عملکرد سازمان مجاهدین خلق

انقلاب مریم و بوی گند زرق و برق بورژوازی

مسعود رجوی همیشه در نشستهای خودش از بوی گند بورژوازی حرف میزد و می گفت حتی وقتی حرفش را هم می زنم حالم بهم می خورد و ساعتها در این مورد حرف می زد که این آشغالهای بورژوازی را از ذهنتان بیرون کنید وحتی یک لحظه هم به آن فکر نکنید زیرا در دنیای بورژوازی فقط زرق وبرق وطبل تو خالی است وتنها چیزی که در آنجا تبلیغ می شود فقط حرفهای جنسی فکر کردن به این تفکرات کثیف است .البته این حرفها فقط زمانی گفته می شد که یکی یا چند نفر از اعضای فرقه درخواست جدا شدن را داده ویا زمانی که وضعیت تشکیلاتی به جایی کشیده می شد که کسی دوست نداشت بماند وحوصله همه سر رفته بود از این حرفهای تکراری مسعود رجوی.

مثالهایی میزد که فکر می کنید در اروپا چه خبر است. همین خواهران وبرادران شما که در خارج از کشور کار مالی اجتماعی می کنند فقط با انقلاب خواهر می توانند دوام بیاورند. فکر نکنید که در آشغال خونه های بورژوازی حلوا پخش می کنند.

این تناقضی بزرگ بود برای همه که اگر بد است پس چرا دفتر شورای ملی مقاومت در فرانسه است اگر بد است چرا نصف اورسورواز را که مقر اصلی مریم است را خریده اند اگر بد است چرا خودش روز اول که فرار کرد رفت فرانسه و هزاران اگر دیگر.

مریم رجوی

اما بعد از حمله امریکا به عراق دیدیم همین بوی گند بورژوازی که حالشان بهم می خورد از آن شد خانه دوم سران فرقه وشخص مسعود ومریم واورسورواز شد شهر خواهر مریم وهمه سران وفرماندهان بالای فرقه اقامت فرانسه دارند وخانه خریده اند ودر عشق و حال هستند.

خوب البته مسعود رجوی ومریم وسران فرقه فکر نمی کردند که روزی این اتفاق بیفتد وهمه از عراق اخراج شوند وبه همان زرق وبرقهای بورژوازی پناه ببرند به خیال خام خودشان که سرنگون می کنند وفردا پس فردا قدرت را درایران به دست می گیرند اما دیری نگذشت که جایگاه ابدی فرقه همان اروپا وبوی گند بورزوازی شد. راستی چرا مرگ برای همسایه خوب است چطور زمانی , اخ , بود ولی الان شهر مریم واشرف سه در آن ساخته شده وکسی هم هیچ اعتراضی ندارد ونمی گوید بوی گند می دهد .درست مثل جریان انقلاب خواهر مریمشان برای همه بد وممنوع بود وهمه باید طلاق می دادند ولی مسعود خودش ازدواج مجدد می کند.

خب به نظر شما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را . همه می دانستند که این حرفها فقط برای فریب وگول زدن ادمهاست ولی خوب از ترس کسی نمی توانست به زبان بیاورند.

می خواهم بگویم در کل سازمان فکر می کرد بقیه پخمه هستند ونمی فهمند. خیر اگر نیم درصد آزادی بیان به آدمها میدادین میفهمیدین که کی پخمه است وکی نمیفهمد.

نتیجه دروغ ها وبستن آدمها فریب و وعده های توخالی شد این.

همایون کهزادی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا