مجاهدین خلق

فوتبال و غرور ملي

فوتبال و غرور ملي
عليرضا ميرعسگري، سی و یکم می
كمتر ازدو هفته به شروع جام جهاني 2006 باقي مانده و درسراسر جهان تب مسابقات فوتبال گسترش يافته است. كانالهاي تلويزيوني هر كشوري را كه باز ميكنيم مواجه ميشويم با تاريخچه فوتبال آن كشور و قهرمانان گذشته و حال آنان و در مجموع همه برآنند كه به نوعي موجبات غرور ملي و افتخار كشورشان را فراهم آورند.تيم ملي فوتبال ايران هم با حضور ستارگان به نام خود ( علي كريمي،مهدوي كيا،علي دايي، وحيد هاشميان و…) نسبت سال 98 كه درجام جهاني شركت داشت از شانس بيشتري براي صعود به دور بعد برخوردار است وطبعا خواست هر ايراني شريف و وطن پرستي اين است كه تيم ملي كشورش بهترين نتايج را داشته باشد.
اما در اين بين باز هم سازمان مجاهدين وسازمانهاي وابسته به آن ( شوراي..و اسامي و القاب ديگر ) باز هم بدعتي تازه در تاريخ از خود به جا گذاشتن و آن تبليغ و موجبات تضعيف تيم ملي كشورمان است.
ابتدا قبل از هر چيز بايد به اين امر پرداخت كه آيا تيم ملي فوتبال ايران نمايندگي ميكند غرور ملي ايرانيان را يا حكومت جمهوري اسلامي را؟ اگر به اين سؤال پاسخ داده شود و در كنار آن سوابق وطن فروشانه سازمان مجاهدين را در اين رابطه مورد بررسي قرار دهيم به خوبي پيداست كه خطي كه سازمان مجاهدين در پروسه مسابقات فوتبال دنبال ميكند درادامه همان خيانت به منافع ملي ايران و ايراني است.
درست 8 سال قبل ( جام جهاني 1998) سازمان مجاهدين باشركت در مسابقات فوتبال و ايجاد فضاي نامناسب در ورزشگاه به گفته فوتباليست هايي كه درآن مسابقات شركت داشتند يك بدعت بد از خود به جاي گذاشتن، آن زمان خود شخصا در عراق و در سيستم ستاد داخله بودم و جالب بود خطي كه به ما به عنوان مسئولين ميدادند كه به نيروهاي پايين كه عموما از نيروهاي جديد الورود بودند منتقل كنيم اين بود كه مانبايداز پيروزشدن تيم ملي فوتبال ايران خوشحال شويم! زيرا اين پيروزي به جيب آخوندها ميريزد و به نفع مقاومت( بخوانيد رجوي ها ) نيست!!با همين تز نيزدر بيرون مناسبات دست به بلوا وهياهو و پخش عكس و.. در ورزشگاهها ميكردند و به طور علني قهرمانان ملي از قبيل علي دايي و خداداد عزيزي كه از طرف مردم ايران به حماسه ساز ملبورن ملقب شده بود را به خاطر تن ندادن به مصاحبه با آنان مزدوران وزارت اطلاعات خطاب ميكردند به طوري كه حتي چند پيش نيز علي دايي كاپيتان تيم ملي در يكي از مصاحبه هاي خود با ايران ورزشي به اين نكته اشاره كرده بود.
فوتبال يك ورزش است و تمام ورزشكاران سعي ميكنند با تمام سعي و تلاش خود موجبات غرور ملي كشورشان را فراهم آورند و پرواضح است كه هر گروه و سازماني تحت هر پوششي قصد تخريب و تضعيف تيم ملي كشورش را داشته باشد خائن به منافع ملي كشورش است.
جا دارد كه در همين جا به نكته جالبي براي واضح تر شدن سخنانم اشاره كنم. در سايت موسوم به ايران افشاگر! كه البته به درستي افشا ميكند عوامل خائن به ايران و منافع ملي ايرانيان را! نامه سرگشاده ايي به قلم محمد بهروزي درج شده كه بنده روي سخنم به آقاي بهروزي نيست چونكه به خوبي ميدانم كه مقالات نوشته شده،تمامي توسط گردانندگان اين سايت كه نمايندگي ميكنند سياست هاي سازمان مجاهدين را به رشته تحريردرمي آيد و براي رد گم كردن هم در پايان هر مقاله امضا مسئوليت با نويسنده است را ميگذارند!!
به هر حال در مقاله مورد نظر بعد از تمجيد هاي فراوان از پائولو كاساكا از كشور پرتغال( نماينده ايي كه از سازمان مجاهدين را حمايت ميكند) اينگونه ادامه ميدهد آقاي «كاساكا»ي عزيز مي‌داني كه تيم فوتبال كشورتان با تيم فوتبال ايران در مسابقات جام جهاني آلمان در يك گروه قرارگرفته‌اند. من در روز برگزاري مسابقه بين تيمهاي ايران و پرتغال بيشتر به ياد شما خواهم بود(نقل به مضمون از سايت ايران افشاگر).
در سراسر مقاله مزبور از تمامي قهرمانان گذشته فوتبال پرتغال از اوزه بي يو گرفته تافيگو نام برده شده به نحوي كه خواننده در وهله اول شك ميكندكه نگارنده مقاله مزبور ايراني است يا شهروند ي اهل كشورپرتغال،البته براي من كه ساليان در درون آن مناسبات بودم به خوبي مشخص است كه نويسنده مقاله مزبور هر كه بوده جرأت نزديك شدن و نام بردن از تيم ملي فوتبال ايران و قهرمانان آن را ندارد و در نهايت هم با زبان بي زباني آرزوي پيروزي تيم ملي فوتبال پرتغال را ميكند!اين هم مشتي از خروار وطن فروشي سازمان مجاهدين.
در پايان جا داردبه اين نكته اشاره كرد كه با حضور جامعه ايراني 120هزار نفره در كشور آلمان، ايرانيان آزاده با شركت پرشور خود و تشويق تيم ملي كشورمان كه مربوط به ملت ايران است موجبات غرور ملي ايران و ايراني را فراهم آورند.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا