تروریسم فرقه مجاهدین

فرقه رجوی، گروهی در خدمت بیگانه و علاقمند به خیانت به وطن

ترور شهید «فخری زاده» مصداق بارز تروریسم دولتی

«طبیعتا برای اجرای عملیات های درون مرزی موساد هیچ گروهی در سطح فرقه رجوی در خدمت بیگانه و علاقمند به خیانت به وطن و زادبوم خود با ژست ها و توجیهات مهوع نخواهد بود.»

بعدازظهر هفتم آذرماه جاری شاهد وقوع یک حادثه تلخ تروریستی دیگر در منطقه دماوند تهران بودیم که متاسفانه همچون عملیات های پیشین اجراشده در قلمرو کشور، یکی از چهره های تاثیرگذار در فرآیند هسته ای-یک دانشمند شناخته شده- را به فیض شهادت نایل گردانید. متاسفانه حسب اخبار منتشره در جریان این عملیات تروریستی وحشیانه، علاوه بر آسیب های وارده به همراهان شهید فخری زاده دستکم یکی از محافظان وی نیز به شدت زخمی می شود.

در خصوص این اقدام ددمنشانه باید توجه داشت که این پنجمین عملیات تروریستی موفق علیه چهره های برجسته در علوم و فعالیت های هسته ای کشور در خلال حدود یک دهه اخیر است که علاوه بر مشترکات در اهداف عملیاتی که همانا ایجاد اختلال در مسیر فعالیت های هسته ای کشور است دارای وجوه اشتراک دیگری نیز بوده اند منجمله پیگیری تاکتیک ترور فردی (ترور افراد تاثیرگذاری که فقدان آنها ممکن است روند فعالیت یک مجموعه یا تشکیلات را دشوار یا ناممکن سازد) و نیز اقدام در وضعیت های غیررسمی (دور از محل کار یا فعالیت) که بنوعی توام با اصل غافلگیری شهدای آماج حملات بوده است.

دکتر محسن فخری زاده

اما این حمله تروریستی دارای وجوه متمایزی از حملات تروریستی قبلی به دانشمندان هسته ای نیز بوده است از جمله اینکه طراحی عملیاتی این اقدام تروریستی بسیار پیچیده و ماهرانه بوده و انسجام و قدرت عملیاتی بالایی –احتمالا در کنار استفاده از تعداد نیروهای عملیاتی بیشتر و ورزیده تر- همزمان (احتمالا به دلیل دشوارتر بودن انجام این عملیات بدلیل وجود تیم حفاظت و خودرو و تجهیزات امنیتی) با استفاده از مقادیر بسیار بالایی مواد منفجره و نیز تیراندازی در سطح گسترده شهید فخری زاده و تیم حفاظت و همراهان وی را زمینگیر کردند.

در ارتباط با این حمله، کیفیت و مختصات آن، شرایط و زمینه های ارتکاب آن منجمله تحولات در عرضه سیاسی آمریکا و احتمال بالای چرخش موضع این کشور در مسیر بازگشت به برجام و تعامل با دولتهای طرف آن، گفتنی ها بسیار است به گونه ای که نویسنده این سطور نیز عقیده آقای دکتر ظریف مبنی بر وجود یک رژیم در پس این حملات را کاملا معقول و منطبق با واقعیات سیاسی و میدانی می داند.

حضور بایدن در کاخ سفید در ماه های آتی و سیگنال های مثبت دمکرات های برای بازگشت به برجام، تضعیف نسبی حمایت های دمکرات ها از نتانیاهو (در مقایسه با حمایت های بی سابقه و چشمگیر ترامپ)، احساس خطر جدی اعراب منطقه در نبود ترامپ و در شرایط کمرنگ شدن تحریم ها علیه ایران، رفت و آمدهای مشکوک و بی سابقه سران عرب با نتانیاهو و به طور خاص دیدارهای مخفیانه اخیر بن سلمان و نتانیاهو که کاملا مشخص است در چاره جویی برای وضعیت جدید ایجاد شده و به منظور استفاده از فرصت باقیمانده ترامپ و ظرفیت وی برای مقابله با ایران و نیز ارسال پیام برای بایدن صورت گرفته است، همه و همه مواردی هستند که امکان حضور و نقش آفرینی دولت خارجی (اسراییل) در پس این حملات را قابل تصور می سازد. اهداف نیز مشخص است؛ کشاندن ایران به بازی از پیش طراحی شده و سوق دادن دستگاه سیاسی کشور به سمت اتخاذ مواضع خصمانه و افراطی و اتخاذ رویکرد مبتنی بر عدم همکاری با دولت ها و نهادهای ذیربط.

-به نظر اینجانب اقدام تروریستی اخیر مصداق بارز تروریسم دولتی (به عبارت دقیقتر تروریسم مورد حمایت دولت ها) بوده و باید تا حدود زیادی بر امکان دخالت رژیم اشغالگر در این حمله متمرکز بود. طبیعتا برای اجرای عملیات های درون مرزی موساد هیچ گروهی در سطح فرقه رجوی در خدمت بیگانه و علاقمند به خیانت به وطن و زادبوم خود با ژست ها و توجیهات مهوع نخواهد بود. لذا باید امکان چنین همکاری میان این فرقه و رژیم حامی آن در ارتباط با عملیات تروریستی اخیر مورد توجه قرار گیرد.
واقعیات میدانی و کیفیت اجرای عملیات، ابزار و سلاح های مورد استفاده، قدرت عملیاتی، توان برنامه ریزی و هماهنگی های موجود در صحنه ترور و در نهایت دستیابی به هدف اصلی خود در ترور شهید فخری زاده در کنار بسیاری مسائل و موارد قابل ذکر دیگر امکان نقش آفرینی رژیمی با سوابق سیاه ارتکاب ترور را بیش از پیش تقویت می کند.

به نظر می رسد که با توجه به تکرار حوادث مزبور در طی سالیان اخیر و توسل به تاکتیک های مختلف ترور، وقت آن رسیده است که تجدیدنظر جدی در پروتکل ها و نحوه محافظت از مقامات و چهره های علمی مورد توجه، صورت گیرد.

-حدود دوسال پیش در یادداشتی تحلیلی با عنوان «نقش مجاهدین خلق در ترور دانشمندان هسته ای» به واکاوی نقش این فرقه و ارتباط آن با اسراییل در موضوع ترورها پرداختم که با توجه به فکت های مهم ارائه شده در آن یادداشت، عینا در اینجا آورده می شود؛

]در خلال سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ و در اوج تنش های فزاینده میان ایران و دولت های غربی بر سر برنامه هسته ای ایران، چهار تن از دانشمندان و چهره های مرتبط با برنامه هسته ای با طراحی دقیق و در عملیات های جداگانه توسط سرویس جاسوسی اسراییل و با عاملیت اعضای سازمان مجاهدین خلق به شهادت رسیدند. پس از بروز این حوادث و لطمات جبران ناپذیری که به ساحت علوم هسته ای بویژه با شهادت دو استاد مبرز آقایان دکتر مسعود علیمحمدی و دکتر مجید شهریاری وارد گردید، تحلیل های متفاوتی در مورد بانیان ترورها، چگونگی طراحی و هدایت عملیات ها، نحوه حفاظت از سرمایه های علمی کشور و … ارائه گردید.

جالب آنکه در همان سال ۲۰۱۲ ان.بی.سی نیوز از قول چندین مقام آمریکایی مرتبط با آژانس های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا اعلام کرد که ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط اسراییل و با همکاری سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته است. ان. بی. سی اهداف اسراییل از طراحی این ترورها را ترغیب دانشمندان هسته ای ایران به دست کشیدن از همکاری در پروژه های هسته ای ایران و همچنین تحریک آن ها به خروج از کشور و اخلاق در برنامه هسته ای! ایران دانست.

اما نکته بسیار تامل برانگیز در سال های اخیر که تا حدود زیادی ابعاد اجرایی عملیات های تروریستی تحت همکاری موساد و فرقه خائن مجاهدین را افشا ساخت و البته فرصت مناسبی برای دستگاه دیپلماسی کشور در جهت رسواسازی و تبیین ماهیت عاملان آن را فراهم نمود، انتشار کتابی تحت عنوان Rise and Kill First (برخیز و اول [تو] بکش) از سوی آقای رونن برگمن، خبرنگار مطرح روزنامه یدیعوت آحارانوت بود. برگمن در این کتاب اشاره می کند که اسراییل طی هفتاد سال گذشته حدود ۲۷۰۰ عملیات ترور (موفق و نافرجام) داشته است. وی در کتاب ۶۰۰ صفحه ای خود از طریق مصاحبه با کارمندان موساد، شین بت و ارتش اسراییل (حدود دو هزار مصاحبه) توانسته زوایای پنهان بسیاری از ترورهای صورت گرفته توسط سرویس اطلاعاتی اسراییل و تاکتیک های شگرفی که برای انجام این عملیات های ترور صورت گرفته را آشکار سازد (از جمله کسانی که برگمن با وی مصاحبه نموده و بر اهمیت اثر او افزوده، میر داگان است که ۸ سال ریاست سازمان موساد را بر عهده داشته است). از جمله عملیات هایی که در کتاب برگمن مورد اشاره قرار گرفته و زوایای آن را آشکار نموده است، ترور دانشمندان هسته ای ایران است.

برگمن همچنین در مقاله بسیار مهمی که ۵ مارس ۲۰۱۸ در وبسایت پولیتیکو منتشر نمود چگونگی طراحی و هدایت ترور دانشمندان هسته ای ایران را شرح داده است. در اینجا فرازهایی از مقاله مذکور مورد اشاره قرار می گیرد.

طبق اظهارات برگمن «در می ۲۰۰۳، معاون رییس موساد (طمیر پاردو) یک طرح فوق محرمانه برای متوقف کردن فعالیت های ایران در مسیر دستیابی به سلاح های هسته ای را به رییس موساد (مایر داگان) ارائه می کند. پاردو در طرح خود تاکید می کند که همیشه فرض اولیه این است که کشوری مانند ایران که به لحاظ تکنولوژیکی پیشرفته است و دارای منابع فراوانی است و به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است، در این مسیر موفق خواهد بود. لذا تغییر این برنامه فقط در صورت تغییر هویت سیاسی ایران یا تغییر نظر رهبران ایران امکانپذیر است. در چنین شرایطی اسرائیل سه انتخاب دارد: یا ایران را فتح کند یا نظام ایران را تغییر دهد و یا مقامات ایران را قانع سازد که منافع حاصل از توقف برنامه هسته ای برای کشورشان بسیار بیشتر از پیشبرد این برنامه است. در خلاصه این طرح، مایر داگان (رییس موساد) چنین نوشت که از آنجا که فتح ایران یا تغییر نظام حاکم در آن ممکن نیست فقط راه حل سوم امکانپذیر است. (به این معنا که از طریق عملیات های مختلف چنان فشاری بر نظام حاکم بر ایران وارد گردد که مقامات آن کشور متقاعد گردند که برنامه هسته ای دستاورد چندانی برای ایران نداشته و لذا اجرای آن را متوقف گردانند).

طرح مورد نظر موساد ابعاد مختلفی داشت. در کنار فشارهای سنگین دیپلماتیک و تحریم های فلج کننده اقتصادی، حمایت از گروه های مخالف و اقلیت ها و جلوگیری از رسیدن موارد و تجهیزات لازم به ایران… عملیات مخفیانه منجمله خرابکاری در تاسیسات هسته ای ایران و از بین بردن شخصیت های کلیدی برنامه هسته ای در زمره برنامه های مورد توجه موساد برای ایجاد اختلال در مسیر برنامه هسته ای ایران بود.

برگمن در مقاله خود اشاره می دارد این بزرگترین طرح در طول تاریخ برای توقف یک کشور از دستیابی به سلاح های هسته ای بوده که با هدف اصلی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای طراحی شد تا اینکه ایران یا به دلیل تحریم های اقتصادی وادار به تسلیم گردد یا نظام حاکم سرنگون شود. و برای اجرای این طرح یک همکاری مشترک بین سازمان سیا، ان اس آ، موساد و سازمان جاسوسی ارتش اسراییل آغاز گردید.

در نهایت پس از آنکه تحریم های آمریکا نتوانست مانع جدی برای پیشبرد برنامه هسته ای ایران ایجاد کند در کنار عملیات های خرابکارانه در تاسیسات هسته ای (مثل ماجرای انتشار ویروس استاکس نت در سیستم کامپیوتری نیروگاه هسته ای نطنز) با کنار رفتن میر داگان و جایگزینی پاردو به عنوان رییس موساد در سال ۲۰۱۰، عملیات ترور دانشمندان هسته ای با همکاری فرقه رجوی آغاز گردید.

در سال های اخیر بسیاری از منابع غربی بر همدستی فرقه رجوی در ترورهای مذکور تحت آموزش ها و هدایت موساد و روند فعالیت های صورت گرفته تاکید داشته اند. اخیرا هم (۵ سپتامبر۲۰۱۸) مقاله ای افشاگرانه با عنوان «چگونه اسراییل به جنگ برنامه هسته ای ایران رفت؟» در نشنال اینترست منتشر گردیده که به تشریح جزئیات تلاش های اسراییل برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران با مباشرت خائنین مجاهدین خلق و از رهگذر ترور دانشمندان هسته ای می پردازد.

سباستین روبلین، نویسنده این مقاله بر یک نکته جالب تاکید می کند و آن این است که «در این عملیات ها، تاکتیک هایی مورد استفاده قرار گرفت که در صورت به کار گرفته شدن علیه دانشمندان اسرائیلی یا آمریکایی، به طور قطع در دنیای غرب، تروریسم یا قتل نامیده می‌شدند. به نظر می‌آید محکوم کردن یا ستایش از ترورها نه براساس روش‌های مورد استفاده، بلکه بر مبنای اینکه چه کسی آن‌ها را انجام داده است، صورت می‌گیرد.[
یادداشت از: دکتر نواب محمدی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا