داستان های تاریخ مصرف گذشته

داستان های تاریخ مصرف گذشته
حل تضادها، زیر پا گذاشتن منافع فردی، وضعیت خود را در جمع مطرح کردن، همه و همه جملاتی است که برای اعضا در نشست ها جا انداخته اند و برای ماندنشان در آن دایره ی بسته با آن توجیهشان می کنند! بنا براین هر کدام از ماندگان که می خواهند تحت عنوان داستان دیدار خود با اشرفیان لب به سخن بگشایند از همین حرف های بهره می گیرند،یکی از این افراد خانم راحله ی محسنی است که ( حالا این که این اسم برای نویسندگان داستان در سایت افشاگری چه قدر صحت دارد با رجوی ها ؟؟!! ) دنباله روی کرده و در قسمت دوم داستانش از همین حرف ها می زند، واز حل تضاد و…و… سخن می گوید. حالا ببینیم منظورش از حل تضادی که خانم قجر برایشان معنا کرده وهمین طور گذشت از منافع فردی چیست؟! حل تضاد وگذشت از منافع فردی یعنی همان پشت پازدن به ماهیت انسانی و زیر پا گذاشتن عواطف و احساسات!! البته خانم محسنی از عواطف انقلابی هم سخن به میان آورده!!از ایشان می پرسم آیا آن عواطف انقلابی که از آن می گویی همان است که رهبری فرقه با سینی گذاشتن جلو اعضا و وادار کردن زنان به سیلی زدن به شوهرانشان از آن نام برده است! همان که صدها زن و کودک را از بودن در کنارشوهران و پدرانشان محروم کرد و ثمره ی آن صدیقه قرصی ها شد که پس از سال ها رنج و محرومیت بااشک پسرش را در آغوش بکشد و سال ها شاهد قد کشیدن وبزرگ شدنش نباشد! آری از هم پاشیدگی جمعی که پایه و بنیاد جامعه و تشکیل آن است نشانه ی تحفه رهبری در تشریح عواطف انقلابی است که بارها به اعضا گفت باید همه اش را نثار او و مریم کردو دیگر هیچ!!!
اگر فردی به نام راحله محسنی وجود داشته باشد وخود شاهد این صحنه ها بوده و یا در بدو ورود به بیابان اشرف و در برخورد با زنان و دختران خسته که ورد زبانشان همین حرف های بیهوده است،بوده و اگر دل تنگی ابتدای ورود در کسی ببینند چگونه از حل تضاد سخن به میان می آورند و دیکته شان راتکرار می کنند؟!! وقتی اعضا را وادار به گفتن عیوب خود می کنند، آن گونه که جناب عالی گفتی آیا جز برای این است که همه در مقابل مسعود و مریم دارای نقطه ضعف باشند تا هنگام بروز اعتراض و انتقاد به آنان از همان نقطه ضعف ها مایه بگذارند و افراد را مجبور به عقب نشینی کنند؛ اما، دیگر این داستان های تکراری و از تاریخ گذشته تنها جایش سطل زباله است و اثری بر روحیه های درمانده از وعده های دروغین رهبری ندارد،و بدان که آنان که از سازمان بریده اند به شرف و حیثیت و انسانیت از دست رفته ی خود بازگشته اند و بقیه هم برخواهند گشت.
خانم راحله و بهتر بگوییم، نویسندگان داستان های تاریخ مصرف گذشته و تکراری تعدادزیاد بریده ها خط بطلانی است بر نوشته های شما پس بی خود زحمت نوشتن و هزینه کردن دلارهای اهدایی و دینارهای اهدایی صدام به خود ندهید، که مشت به سندان کوبیدن است و نه تنها کسی جذب نمی شود، بلکه اعضای به زور ماندگار در اشرف هم دیگر حاضربه شنیدن حرف های تکراری اتان نیستند وآن ها هم به زودی شما را به حال خودتان رها خواهند کرد!!!

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا