مجاهدین خلق

ايران و فناوري اتمي

ايران و فناوري اتمي
ياسرعزتي
در پایان سفر تهران، البرادعی خواستار تعلیق غنی سازی اورانیوم شد!
وزير امور خارجه آمريکا خواستار اقدام شديد شورای امنيت عليه ايران شده است!
ایالات متحده ی آمریکا در تلاش دیگری در جهت افزایش فشار بر ایران!
جان بولتون تأكيد كرد كه ايران در جهان امروز, بزرگ ترين تهديد صلح و امنيت بين المللي است!
لطف كنيد اگر امر ديگري داريد بفرماييد مطرح كنيد؟ فقط مانده نام ايران را عوض كنيد؟!!!!!
وقتي دركانون گرم خانواده ام باشم, اگر حرفي بين اعضاي خانواده ام پيش آيد, آيا بايد دركوچه وخيابان بيان كنم؟؟ بيان دعواي درون خانواده درست مثل دادن اطلاعات به دشمن است. اطلاعاتي كه غرب با خبر یافتن از آن هيزم جنگ رواني را بيش تر و بيش ترمي كند. آري بيان دعواي درون خانواده در كوچه و خيابان زشت است ولي دادن اطلاعات به دشمن زشت نيست؟! بيان اشكالات و ضعف هاي دروني خانواده بيان گر نداشتن دانش و تجربه است كه دشمن را هوشيار وآگاه مي كند تا شكاف هاي بيش تري بين مردم ايجاد كند. گويا الگوبرداري و صحبت ازدموكراسي غرب بيان گر روشن فكري است و مخالفت با آن ارتجاعي محسوب مي شود. آيا با الگو برداري ازدموكراسي غرب متحد و يك پارچه مي شويم؟! در چند ده اخير در تاريخ ايران گروه هاي سياسي تمامأ در حال الگوبرداري هستند ، از آرژانتين گرفته تا روسيه, از روسيه گرفته تا چين, اما چه شد؟!!درست مثل بچه اي كه در جست و جوي خانه ی خود است و از راهزنان مقصد خود را مي پرسد. بله سياست با كلمات بازی مي كند, واژه ها را بي ارزش مي كند, گم شدگان را جذب مي كند و دنبال كاروان خود اسير مي كند. اما دوراز چشمشان كه در چرخش مارپيچي هستند كه چرخش آن تمام نشدني است و مي چرخند و مي چرخند. چون غربي ها پيش رفت داشته اند پس براي پيش رفت ازایدئولوژي و سياست آن ها الگو مي گيريم. با اين جملات الگو برداران غربي خود را روشن فكر نشان مي دهند. مانند قايق هايي كه دردريا اسير هدايت تعادل قواي توفان ها و موج ها مي شوند. آيا با تغیير نظام ، دموكراسي به ايران بازمي گردد؟ سوالات زيادي هستند كه هركدام ديگري را نفع مي كنند. بله اين ها تبليغات جنگ رواني است كه نسل ها را به جان يك ديگر مي اندازند. خانواده ها را ازهم جدا می کند وباعث می شود كه امروز دربه كاربردن نام ايران احتياط كنيم. از دفاع از ايران كه كشور خودمان است ترس داريم. آيا مخالفت من و شما با نظام حاكم , دليل درستي است كه ايران ازعلم و دانش محروم شود؟اگر نظامي با الگوي غربي در ايران حاكم شود آيا پيش رفت بيش تري خواهيم داشت. آيا استقلال و حق هر گونه انتخابي را خواهيم داشت. آيا با تغیير نظام حاكم ، اجازه ی فناوري صلح آميز خواهيم داشت. اين ها هم باز تبليغات رواني است؛ قول ها و وعده هاي دموكراسي غربي. وقتي مروري به گذشته ی خود و دوستانم مي كنم, هر چند صداقت درانتخابم داشته ام, اما مهره ی شطرنجي بوده ا م كه هرروز دور خود مي چرخيدم و دعواي خانواده ام را در كوچه و خيابان بيان مي كردم. چون تحصيلات نياز اين قرن را نداشتم و به جاي انتخاب، دنبال الگوبرداري بودم. به همين دليل امروز با تجربه اي بيش تر به عنوان يك دانشجوي ايراني نسل امروز, نه تنها مشكلات ایران را در دموكراسي و در دولت حاكم نمي بينم, بلكه تمام مشكلات را از كمبود علم و دانش درايران مي بينم. چرا كه علم باعث پيش رفت و حق و حقوق يك ملت مي شود. به جاي آستين بالا زدن ودرست كردن ايراني زيباتر, در فكرتغیير نظام حاكم و الگوبرداري ازغرب هستيم. چرا الگو برداري كنيم و ديگران از ما الگوبرداري نكنند. هنوزخون شهيدان خشك نشده كه به جاي علم و دانش دنبال جنگ و سياست است. براي همين از هر گونه علم و دانش و فناوري هسته اي دفاع بايد كرد. دعواي خانواده در كوچه و خيابان مطرح كردن سال ها تجربه ی خون جوانان را ديديم و چشيديم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا