مجاهدین خلق

خانم قجر و مهمل بافی از سر ذوق زدگی

خانم قجر و مهمل بافی از سر ذوق زدگی
نقدی بر سخنرانی مریم رجوی در مجمع پارلمانی شورای اروپا در استراسبورگ 21 فروردین 85
خانم قجر عادت دارد وقتی جلوی یک جمع ، دوربین ویا خبرنگار قرار بگیرد، ذوق زده شود و فکر کند ،علی آباد هم شهری است و گه پنبه دانه را لپ لپ خورد و گه دانه دانه! البته بیش تر در جاهایی این حالت به او دست می دهد که بر ضد ملت و میهنش کلامی به میان بیاید. ( روز دوشنبه 21 فروردین 85 از آن روزها بود) درآن روز اوکه امر را بر خود مشتبه دیده بود شروع به مهمل گویی کرد، که چون بند بند گفته ما هم بند بند جواب دهیم.
ابتدا و حرف اول تکرار این بود راه حل سوم ایشان نه جنگ بر ضد ایران را می پسند د و نه مماشات، بلکه روی کار آمدن خود را پیشنهاد می کنند و مطابق معمول ضرب الاجل تعیین کردند البته این بار نه برای هواداران و ساکنان در بند اشرف که دیگر حوصله ی شنیدن این حرف ها را ندارند، بلکه برای اروپا و جامعه بین المللی و تذکر دادند ،وقت تنگ است ، پس بشتابید! گویا فراموش کردند این کشورها منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند و خود خانم قجر بارها این جمله را اذعان داشتند که فلان کشور به دلیل حفظ منافع خویش ، فلان امتیاز را به حکومت ایران داد. پس نباید دلخوش کند به این که آقای رودی ویس و خانم النا چه نوع هندوانه ای زیر بغل او گذاشته اند؟؟!!
بند دوم، خواهان مجازات فلاحیان شده آن هم نه به جرم کشتن برای این که تصمیم به قتل کاظم رجوی ( بنا به اراجیف خودش) داشته. حالا ما سئوال می کنیم برای تو و همسر زندانی ات و صدیقه- فرمانده ی مرگ- و ابریشم چی – همسر سابق و شکنجه گر اعضای ناراضی- و… چه حکمی باید صادر کرد؟ ترورهایی که از سران رده بالا شروع و به مردم کوچه و بازار ختم می شد با چه مجازاتی باید پی گیری شود؟؟ حتماً در مقایسه با موردی که ذکر کردی بایستی چوبه های دار علنی بر پا کرد!!آیا فکر می کنی جامعه ی بین المللی این ها را نادیده گرفته؟!
بند سوم: از نفوذ دولت ایران در عراق سخن به میان آوردی حال آن که هم خودت و هم اربابان اشغال گرمی دانند هر کشور همسایه ی عراق، خواهان امنیت و آرامش در آن جا است، چون در غیر این صورت امنیت مرزهای آنان نیز مورد تهدید قرار می گیرد و تنها کسانی که از ناامنی ها و انفجارها و تفرقه ها سود می برند ، بیچارگانی چون شما هستند که سرنوشتشان در گرو روی کار آمدن یک حکومت باب طبع امریکا و اشغال گران است و صد البته آن ها نیز چنین می خواهند!! از طرف دیگر شما بگویید در عراق چه می خواهید که سال هاست آسایش و راحتی مردم آن کشور را تهدید می کنید ؛ تا صدام بود از بیت المال و حق مظلومان و محرومان شما را سیر می کرد و پوشاک ، خوراک و سلاح تان را تأمین می کرد، حالا هم که امریکا سرمایه ملی آنان راغارت می کند والبته مقداری هم به فرقه ی رجوی بابت مزدوری می دهد!!
بند چهارم: خواهان یک راه منطقی که قاطعیت و سرعت داشته باشد شده اید!! عجب مگرشما کلمه ی منطق را هم بلد هستید! پس چرا درمقابله با هر مخالف و منتقد فرقه ، منطق برایتان بی معنا و بی کاربرد است!
اما، از سرعت و قاطعیت گفتید. باید به شما اطمینان دهیم هیچ کس نمی تواند به اندازه ی فرقه ی رجوی و جنابعالی در مزدوری و خیانت به مردم خود سرعت وقاطعیت داشته باشد ،چرا که این از توانایی های منحصر به فرد رجوی و گروهش است!!!
بند پنجم : پس از پاچه خواری و خوشایند حضار، التماس و اعتراف سردادید وخواهان خروج از لیست تروریستی و منع محدودیت فعالیت های فرقه شدید! عجیب است که این همه از تاریخ و سرنوشت محتوم می گویید ولی توجهی به آن چه بر سر مهره های امریکا و کسانی چون صدام و بن لادن و… که روزگاری دست سران آن ها را می بوسیدند و اکنون به دلیل گذشت تاریخ مصرفشان مورد غضب قرار گرفته اند ، ندارید چون از منطقی که دم از آن می زنید بویی نبرده اید و آینده ی مزدوری فرقه تان را پیش چشم نمی آورید!
بند ششم: از پتانسیل و توان و پایگاه وسیع مردمی البته در خارج کشور دم زدید : چرا که می دانی در داخل پایگاهی وجود ندارد و این را همان خارجه نشین ها هم می دانند و در مصاحبه ها و تحلیل هایشان بارها بیان کرده اند وشما هم شنیده اید، مردم ایران محال است خیانت شما به ایران را فراموش کنند ضمناً سخن مسعودت را فراموش نکن که در ملاقات با سران استخبارات عراق عقده گشایی می کند و به 70 میلیون ایرانی توهین می کند، چرا که از فرقه ی او دفاع نمی کنند!! اعضای فرقه هم که لحظه به لحظه از اسارت گاه اشرف فرارکرده و خود را از اسارت می رهانند.
بند هفتم: برعکس گفتید که هدف شما کسب قدرت به هر شکلی نیست ،زیرا اعمال و مواضع فرقه چیز دیگری می گوید و سر ساییدن به آستان بوش و بلر و… که در دشمنی با ایران شهره آفاقند این امر را می رساند که فرقه کسب قدرت را به هر شکل می خواهد!!!
بند هشتم: برابری زن و مرد و عدم ظلم به زنان ایرانی!!
همان برابری که برای زن و مرد در فرقه حاکم کردید ، بس است. آن برابری که برای آنان با انقلاب های بی محتوای رجوی به ارمغان آوردید و همه دیدند که جز استثمار زن و مرد و تهی کردن درونشان از شخصیت حقیقی، چیزی نداشت. زن را به جای گرمی بخشیدن به خانواده و بودن در کنار مردش به گدایی در خیابان های اروپا وا داشتید و فرزند و شوهرش را از او گرفتید و به جای عاطفه و محبت،به او سلاح و کینه دادید و در آرزوی دیدن فرزند آواره و نالان کردید و او را به پاک کردن سلاح و لوله های توپ و تانک صدام وادار نمودید!!!!
فکر می کنید همه از آن چه بر سر زن در فرقه آمده و می آید بی خبرند؟؟!!اما اشتباه می کنید چراکه همه می دانند که شما با پرورش فمینیسم در قلب فلسفه تان زنان را به پوچی کشاندید و به قول خانم الینا رز لهتینن نماینده ی کنگره ی فلوریدا که می گوید جذب شعار زن سالاری گروه شده اما به نظر می رسد گروه به اشتباه افتاد چون خبرهایی می رسد که در تضاد مطلق با آن است و اشاره به گزارش دیدبان حقوق بشر می کند و رفتارهای وحشتناکی که بر افراد می رود. آیا زنانی که از ابتدایی ترین حقوق طبیعی خود که در میان تمام موجودات عالم و زوج ها وجود دارد، محروم است به حق خود رسیده؟ آیا زنی که داشتن شوهر را فقط برای خود مجاز می داند و بس، حق آن را دارد که از حقوق زن حرف بزند؟!
بند نهم: سیاست خارجی و مسالمت با همسایه ها و کشورهای دیگر!! هم زیستی مسالمت آمیزتان ،چه خنده دار است! همه نوکری و دریوزگی تان را برای صدام علیه مردم و خاک خود و اکنون همراهی و هم صدایی اتان باامریکا در مسائل سیاسی را دیده اند!! دروغ ها و تهمت های هسته ای اتان را، تسلیم در برابر خواست هر بیگانه ای را شعار خود قرار دادن آن هم برای تحقق رؤیای قدرت و… نمونه هایی از این دست. اگر هم زیستی مسالمت آمیزتان همین هاست،پس مبارک خودتان!! در پایان به خانم قجر می گوییم، به این تجمعات دل خوش نکن وبدان با این و آن نماینده ی دست چندم فلان کشور عکس گرفتن ارزشی ننگ و رسوایی برای خود و فرقه ات ندارد!!و بدانید که امریکا و یارانش برای حفظ منافعشان در موقع لازم به کم تر چیزی که اکتفا خواهند کرد نابودی فرقه است!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا