پشت کردن به ملت ایران تا کی ؟!

پشت کردن به ملت ایران تا کی ؟!


 فرقه ی رجوی طی موضع گیری های خائنانه مانند جنگ مسلحانه و ترور و بمب گذاری ، پیوستن به متجاوزان به خاک میهن و… ثابت کرده که  هر جا و هر کس موضعی بر ضد ایران بگیرد اولین همراهش فرقه است و اکنون در مقطعی که بازار جام جهانی و مسابقات فوتبال پر رونق است و همه ی ملت ها برای پیروزی و سرافرازی تیم هایشان شعار می دهند و در صورت توان مالی ، برای تشویق و دلگرمی بازیکنان کشور خود سرمایه گذاری کرده و به آلمان و باشگاه های محل مسابقه سفر می کنند و با منقش کردن صورت خود به رنگ پرچم کشورشان و به هوا فرستادن نماد ملی خود؛ یعنی، پرچم رنگین ، صحنه ای از عشق و علاقه ی خویش به ملیت و وطن پرستی را به نمایش می گذارند. فرقه ی رجوی مطابق معمول و ماهیت ضد مردمی خود این عرصه را برای تاخت و تازهای فرقه ای مورد سوء استفاده قرارداده و به جای شادی از برافراشته شدن پرچم کشور خود در سطح جهانی ، با یهودیان صهیونیست هم صدا می شود تا مهر تأیید بر هر آن چه درمورد فرقه پیرامون همکاری با اسراییل در دشمنی اش با ملت ایران گفته می شود ، بگذارد و رسوایی در خیانت به خلق را به اوج برساند ، حتی فراتر از این هم می رود و در شبکه های لجن پراکن خود در برابر باخت تیم ملی ایران  ابراز شادی می کند و از زبان هواداران فرقه که با برنامه تماس تلفنی دارند این باخت را تبریک می گوید!!


در این میدان که محکی برای تشخیص ملی گرایی و وطن خواهی است، فرقه مثل همیشه  سر به زیر و شرم سار ظاهرمی شود و بار دیگر فاصله ی کیلومتری خود با ملت ایران را به نمایش می گذارد تا مردم و افکار عمومی که تا چندی پیش شاهد گدایی اعضای فرقه با در دست داشتن عکس معدومین و صحنه ی خودسوزی ندا حسنی برای حمایت از مریم قجر در خیابان های فرانسه بودند، امروز در این عرصه، وطن فروشی را در بالاترین درجه ی خود ببینند و به رجوی و فرقه اش با دیده ی حقارت بنگرند؛ چرا که فرقه ی رجوی تاکنون از هر موقعیتی فقط برای  خودنمایی استفاده کرده است حتی اگر به قیمت وطن فروشی باشد،چرا که او جز به خود به هیچ چیز دیگری حتی وطن نمی اندیشد!


 جالب این که در یک جا از فلان کشتی گیر اغفال شده، بهره جویی می کنند تا احساسات ملی را برانگیزانند و در جایی که اوج حضور احساسات و عواطف ملی است، چنین موضع می گیرد و خواهان عدم راه دادن تیم ملی به کشور آلمان و جام جهانی می شود و وقتی تیرشان به سنگ می خورد و دولت آلمان نه تنها اعتنایی به خواست آنان نمی کند، بلکه اعلام  می کند با هر گونه تشنج آفرینی فرقه در طی مسابقات برخورد خواهد کرد،دست نشانده های رجوی به خیابان آمده و اجیر شده ها را مجبور به شعار دادن علیه ایران و ایرانی می کنند تا برای تحقق رؤیاهای دست نیافتنی رجوی و مریم قجر حس ملی گرایی را برای فرقه ی خود به لجن بکشاند و ثابت کنند که هیچ ارزشی برای ملیت خود وخلقی که از آن دم می زند قا یل نیستند و فریده  کریمی در برنامه ی ماهواره ای سازمان در برنامه ی مستقیم 21/3/85 ضمن تأیید اعلام شادی از باخت تیم ملی در مقابل مکزیک با پررویی بگوید الان وقت مبارزه ی مسلحانه نیست بلکه وقت مبارزه با توطئه هایی است که به گلوی مجاهدین فشار می آورد ( بپا خفه شدن را به تأخیر نیاندازی!) و بار دیگر بروجود طناب رسواگری که گلوی فرقه را به شدت فشار می دهد، اعتراف می کند!!


 چرا که دیگر حتی فلان تبعه ی آفریقایی هم که با چند دلار از این رسوایان عالم  حمایت می کرد و صدها هزار تبعه ی ایرانی ساکن اروپا هم وقعی به هیاهوهای بیهوده فرقه نمی گذارند و با بی اعتنایی از کنارشان می گذرند! در حالی که پرچم سه رنگ ایران در دست مدافعان تیم ملی فارغ از هر گونه وابستگی گروهی و تنها به عشق وطنشان به حرکت در می آمد و تلاش برای جذبشان به نومیدی مبدل می شود، به ناچار با یهودی ها هم پیاله می شوند. البته حق دارند ملت خودشان که قبولشان ندارند ، شاید لابی های صهیونیست به دادشان برسند!


 خلاصه این که آلمان و خیابان های نورنبرگ محلی برای بی حیایی فرقه ی رجوی و صحنه های جنگ تمام عیار با ملت ایران بود تا به این ترتیب راه بسته ی خلق بر فرقه بسته تر بماند و نام شان در لیست تروریستی و تاریخ به عنوان خائن ترین گروه ثبت شود و باقی بماند!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.