خانواده ها

علی جان داداش جونم؛ آخه تا کی این فراق رو تحمل کنیم ؟!

نامه خواهری دردمند و دلشکسته به برادر اسیرش در فرقه رجوی

سلامی به آبی دریا . سلامی به پهنای سرسبز دشت و به بلندای کوه و آسمان.
سلامی ازاعماق وجود قلبم به برادر عزیزتر از جانم .
سلام داداش خوشگلم ..عزیزدلم ..فدای اون چشمهای قشنگت بره خواهرت .

فاطمه قلیزاده
فاطمه قلیزاده

علی جان منم فاطمه .. خوبی عزیزم .. میدونم دوری ما شما رو خیلی رنج میده . همانطور که ما از دوری تو داریم دق میکنیم .
داداش جوونم .. فدات بشم الهی.. فاطمه خواهرت بمیره .. آخه تا کی این فراق رو تحمل کنیم ؟!
به خدا داریم میمیریم ازدرد فراق تو، برادرعزیز، دوست داریم علی جان تا توهم مثل حجت و حسین در کنار ما خواهرها باشی تا درد وغم جانکاه از زندگی مون رخت بربندد…


خدا لعنت کند اون مسعود و اون مریم جنایت کار رو که با افکار فرقه ای خود، چه زندگی شومی را برایتان رقم زده ودرعوض خودش مشغول به خوش گذرانی می باشد .
وشما رو در بند واسارت خودش درآورده تا به زعم خودش قدرت رو از بیگانگان گدایی کند!
چرا شما رو به حال خودتان رها نمیکند ؟
چه طور به خودش اجازه میدهد که حق یه تلفن زدن رو از شما بگیرد ؟
به چه حقی به خودش این اجازه رو داده به شما بگوید که خانواده ندارید. در صورتی که ما همه زنده و سالم درایران مشغول زندگی خود هستیم و بدون هیچ نگرانی زندگی میکنیم نه در زندان هستیم و نه در بند کسی…
برادر نازنینم شما دربند اون مریم جنایت کار هستید، نه زندگی دارید ونه اختیاری از خود بعد میگید ما آزادیم!
من وهمه اعضای خانواده ات میدونیم دلت پیش ماست. وقتی اون عکس رو دیدم ازتمام صورتت غم وغصه بیداد میکرد عزیزم …
توکه داداشی خوب من بودی ولیکن هر چند زمونه اجازه نداد من با تو بیشتر بمونم ..
من همش شما رو تو لباس خدمت سربازی دیدم و یا تهران بودی. ولی با این حال با همون خاطرات کم دارم زندگی میکنم وتو همیشه در قلب من بودی و هستی قربونت برم…
علی جان زمانی که به خاطر تو چهار بار با حسین و زهرا و شهربانو به اشرف آمدم احساس میکردم درکنارت هستم ..
مدام لحظه شماری میکردیم که بیاییم دم در اشرف وبا تو حرف بزنیم ..
دلمون به همون خوش بود با بلندگو باهات حرف بزنم شاید که کمی سبک بشوم..
بعضی وقتها دعا میکردم مریض بشی بیای درمانگاه تو رو ببینم …
میدونم صدای ما رو می شنیدی.. به خاطره همین تو رو هر روز صدا میکردم چه از ضلع شمال وجنوب و شرق وغرب..
ولی سران فرقه جنایت کار ما رو به فحش و ناسزا می‌گرفتند و سنگ پرتاب میکردند .
مگه ما ازمریم غیراز چیزی که حق ما بود، مال ما بود و ازما دزدیده بود رو میخواستیم !؟
ما فقط تو رو می خواستیم که این دیوانه تو رو از ما گرفته و سالیان به اسارت برده. من تعجب می کنم چطور اسمش رو انسان یا مسلمان و یا رهبر می نامد و چگونه دم ازخلق وانقلاب میزند؟!
طبعا آدم بغایت متوهمی هست و از بیماری خود شیفتگی و روان پریشی رنج میبرد.
کجای دنیا فرزند رو از پدر و مادرش جدا میکنن !؟
کجای دنیا همسران رو به حالت تجرد درمیارن !؟
کجای دنیا اعضاء رو از رسانه و فضای مجازی محروم میکنند!؟
کجای دنیا ارتباط اعضاء را با بیرون ازخود بالکل قطع میکنند !؟
کجای دنیا خانواده چشم براه رو نجاست و الدنگ و منتسب به دستگاه امنیتی ایران مینامند!؟
کجای دنیا چنین وچنان میکنند که اصلا رسم و رسوم نیست !؟
چطور حق یه تماس تلفنی را ازشما وخانواده دریغ میکنند!؟
علی جان به خودت بیا برادرم .. این جنایتکاران ازجان شما دیگر چه میخواهند؟!
تمام عمروجوانی شما را مفت گرفته اند .
علی جانم عزیز خواهر به حرفهای دروغ آنها گوش نکن ..
فکر کن ما همه زنده وسالم هستیم بعد به تو میگن تو خانواده نداری ..
ما فقط تورو میخواهیم و دیگرهیچ ..
قلب خواهر.. بیا تا درکنار هم زندگی خوشی داشته باشیم …
دراین چند سال اسارت چی فهمیده ای ؟ چه چیزی عایدت شده است !؟
جز اینکه جوانی خودت رو وقف این دیوانه ها کردی وازمواهب زندگی محروم شدی ..
مگه میشه یه تلفن رو از تو دریغ کنن چونکه میترسن تو صدای ما رو بشنوی وهوای خانواده ات را بکنی ..
آره عزیزم فدات بشم .. خودت رو از این گودال نیستی بیرون بکش.. تا دیر نشده بیا به وطن خودت درکنارهم خوش باشیم.
داداش مهربونم خیلی دوستت دارم ..همیشه در قلب ما خواهرها وبرادرها جا داری.. هیچ وقت فراموشت نمیکنیم وبه یادت هستیم که مدام داریم برات نامه مینویسیم …

میدونم توهم به یاد ما هستی .. مگه میشه خون ونفس رو عوض کرد..
رجویها این کار رو هرگز نمیتوانند بکنند.. پس هنوز در قلب ما جا داری ..
تورو بخدا علی جانم زنگ بزن تا صدایت را بعد این چندین سال بشنویم..
داداشی جونم فدات بشم ..انشالله به زودی تو رو در کنار حسین و حجت ببینیم.
ما مثل حضرت زینب وفادار هستیم وتا آخر که جان در بدن داریم برایت مینویسیم …
اگه هم اجازه ملاقات به ما بدهند مشتاقانه به دیدارت می آییم ..
هرگز فراموشت نمیکنیم ..فعلا داریم با این عکسی که برامون فرستادی حرف میزنیم و شب روزه مون عکس رو نگاه میکنیم و زندگی میکنیم …
انشاالله به زودی چشم ما به صورت گلت و جمال زیبایت روشن بشه عزیزم ..تا تمام رنج دوری از ما ناپدید و تموم بشه قربونت. ..
علی جانم درد دل زیاده .. بیا تا در کنار هم بنشینیم و با هم حرفهایی که در دلها مانده رو بازگو کنیم ..
به امید آن روز.. دوستت دارم به اندازه آسمان بی کران وبا اعماق قلبم عزیزم..
تورو بخدا یه تلفن ویه تماس رو از ما دریغ نکن..
درصورت امکان حتما تماس بگیر.
داداشی گلم منتطر تماس گرمت هستیم.
توروخدا به خاطره پدر هم شده زنگ بزن …
فدات بشم عزیزم.. فدای اون چشمهای نگرانت بشم …
بیا تا با هم به خوشی زندگی کنیم.
ما رو چشم انتطار نزار…
فدات بشم داداشی خوبم زنگ بزن منتظر میمانیم
خواهر چشم به راهت فاطمه قلیزاده
۰۹۱۱۲۸۴۲۲۸۲/۰۹۰۳۱۳۲۷۵۲۶/۰۹۱۱۷۶۱۶۵۸۰

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا