مسعود رجوی

تهدید بجای پاسخگویی سران سازمان مجاهدین خلق

تهدید و ترور از شاخص های گروه های افراطی و خشنی می باشد که هیچگاه در دل تاریخ جایی برای آنها نبوده و نخواهد بود که البته تمام این گروه ها  و فرقه ها و سازمانها مورد تنفر مردمان جهان بوده اند که نمونه های آن بسیار هستند و سازمان تروریستی مجاهدین خلق نیز یک نمونه آشکار از این گونه گروه ها می باشد که امروز دوباره با کوچکترین اعتراض اعضاء جدا شده از آنها به همان افراط گرایی و ذات آدمکشی خود برگشته است .

در چند روز گذشته شاهد تظلم خواهی تعدادی از اعضاء جدا شده از سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق در پیشگاه عدالت و قضاوت بودیم که هر چند تعداد آنها محدود بود ولی چون برای اولین بار در طول تاریخ قضاوت اتفاق افتاده بود در نوع خود بی نظیر بود و جای تامل بسیاری در آن نهفته است.

42 نفر از اعضاء گرفتار در فرقه رجوی که اکنون بعد از گذشت سالها توانسته بودند خود را از منجلاب فکری سرکرده تروریست این گروه نجات دهند دور هم جمع شده و خواهان رسیدگی به ظلم هایی بودند که از طرف سرکرده و سران ظالم سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق بر آنها وارد شده بود و هر کدام از آنها واقعیت تلخی را عنوان می کردند که در نوع خود در عاصر حاضر عجیب بود و جای بحث و بررسی توسط ارگانهای مرتبط بین المللی دارد که البته همچون همیشه کر و کور هستند .

شکنجه فیزیکی ، ارعاب ، تهدید به قتل ، رساندن اخبار کذب از خانواده و شکنجه های روحی و روانی افراد و موارد بسیار دیگری که افراد جدا شده ازسازمان تروریستی رجویسم در دادگاه مطرح نموده و خواهان رسیدگی به آن بودند و بدتر از آن کابوسهایی که هنوز گریبانگیر آنها و زندگی روزمره آنها شده و دلیل آن نیز تنها ظلم هایی است  که در مدت حضورشان در فرقه رجوی بر آنها توسط سران ظالم آن وارد شده بود و تمام اینها در قالب شکایت علیه سرکرده این فرقه منسوخ جمع شده و در پیشگاه عدالت آورده شده بود که خوشایند سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین خلق نشد و سریعا روز بعد از اعاده دادرسی سر از مخفیگاه خود در آورده و همچون انسان نماهایی که هیچگاه منطق را قبول ندارند شروع به تهدید نمود و همان حرفهای قدیمی و منسوخ شده خود را که ترور و آدمکشی بود عنوان نمود!

متاسفانه او نمیخواهد قبول کند که دیگر زمانه قلدری و ارعاب به سر آمده و نمی تواند همچون دهه 60 با ریختن اراذل و اوباش خود بنام کانونهای وحشی در خیابانهای کشورمان جولان داده و قدرت نمایی کاذب کند و تمامی توهمات او سرابی بیش نبوده و نیست .

اما در میان تمام آسیب ها و شکنجه های روحی و فیزیکی افرادی که از سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق جدا شده بودند، کسانی از خانواده ها و پدران و مادرانی که بدنبال فرزندان گرفتار خود در این فرقه ضاله هستند در آن جلسه ها حضور داشتند تا صدای غریبانه خود را به گوش تمام جهانیان از تریبون عدالتخواهی برسانند.

پدران و مادرانی که آسیب های وارد چه روحی و چه معنوی و فیزیکی بر آنها از طرف سران فرقه رجوی آنچنان زیاد بود که قامت ایستاده آنها را خم نموده و آثار آن به عینه در چهره شان آشکار بود . پدران و مادرانی که سالها بدنبال فرزندان خود به هر ارگان و نهادی مراجعه نموده و متاسفانه دست رد به سینه آنها زده شده بود و هیچ حمایتی در قبال ظلم رجویسم بر فرزندانشان نیافته بودند و آنها همچنان در منجلاب افکار پلید رجویسم گرفتار بودند .

سران سازمان تروریستی رجوی که تحمل انتقاد و شکایت از عملکرد وحشیانه و غیر انسانی خود را هیچگاه نداشته اند ، اکنون با شکایت تعدادی از اعضاء جدا شده خود افسار پاره نموده و هر آنچه لایق خود بودند را نثار آنها نمودند و حتی آنها را تهدید به قتل نمودند که البته این افکار آنها در واقع برگرفته از ذات کثیفشان می باشد.

آنها در چهار دهه قبل نیز همین بوده اند ولی دیگر باید فهمیده باشند که جایی در بین ملت ایران ندارند و تمام حرکتهای مذبوحانه شان در قالب کانونهای وحشی در واقع برگرفته از افکار پوچ و توهماتی هست که در این مدت در ذهن کودن آنها جا افتاده و در واقع تمام این چرندیات برای گرفتار نمودن بیشتر ذهن عناصر فرتوت شده ای ست که خود را فدای ذات شیطانی سرکرده آن نموده اند .

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا