مصاحبه تلویزیون پیوند با محمد حسین سبحانی ـ قسمت آخر

جدایی سرکار خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت

بهزاد علیشاهی:

سؤالات خیلی زیاد است ولی فرصت کوتاهی برای ما باقی مانده است. می خواستم لطف کنید هر چقدر که وقت هست در این مورد هم توضیح بدهید.آن هم جدا شدن یکی دیگر از اعضای شورای ملی مقاومت است، شورایی که سازمان مجاهدین ساخته اند و اسمش را از شورای ملی مقاومت فرانسه گرفته اند. در آغاز با یک ائتلاف خیلی گسترده آغاز کرد اما به ترتیب اعضای خودش را از دست داد. اخیراً هم در اخبار بود که خانم فریبا هشترودی نویسنده، روزنامه نگار و دختر پرفسور محسن هشترودی از سرمایه ها و گنجینه های علمی ایران از این شورا جدا شده است. خانم هشترودی سالیان با این سازمان بود و فعالیت می کرد. چه شده است؟ شورایی که امروز می بینید و شورایی که در ابتدا بود؟. فرصت کوتاه است لطف کنید در این مورد توضیح بدهید.

محمد حسین سبحانی:

ابتدا به سرکار خانم فریبا هشترودی به مناسبت جدایی شان از شورای ملی مقاومت تبریک می گویم. تشکلی که تنها آلت دست فرقه مجاهدین می باشد. شاید روزی شورای ملی مقاومت اگر ساختار آن دقیق و به صورت دمکراتیک شکل می گرفت، می توانست نقطه امید برای نیروهای ملی و آزادیخواه باشد. اما با قدرت طلبی و هژمونی طلبی رهبری سازمان مجاهدین خلق بر آن در سال 1360 این نقطه امید به نقطه یأس تبدیل شد و مسیری که باید می پیمود، طی نکرد. قبل از سرکار خانم فریبا هشترودی بسیاری از دوستان، شخصیت ها و احزاب دیگر از شورای ملی مقاومت جدا شده اند که در صدر آنها دکتر ابوالحسن بنی صدر، آقای دکتر خانبابا تهرانی، زنده یاد دکتر قاسملو، دکتر بهمن نیرومند، حزب دمکرات کردستان ایران، شورای متحد چپ، دکتر حسن ماسالی، دوست عزیز دکتر مسعود بنی صدر، دوست خوبمان آقای مسعود خدابنده و همینطور برادر ایشان آقای ابراهیم خدابنده، دکتر بهمن اعتماد، هنرمندان محترم آقای پرویز آقا رخ، آقای محمد تقدسی، دکتر کامبیز روستا، دکتر منصور فرهنگ نخستین نماینده تام الاختیار ایران بعد از انقلاب در سازمان ملل متحد و سایر دوستان قرار دارند که الان فرصت نیست تک به تک نام ببرم و شما هم فرموید فرصت کم است و من در فرصت دیگری به آن خواهم پرداخت. این دوستان همه عضو شورای ملی مقاومت بودند و از سازمان مجاهدین جدا شدند. شما اشاره کردید که سازمان مجاهدین نام شورای ملی مقاومت را از شورای ملی مقاومت فرانسه گرفته است. اولاً شورای ملی مقاومت فرانسه در مقابل فاشیسم و نیروی خارجی می جنگید و اعتبار آن نیز در این موضوع نهفته بود. اما سازمان مجاهدین یا شورای ملی مقاومت دست ساز آقای مسعود رجوی با نیروی خارجی که نمی جنگد، نه تنها با نیروی خارجی نمی جنگد بلکه در اتحاد کشور و قدرت خارجی در حال جنگ با مردم ایران، یعنی رژیم صدام حسین اتحاد و پیمان استراتژیک بسته است و علیه مردمش جنگیده است.

ثانیاً اساساً وجود یک تفکر فرقه گرایانه با ساختار شورا و مناسبات شورایی در تناقض است. مگر قابل تصور است که یک تفکر فرقه گرایانه بر شورای ملی مقاومت حاکم باشد، ولی به مناسبات و قواعد دمکراتیک هم پایبند باشد. الان مسول شورای ملی مقاومت کیست؟ آقای مسعود رجوی. باصطلاح رئیس جمهور این شورا چه کسی است؟ خانم مریم رجوی. دبیر ارشد شورای ملی مقاومت چه کسی است؟ آقای محسن رضایی. اینها که همه رهبران سازمان مجاهدین هستند. آقای مسعود رجوی که فرمانده ارتش آزادیبخش است. ایشان که رهبر ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق است. در واقع سازمان مجاهدین با اسم ها بازی می کند تا هر کدام پوششی برای تفرک ترور و خشونت باشد. مگر می شود آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی هم مسئول سازمان مجاهیدن باشند هم مسئول ارتش آزادیبخش و هم شورای ملی مقاومت؟ خوب از همین یک نمونه پیداست که هژمونی طلبی و تمامیت خواهی یعنی چی؟

بنابراین خروج خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت یک امر قابل پیش بینی بود. همانطور که این امر برای افرادی که هنوز در شورای ملی مقاومت هستند، قابل پیش بینی می باشد و من نمی خواهم به دلایلی نام آنها را ببرم. در آینده مطمئن باشید که دوستان دیگری خواهند بود که از شورای ملی مقاومت جدا خواهند شد. در واقع از ترکیب اولیه شورا که در سال 1360 شکل گرفت، 90% جدا شده اند. از آن ترکیب فقط 2 یا 3 نفر باقی مانده اند که گفتم به هردلیلی نمی خواهم نام آنها را در اینجا ببرم. در هر صورت من فکر می کنم در شرایط کنونی شورای ملی مقاومت یک نام بیش نیست. من فکر می کنم الان شرایط مناسبی است که افراد معدود باقیمانده در این شورا که تعداد آنها کمتر از انگشتان یکدست نمی باشد، از سازمان مجاهدین جدا شوند. مجدداً به سرکار خانم فریبا هشترودی تبریک می گویم و امیدوارم در فعالیت های جدید ی که خارج از چارچوب شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق آغاز کرده اند، موفق باشند و بتوانند در زمینه فعالیت های اطلاع رسانی،روزنامه نگاری و علمی موفق شوند.

بهزاد علیشاهی:

ما هم به ایشان تبریک می گوییم. من یک سؤال دیگر هم در این زمینه داشتم. آخرین افرادی که از شورای ملی مقاومت جدا شدند آقای هدایت الله متین دفتری و همسرشان خانم مریم متین دفتری بود که به علت نسبتشان با دکتر محمد مصدق وزنه ای در شورای ملی مقاومت محسوب می شدند. آن اتفاق مربوط به سال ها قبل بود. من سؤالم این است که چرا در آن بقیه جدا نشدند. یعنی چه باید در شورا می گذشت تا بقیه جدا شوند. مجاهدین 500 نفر از اعضای خودشان را وارد شورا کردند و با لباس فرم روی صندلی های اجلاس شورا می نشستند. مناسبات و رهبری مسعود رجوی را هم که همه دیده بودند، چه چیزی را خانم هشترودی آن موقع ندید که حالا بعد از گذشت سالیان دیده است. مثلاً یک جا رابطه سازمان مجاهدین با عراق و صدام حسین دیده می شود آقای ابولحسن بنی صدر جدا می شود. دیکتاتوری در شورا دیده می شود، آقای قاسملو جدا می شود. آقای متین دفتر عملیات انتقامجویانه در داخل ایران را می بیند جدا می شود، چه چیزی را خانم هشترودی در این سال ها دیده است. شاید این سؤال را بهتر است از خود ایشان بکینم ولی در فرصت یکی، دو دقیقه خواهش می کنم در این مورد توضیح بدهید.

محمد حسین سبحانی:

سعی می کنم در دو دقیقه باقی مانده و در حد مقدور پاسخ را به شما بدهم. اولا به نظر من دیگر کسی در شورای ملی مقاومت به عنوان فرد مستقل باقی نمانده که انتظار جدایی آنها را از شورای ملی مقاومت داشته باشیم. در پاسخ قبلی عرض کردم که ممکن است به اندازه انگشتان یک دست افراد غیر مجاهد در این شورا وجود داشته باشند. بقیه بدون استثناء اعضای سازمان مجاهدین می باشند یا افرادی که از سازمان مجاهدین جدا شده اند تا شورای ملی مقاومت فعالیت کنند. مثلاً آقای اسماعیل وفا یغمایی عضو مرکزیت سازمان مجاهدین بوده است، حالا می گوید من عضو شورای ملی مقاومت هستم. بنابراین نباید یک تصور غیر واقعی داشت که چرا بقیه جدا نمی شوند، زیرا بقیه ای وجود ندارد. اما اینکه چرا خانم فریبا هشترودی زودتر جدا نشده اند؟ همین سؤال را می شود از آقای متین دفتری کرد. همین سؤال را می شود ا زمن کرد که چرا زودتر از فرقه مجاهدین جدا نشده ام. می شود همین سؤال را می شود مطرح کرد که چرا آقای پرویز یعقوبی زودتر از مجید شریف واقفی جدا نشده است؟ بنابراین بسته به موقعیت و شرایطی که برای افراد وجود دارد در مسیر آگاهی قرار می گیرند و روند جدایی را آغاز می کنند و در هر نقطه ای که جدا شدند باید آن را به فال نیک گرفت و آن را نقطه آغازی دانست که فرد بتواند تجربیات تلخ گذشته خودش را برای عبرت نسل جوان بیان کند.

بهزاد علیشاهی:

وقت کم است و سؤالات زیاد است. آقای سبحانی از شما برای حضور در این مصاحبه تشکر می کنم. از شما قول گرفتیم که چه در مورد مسائل روز و چه در مورد سرگذشت خودتان مجدداً تشریف بیاورید.

محمد حسین سبحانی:

من هم جناب آقای علیشاهی از شما و سایر همکارانتان سپاسگذاری می کنم و بخاطر کار جدیدی که آغاز کردید، واقعاً به شما تبریک می گویم. امیدوارم که همگی به کمک یکدیگر بتوانیم در تقویت فرهنگ مبارزه منطقی و مسالمت آمیز و همینطور نقد و نفی فرهنگ خشونت موفق باشیم.

کانون قلم، بیست و هفتم ژانویه 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.