نقض حقوق بشر

فریب اعضای سازمان با پرستوها

در ابتدای نوشته ، بخاطر درج برخی نقل قول های وقیحانه ی سازمان مجاهدین در مورد ” جایگاه زنان” ، از تمامی خوانندگان و بخصوص زنان پاکدامن اسیر در سازمان مجاهدین، که حسابشان از برخی زنان در لایه ی شورای رهبری سازمان جدا است ، پوزش می طلبم و هدف پرده برداشتن از ترفند های پیچیده ی برخی نمایندگان زن سازمان در نقش ” پرستو ” می باشد.( طبق ادعاهای سران سازمان مجاهدین : ” پرستو” در وزارت اطلاعات ایران، به زنانی اطلاق می شود که با عشوه گری و اغواگری ، به کارهائی دست می زنند که نوعی آدم ربائی اطلاعاتی محسوب می شد)

اما پرستو در اصطلاح جامع تر عبارت است از:
” پرستو یا گنجشک که از نام‌های شناخته شده در دنیای جاسوسی است به طعمه جنسی یا جاسوس زن و در برخی موارد به مردهائی گفته می‌شود که از سوی یک دستگاه اطلاعاتی برای به تله انداختن یک مرد مأموریت پیدا می‌کند. این پرستو می‌تواند خود مأمور زبده امنیتی باشد یا زنی اغواگر – یا حتی معشوقه مرد هدف که توسط دستگاه امنیتی شناسایی و به کار گرفته شده باشد. قدمت تله جنسی یا همان «پرستو»، شاید به قدمت تاریخ بشر باشد، زنان و مردانی که با جذابیت‌های جسمانی، اغواگری، کشش جنسی و درگیری عاطفی، خود را به فرد مورد نظر نزدیک کرده، به زندگی او راه پیدا می‌کنند و اطلاعات گرانبها را به کارفرمای خود می‌رسانند. بصورت خلاصه پرستو یعنی تله ی جنسی! ”

مدتی است که سازمان ازپرستوهای وزارت اطلاعات ! پرده برداری می کند!

اما پرستوهای واقعی در سازمان مجاهدین است که در تنگناها مسعود رجوی از آنان استفاده می کند.

سازمان مجاهدین از این پرستوها کم ندارد! مسعود رجوی یکی از رهبرانی است که برخی زنان را مجبور به پرستو شدن می کرد. این یکی از جنایت های بزرگ رجوی است که کمتر به آن پرداخته شده است! مسعود رجوی این شیوه را بخوبی از دستگاههای امنیتی ساواک آموخته بود که پرویز ثابتی مسئول امنیت داخلی ساواک در کتاب خود با عنوان ” دردامگه حادثه ” توضیح داده است که ساواک زنانی را مسئول ارتباط با برخی فعالین سیاسی یا مذهبی می کرد تا اطلاعات مورد نیاز خود را بدست آورد.

زنان در فرقه رجوی
زنان در فرقه رجوی

اولین بار که از ترکیه با سازمان ارتباط برقرار کردم، زنی به نام “فرشته” از آلمان، مرا مخاطب قرار داد. در تماس های بعدی از آلمان همین فرشته خانم، وقت و بی وقت با من تماس می گرفت تا مرا هرچه بیشتر جذب سازمان کند و به عراق بکشاند!

لحن صحبت ها از طرف ” فرشته ” ( یکی از پرستوهای سازمان مجاهدین)، اغلب به قدری صمیمانه و جذاب می شد که من بعضا فراموش می کردم برای چه کاری به ترکیه رفتم و چه هدفی دارم!(تصویر من از سازمان با صحنه ای که این زن برایم خلق می کرد بسیار متفاوت بود) مخصوصا شب ها که زنگ می زد، صدایش لطیف تر و آرام تر می شد و از وضعیت جسمانی شخصی من سئوال می کرد!

این یک سناریو و بازی کثیف بود که بدستور مسعود رجوی برای اغلب سوژه های جدید بکار گرفته می شد! باید خاطرنشان کنم که این پرستوها موظف بودند بقدری ماهرانه و سریع عمل کنند که بتوانند سوژه ی مورد نظر خود را در کمترین زمان قانع کرده و به سمت عراق و اشرف سوق دهند ، این آدم ربائی ها از شیوه های مدرن شیادی بهره می برد و به هر قیمت فرد را به سمت اهداف رهبری سازمان سوق می داد.

همه کسانی که در سازمان مدتی را سپری کردند، بخوبی و از نزدیک استفاده ی ابزاری و البته رذیلانه ی مسعود رجوی از زنان را دیده اند.
البته باز هم مجددا ذکر می کنم بودند زنانی در سازمان، که عفت و پاکدامنی خود را در هر رابطه ای حفظ می کردند و تسلیم خواست های غیرمنطقی تشکیلات نمی شدند. صحبت من از زنان انگشت شماری است که مسعود رجوی جسم و روح آنان را تصاحب کرده بود ودر سربزنگاهها آنان را در نقش پرستو به صحنه می آورد!

بدون ذکر نام ، خاطرنشان می کنم که سازمان آماده بود برای اهداف سیاسی و حتی نظامی خود ، برخی زنان را ملعبه قرار داده و وارد سناریوهای عاطفی کرده تا مثلا یک عضو خواهان جدائی را در تشکیلات حفظ کند! حال چه بلائی دراین رابطه سر آن زن می آمد، اصلا برای رهبری سازمان مهم نبود.

در آخرین مورد ، روز درخواست جدائی من از سازمان ، مرا به اتاقی بردند که چند زن دور میز آنجا نشسته بودند که در یک فضای عاطفی و با لحن های زنانه تر! به نوبت با من حرف می زدند که …(فلانی) تو از خودمان هستی ، نباید بروی، خواهر فلانی از مسئولین تو هست و از تو خیلی راضی است ، بمان ! نرو! بعد هم از روی کاغذی که پشت دسته گل روی میز قرار داشت ، محور بعدی را می خواند و لحن گریه به خود می گرفت و با صدای لرزان می گفت:… نرو ، بمان!

بعدا از سایر دوستان جداشده سئوال کردم، که متوجه شدم این سناریو برای تک تک آنان اجرا شده بود!

چون جنس مسعود رجوی شیطانی بود و خرده شیشه داشت و در مقابل زنان ، خودباخته و هوسران بود، همه را مثل خود فرض می کرد! اما هرگز ندانست و نفهمید که شرافت و حرمت زنان و مردان، بعنوان انسان های آزاد هرگز شکستنی نیست، مسعود رجوی برای رسیدن به اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کرد.

فرید

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. از دیدگاه رجوی همه افراد سازمان ابزار هستند و باید متناسب با شرایط از این ابزار های استفاده شود و براساس اصل هدف وسیله را توجیه می کند همراه در تمام مراحل این جریان که از یک سازمان سیاسی به یک فرقه تبهکار و الت دست سرویس های اطلاعاتی تبدیل شده است با همین منطق هدف وسیل را توجیه می کند. یادم هست یک بار رجوی در نشستی اعلام کرد که چرا نفرات الفتح در جلو مقر عرقات دیوار گوشتی تشکیل ندادند یا در تحلیل دستگیری عبدالله اوج لان می گفت علت دستگیرش جدا کردن خودش از نفرات بود بیشزف یادش رفته که تمام بزنگاهها خودش همیشه فرار را بر قرار ترجیح داده و هنوز هم در سوراخ موش است.
    یادم هست یک بار یک عملیات یکی از تیم ها شکست خورد و رجوی سرافکنده برای عملیات شکست خورده اطلاعیه داد که فلان کردیم وبهمان اما همه دروغ بود در توجیه خاص رجوی برای نسرین گفته بود که این عملیات باید انجام شود ولو اینکه همه نفرات در دم کشته شوند. یک بار یادم هست میدان مین باز نمی شود دستور صادر شد که بدون باز کردن معبر از میدان مین عبور کنید که همین کار هم انجام شد تعدادی در اثر انفجار مین والمارا متلاشی شدند
    در جنگ و دعوا با حگومت عراق بعد از سرنگونی صدام زنان را جلو مردان در مقابل سربازان عراقی قرار داد
    در تهاجمی دیگر وقتی خبر امد که همه کشته شدگان مرد هستند دستور داده شد که دختران جوان را جلو فرستند درست در کنار ایستگاه برق بود تعدادی زن جوان رفتند جلو و تعدادی هم از نقطه ای مخفی شروع به پرتاب سنگ و بطی اتش زا به سمت عراقی کردند و سربازان هم از ترس شلیک کردند و تعدادی زن کشته شدند خبر را که به مریم دادند از خوشحالی سر از پا نمی شناخت گفت کاری کردید کارستان حالا دستم برای صاحب عله ها باز شد و با دست پر می روم
    در حال حاضر اصلی ترین نقش زنان ساکن اروپا نقش پرستوست و مدتی هم پسر رجوی را با همین پرستوها حفظ کردند البته اون حرامزاده هم مثل پدرش اشتهایش زیاد بود و به کم قانع نبود نقش پرستو با شلوار های تنگ و خواندن و رقصیدن برای سربازان امریکایی هم خیلی برجسته بود و در سطح بالا هم فهمیه اروانی و زهره اخیانی با بلیر شلوار سفید و تنگ پرستوهای رجوی برای فرماندهان امریکایی بودند که سرهنگ مارتین اب از لب و لوچه اش سرازیر شده بود ووووو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا