نها د ینه کردن فرهنگ مسالمت و پرهیز از خشونت – 6

انواع و ابعاد مختلف انگیزه بکارگیری خشونت

1- خشونت ابزاری: در درجه اول مشخصه آن انتظار تاثیر انتفاعی است.

2- خشونت عصبی: در وهله اول مشخصه آن حالتهایی است که از طریق سرخوردگیهای قبلی فعال می شوند.

3- خشونت لجام گسیخته (خودسرانه – لحظه ای)

این تقسیم بندی تا آنجا که برای تحلیل انگیزه ها قابل استفاده است حالتهای آرمانی به حساب می آید.

این اشکال عملا در بسیاری از موارد به صورت آمیخته با یکدیگر ظاهر می شوند تا جایی که این سه نوع بیشتر ابعاد مختلف یک مجموعه پیچیده انگیزه ها هستند.

اما اعمال زور گروهی به این دلیل حائز اهمیت است که انگیزه های فردی شرکت کنندگان در جمع ممکن است متفاوت باشند.

چرا که انگیزه ها فقط جزئی از مجموعه توضیحات به شمار می روند، برای اینکه یک انگیزه به صورت اعمال زور و یا انواع دیگری از رفتار جلوه گر شود،طرق رفتار وشرایط گوناگون محیط نیز تعیین کننده اند.

و از همه مهمتراعمال زور به منظور استفاده ابزاری است چرا که ازاین بین را یج ترین آنها خشونت ابزاری می باشد.

اگر چه انگیزه هایی که موجب خشونت می گردند تقریبا نامحدود است ولی اهدافی که این نوع از خشونت دنبال می کند از جمله عملی کردن و بهره برداری ومورد توجه قرار گرفتن و به رسمیت شناخته شدن را می توان ذکر کرد.

وقتی از انگیزه های بکارگیری خشونت صحبت می شود باید با تحلیل فردی کامل شود زیرا درون یک سیستم اعمال زور سازمان یافته،انگیزه های شرکت کنندگان حتی زمانی که همه آنها دارای مشخصه ابزاری هم هست شدت و ضعف دارد.

مثلا رهبران سیاسی برای بدست آوردن اطلاعات درباره مخالفان و ترساندن مردم از شکنجه استفاده می کنند. اما برای اعضای پایین این تشکیلات شکنجه ممکن است انگیزه های تعیین کننده دیگری داشته باشد.برای مثال:سرباز ساده به این دلیل شکنجه می کند تا کار خود را از دست ندهد،ارتقاء درجه پیدا کند و از ناملایمات سرپیچی از فرامین بر حذر بماند.

اینکه نفرت علیه مخالفین سیاسی یا لذت بردن از فجایع دلیل شکنجه است این واقعیت را انکار نمی کند که نفرت انگیز ترین اعمال زورهایی است که در شرایط گوناگون انجام می پذیرد

آدلف آیشمن سازمان دهنده عالی رتبه تبعید یهودیان شخصا هیچ دشمنی با یهودیان نداشت. اما او با دقت بوروکراتیک و مهارت زیاد وظیفه ای را که به او محول شده بود انجام می داد.

رودلف هس،فرمانده آشویتس هم همینگونه بود.محرکهای او عبارت بودند از ائدیولوژی،وفاداری در انجام وظیفه آطاعت ازامریت و جاه طلبی شخصی.

هر دو نفر تا حدودی به این دلیل که درانجام وظیفه خوب مورد تشویق قرار گیرند و امتیازات شخصی در بر دارد و نیز با این اعتقاد که اهداف لازم و مهم اجتماعی را در بر دارد و همچنین اعتقاد به اینکه اهداف لازم و مهم اجتماعی را تحقق می بخشد عمل می کردند.

هیچ چیز اشتباه تر از این نیست که معتقد باشیم اس اس ها گروهی سادیست بودند که به دلیل انگیزه شخصی،شهوت و اشتیاق ارضای تمایلات، انسانها را تحت شکنجه و تجاوز قرار می دادند.

این افراد کاملا در اقلیت بودند، ولی آنها چون در مقایسه با کسی که وظیفه ددمنشی را مطابق برنامه و به عبارت دیگر به شیوه دیوان سالاران انجام می دهد آشکارترند جلب توجه بیشتری می کنند.

و تعجب نمی کنیم که پس ار آشویتس دیگر براحتی کسی پیدا نمی شد که بتواند این کار را انجام دهد بهمین دلیل بعدها از میان نیروها ی دفاعی یا زنانی که در کارخانه های تسحیلاتی کار می کردند افرادی را به کار گرفتند.

عضویت در اس اس نیز فقط به دلیل انگیزه های خشونت آمیز نبود، بدون تردید در مورد بسیاری خودآگاهی کینه توزانه نژادی و آرمان سخت گیری نیز نقش بازی می کرد، برای بسیاری دیگر مساله فقط داشتن کار بود و آلمانیهای مقیم لهستان با کمی زور برای همکاری مورد تشویق قرار گرفته بودند، افرادی هم بودند که بدلیل اینکه به آنها دیپلم هدیه می شد، در دسته ارکستر شرکت میکردند ویا چون می توانستند موتور سواری کنند حاضر به همکاری شده بودند.

ادامه دارد

هیئت تحریریه فلق

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.