این را می گوید که حفظ منافع آمریکا ودول غربی و گردش سیار نفت در جهان بین انتخاب جنگ و مذاکرات حتی بشکل فرسایشی و نهایتا تحریم ایران که البته سنگین ترین فشار را روی توده های کم درآمد و فقیر جامعه وارد میکند آنان حتما دومی را انتخاب خواهند کرد.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا