خانواده ها

شماها که از ازدواج و بچه دار شدن محروم هستید چگونه می توانید احساس پدر و مادرمان را درک کنید؟

نامه دردمندانه آقای شهرام جعفری کیا به برادرش بهرام، گرفتار فرقه رجوی در آلبانی

رهبران بدنام مجاهدین به جای اینکه به آقای بهرام جعفری اجازه بدهند که بعد از سالیان دوری و بی خبری، خانواده اش را در پشت درب قرارگاه اشرف ملاقات کند او را در بیست و سوم فروردین سال 1396 با موهای رنگ خورده و کت و شلوار پوشانده شده به بازار شام تلویزیونی خود کشاند، تا کثیف ترین اقدام ممکن که همانا توهین به خانواده اش از زبان خود این نگونبخت بوده را به گوش آنان برسانند.

بهرام جعفری کیا متولد ۱۳۴۱ و اهل ارومیه است. وی هم اکنون در سن ۵۸ سالگی در خانه سالمندان مجاهدین در حوالی شهر تیرانیا در آلبانی روزگار سپری می کند.

بهرام نیز در حالیکه دانش آموز دبیرستان چمران ارومیه بود، همچون تعداد دیگری از جوانان این مرز و بوم قربانی خشونت طلبی های مردک شیاد و پَست فطرتی مثل رجوی گردید که جز سودای قدرت چیز دیگری در سر نداشت.

فرار از کشور تنها گزینه ای بود که با اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد سال ۱۳۶۰ توسط رجوی بر هرکسی که بنوعی از مجاهدین هواداری می کرد ، تحمیل و سرنوشتش در مسیر طوفان حوادث پیش بینی نشده ای رقم خورد که هرگز خواست قلبی آنان نبود.

بدین ترتیب سرنوشت بهرام جعفری کیا نیز در چنین مسیر پرتلاطمی قرار گرفت و خروج از کشور در سال ۱۳۶۴ به ایشان تحمیل گردید.

خانواده آقای بهرام جعفری کیا از آن سال تاکنون هیچ اطلاعی از عزیزشان ندارند. و هیچ ارتباطی نیز بین ایشان و خانواده اش وجود نداشته است. پدر بهرام در حسرت دیدار فرزندش دار فانی را وداع گفت و مادرشان نیز همچنان چشم به انتظار دیدار فرزنش می باشد.

در عراق نیز دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کثیف فرقه رجوی مانع از دیدار خانواده بهرام با ایشان شدند. و نهایتا او را نیز به همراه سایر اعضای گرفتار در این فرقه به کشور آلبانی انتقال دادند.
رهبران بدنام مجاهدین به جای اینکه به آقای بهرام جعفری اجازه بدهند که بعد از سالیان دوری و بی خبری، خانواده اش را در پشت درب قرارگاه اشرف ملاقات کند او را در بیست و سوم فروردین سال ۱۳۹۶ با موهای رنگ خورده و کت و شلوار پوشانده شده به بازار شام تلویزیونی خود کشاند، تا کثیف ترین اقدام ممکن که همانا توهین به خانواده اش از زبان خود این نگونبخت بوده را به گوش آنان برسانند.
خانواده آقای جعفری کیا که به خوبی از ماهیت فرقه ای این گروه آگاهند هرگز این اقدام برادرشان را به حساب فرد وی نگذاشته و آنرا نتیجه عملکرد شخصیت کاذب فرقه ای می دانند که سالهای سال در برادرشان در این فرقه شکل گرفته است. بنابراین این وضعیت آنان را بیش از هر زمان دیگری مصمم کرده است که تا آنجائیکه در توان دارند بتوانند برادرشان را از این فرقه خطرناک نجات دهند.

توضیح اینکه آقای شهرام جعفری کیا برادر بهرام جعفری کیا اسیر در فرقه رجوی در دیماه سال ۱۳۹۸ با حضور در دفتر انجمن نجات استان و در ملاقات با مسئول این دفتر اعلام کردند؛ اگر امکان ملاقات آنان با برادرشان بهرام فراهم شود آنها حاضرند با هزینه مالی خودشان به آلبانی نیز بروند.

خانواده بهرام جعفری کیا
خانواده بهرام جعفری کیا

متن نامه اخیر آقای شهرام جعفری کیا به برادرش بهرام اسیرش در فرقه رجوی بشرح زیر می باشد:

بنام خدا
آقای بهرام جعفری کیا برادر عزیزم
با سلام امیدوارم سلامت باشی در حال نوشتن این نامه نمی دانم که بدست برسد یا نه و یا اصلا می دانی که از روزی که رفتی ما در تلاش بودیم تو را ببینیم غافل از اینکه من فکر می کردم تو آزادانه رفتی دنبال این گروه ولی الان می بینم شما اسیر و گروگان این فرقه هستید و هیچ اراده و آزادی از خودتان ندارید!
اینجا مادر و خواهر و برادرها و همه ی فامیل خوبند برخی ازدواج کرده اند و بچه دار شدند و برخی فوت کردند اکثر ماها خیلی کوچک بودیم که تو رفتی ولی الان اکثرا پیر شده اند. من نمی دانم که از این زندگی چه چیزی عاید تو شد ولی از ته دل متاسفم برای این وضعیتی که پیش آمده مگر چند بار می خواهیم به دنیا بیاییم و زندگی کنیم که خودمان را از تمام لذات زندگی محروم کنیم و تو هم تنها نیستی در این راه مردان و زنان دیگری هم در آن فرقه سرنوشت تو را دارند.
فقط خواهش دارم بطور جدی اگر نامه به دستت برسه و یا از شبکه های مجازی امکان تماس با ما داشته باشی و ارتباط برقرار کن، شماها که از ازدواج و بچه دار شدن محروم هستید که احساس پدر و مادر را درک کنید ولی بدان که مادرم در شرایط سنی بالا و شرایط جسمی نه چندان خوب هر زمانی امکان مریضی یا فوت است من دلم می‌خواهد تلفن بکنی صحبت بکنی و چه بسا یکبار همدیگر را ببینیم و همینطور کل خانواده مشتاق دیدار تو هستند اگر فرقه مجاهدین اجازه بدهند.
من‌ این نامه را برای چندمین بار از طرف خانواده می نویسم. شهداد و من بچه دار هستیم و وقتی به بچه هایمان از تو می‌گوییم خیلی خوشحال و دلتنگ می شوند پسرم کیارش می گوید که بابا پس من یه عموی دیگر دارم پس چرا نمیاد پس چرا ما نمی بینیم و چطور می توانیم عمو بهرام را ببینیم و من جوابی ندارم بهش بدم.
در هر حال بدان که همه ی ما دلتنگ تو هستیم و الان هم زندگی نسبتا خوبی داریم و اگر تو توانستی خودت را آزاد کنی می توانیم برای تو هم امکاناتی فراهم کنیم که حداقل از این به بعد را زندگی راحتی داشته باشی.
این اولین و آخرین پی گیری ما برای تماس و ملاقات تو نخواهد بود در عراق که بودی چندین مکاتبه و طومار و رفتن به جاها و ادارات مختلف برای فراهم شدن ملاقات با تو انجام دادیم که موفق نشدیم.
چندی پیش به دولت آلبانی از طرف خانواده ها طوماری امضا کردیم و خواستار صدور ویزا و مجوز برای خانواده ها برای ملاقات با فرزندانشان و برادر و خواهرانشان شدیم.
ولی متاسفانه از طرف فرقه رجوی این امکان فراهم نشد و ما را تروریست خواندند حال سوال این است دیکتاتور و تروریست رجوی و رهبران فرقه مجاهدین هستند یا خانواده و فرزندان مظلوم دربندشان؟ فکر می کنیم این حداقل خواسته است که فقط خانواده ها عزیزانشان را ببینند و ما پول و امکانات و هیچ چیزی نمی خواهیم و فقط خواست قانونی و شرعی و عرفی و اجتماعی و عاطفی هر شخص و خانواده ای ملاقات عزیزانشان است و فقط می خواهیم شما را ملاقات کنیم و با پول خودمان بلیط و هتل می گیریم و از رجوی چیزی نمی خواهیم. و تا آخر برای خواسته ناچیزمان تلاش خواهیم کرد.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا