عملکرد سازمان مجاهدین خلق

چند اسیر دیگر قرار است یک شبه از “گوهربی بدیل” تبدیل به مزدور بشوند؟!

کافر همه را به کیش خود پندارد

همانطور که می دانید این روزها شاهد اخبار بسیار خوشحال کننده ای در مورد اعلام جدایی نفرات از فرقه هستیم که هر کدام مانند تیری در چشمان فرقه فرو رفته ، این افراد در حقیقت قبلأ از فرقه جدا شده بودند!

حکایت این است که فرقه موظف به تامین کمک هزینه زندگی نفرات جدا شده می باشد، اما بدلایل مختلف در مدت کمتر از یک ماه تعدادی ازجدا شده ها را بعنوان مزدور معرفی کرده و بدینگونه خود را از پرداخت کمک هزینه به این افراد معاف نموده و ذره ای هم شرم نمی کنند ،معلوم نیست چندین اسیرجنگی دیگر قرار است در قاموس این فرقه یک شبه از “گوهربی بدیل” تبدیل به مزدور بشوند !

اما قدر مسلم در ماوراء این ماجرا پیام روشنی نیز برای نفرات ناراضی داخل که قصد جدایی از فرقه را دارند را در پیش دارد و این ذهنیت را در داخل مناسبات القا می کند که در بیرون اوضاع جدا شده ها وخیم است و اگر جدا شویم نخواهیم توانست از پس مخارج زندگی خود برآیم ، از طرفی این مسله بخوبی این موضوع را باثبات میرساند که چرا کبک فرقه از بسته شدن دفتر کمیساریا یا همان رمسا خروس می خوانده ، در واقع با بسته شدن رمسا دستگاه مزدور سازی فرقه با دست باز به تولید “مزدور” ادامه می دهد.

حسن شهباز

اما واقعا مزدور کیست؟ کسانی که جانشان را برای تحقق متامع شوم فرقه در طبق اخلاص گذاشته بودند و بهترین سالهای عمرشان را بازیچه امیال رجوی بوده اند حال بعد از سی و اندی سال که از فرقه جدا شده اند یا بایستی در خدمت آنان باشند تا لقمه نانی بخور و نمیر با هزار جور توهین و تحقیر به آنها داد شود یا با قطع مستمری ناچیزی که فرقه متعهد به پرداخت آن می باشد، مواجه خواهند شد،البته با لقب مزدور! در نشستها بارها خود رجوی میگفت: هرکسی یا با ماست ، یا بر ماست ،در حقیقت با این حرف می گفت همه از خانواده و پدرومادران سالخورده گرفته، تا خبر نگار و وبلانگ نویس و جداشده و… یا در خدمت امیال آنها هستند و یا دشمن و “مزدور” اما واقعا مزدور کیست؟ مگرغیراز اینست که کافرهمه را به کیش خود پندارد، دلیل و برهان در این زمینه بسیار است وبا یک سرچ به راحتی می توان به اسناد و مدارک معتبری دست یافت اما اکنون چیزی که عیان است چه حاجت به بیان.

البته اقدامات غیر انسانی و رذیلانه فرقه رجوی علیه اعضاء دردرون مناسبات به صورتی است که نفرات از خود هیچگونه اراده ای ندارند با مثالی این موضوع به خوبی روشن می شود: در عراق و اشرف که بودیم بعد ازحمله ششم و هفتم مرداد از نفرات خواسته شد که درخواست خود سوزی بنویسند وقتی نظر نفرات اطرافم را جویا شدم متوجه شدم هیچکدام جدی با این موضوع برخورد نکرده اند ، اما به این صورت سرسپرده گی خود را ابراز می نمودند، و کسانی که از اینکار امتناع می کردند، هزار جور مارک حلقه ضعیف و اسیر تعادل قوا و طعمه و… می خورد و بعد هم بایستی در جمع از لقمه حرامی که خورده بود استغفار می کرد . حقیقت اینست که در درون مناسبات، نفرات هر روز و هر لحظه به خروج از این زندان فکر می کنند اما زمانیکه در سر دوراهی قرار می گیرند نمی توانند بخوبی تصمیم بگیرند زیرا در درون فرقه افراد در زیر فشار تبلیغات منفی بسیار شدید قرار دارند و اینگونه موضوعات به راحتی تاثیرات عمیقی در متزلزل نمودن تصمیم گیری نفرات در پی خواهد داشت و فرقه با این کارمثلا با یک تیر دو نشان زده است.

اما در ماورای همه این اتفاقات چیزی که از پس ابرهای تیره نمایان شده بی ارزش بودن ارزشهاییست که این فرقه سنگ آن را به سینه میزد و آنها را فلسفه وجودی خود می دانست که اکنون به خوبی روشن شده ، همین ارزشها هم در خدمت و بازیچه دسیسه های شوم فرقه مجاهدین خلق بوده است.

حسن شهباز ، تیرانا

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا