تاریخچه فرقه رجوی

حقیقت مجاهدین خلق – فاز فعالیت در جنگ نرم

فصل هفتم: فاز فعالیت در جنگ نرم
تغییر کاربری مجاهدین خلق
تغییر شکل و کارکرد سازمان مجاهدین خلق بعد از سقوط صدام حسین، علی رغم مخالفت و مقاومت شدید مسعود رجوی، کاملاً الزامی بود. لذا اجباراً در این ابزار مورد استفاده آمریکا تغییر کاربری داده شد. این وسیله در قالب قبلی دو شاخصه داشت: یکی “تروریسم با بمب و سلاح” و دیگری “جاسوسی و ارائه خدمات اطلاعاتی” که طبعاً سوژه و نوع کار و شیوه ها را ارباب مشخص می کرد و مخارجش را هم می ‌پرداخت. این ابزار در کاربری جدید هم دو شاخصه دارد: یکی “جعل اطلاعات و پاپوش ‌سازی امنیتی” و دیگری “جنگ سایبری و تبلیغات رسانه ‌ای.”

فعالیت سایبری در آلبانی

فعالیت گسترده در فضای مجازی
سازمان مجاهدین خلق بعد از اخراج از عراق و ورود به کشور آلبانی در شرایط متفاوتی از پنج دهه فعالیت خود قرار گرفت. این فرقه بعد از نزدیک به سی سال استقرار در عراق و در مجاورت مرز ایران به یکباره از فاصله 80 کیلومتری مرز به فاصله 3 هزار کیلومتری ایران پرتاب شد. به عبارت دیگر از حریم امنیتی ایران به قدری فاصله گرفت که دیگر امکان هر گونه مزاحمت فیزیکی از آن ها سلب گردید.
خلع سلاح سازمان نیز که در سال 1382 در عراق صورت گرفته بود، توان عملیاتی را از این فرقه سلب نمود و از همه مهم ‌تر میانگین سنی نزدیک به 60 سال اعضا به علاوه ریزش شدید نیرویی و بحران‌ های درونی نیز شرایطی را پیش روی سازمان قرار داد که حتی در صورت برخورداری از سلاح و حضور در مجاورت مرز ایران نیز، تهدید محسوب نمی شد.
اکنون این فرقه علی رغم توانمندی‌ های تروریستی سابقش که بابت آن از صدام حسین دیکتاتور سابق عراق پول می ‌گرفت، باید قابلیت‌ هایی از خود نشان می‌ داد که به حامیان جدیدش از جمله سعودی ثابت کند ارزش هزینه‌ ها و حمایت‌ های آن ها را داشته است. از این رو اهم فعالیت‌ های این فرقه به عملیات‌ سایبری با هدف نفوذ و تأثیرگذاری در جامعه ایران متمرکز شد.
برآورد یکی از متخصصان علوم ارتباطات حاکی است که روزانه فقط 180 برابر شهروندان دیگر کشورها علیه مغز شهروندان ایرانی، عملیات روانی انجام می ‌شود. این حجم از تولیدات محتوایی علیه فکر و ذهن مردم هر کشوری می ‌توانست آنان را به مرز انفجار و براندازی برساند. این تازه بخشی از پروپاگاندای روزمره است. شبکه های ماهواره ای وابسته به غرب و اسرائیل و سعودی هم هر روز و هر ساعت با همان مضامین در حال عملیات‌ مشابه علیه روح و روان ملت ایران هستند.
نشریه آمریکایی مادرجونز Mother Jones فاش کرد که همزمان با تشدید تحریم‌ های شدید اقتصادی و لحن خصمانه و تهدید آمیز آمریکایی‌ ها علیه ایران، شبکه‌ ای از کاربران ‏در توییتر فعال شده که پیام ‌های ضد ایرانی مشابهی را منتشر می‌ کنند. این شبکه شامل بیش از 400 حساب کاربری در توییتر است که از ‏حساب‌ های کاربری واقعی، ربات Robot و سایبورگ Cyborg (حساب ‌های نرم ‌افزاری) تشکیل شده ‌اند. ‏این حساب‌ ها در پیام ‌های خود از سیاست تغییر نظام ‏ایران حمایت می‌ کنند.
مطالعات انجام‌ شده توسط یک پژوهشگر ‏مستقل اینترنتی به نام “جف گلبرگJeff Gelberg ” نشان می‌ دهد شبکه ‌ای شامل 350 حساب کاربری ‏بیش از 5 میلیون توییت برای تقریباً 500 هزار فالوور خود ‏پست کرده ‌اند. این حساب ‌ها محتوای کاملاً یکسانی را منتشر می ‌کنند و با کاربران یکسانی تعامل ‏دارند و به ‌طور ‏میانگین 100 بار در روز توییت کرده بودند.
‘گلبرگ’ که بنیان‌ گذار یک پروژه تحقیقاتی در ارتباط با ‏رسانه‌ های اجتماعی است، می‌ گوید که علاقه‌ ای به مسائل سیاسی ایران ندارد و به طور تصادفی در زمان انجام ‏تحقیقات خود این حساب‌ های کاربری را کشف کرده است. ‏
“بن دکرBen Decker ” پژوهشگر رسانه ‌ای نیز 75 حساب ‏کاربری را کشف کرده که پیام‌ های ضد نظام ایران را مستمراً و سیستماتیک در توییتر منتشر می ‌کنند. دکر معتقد است که این حساب‌ ها واقعی نیستند یا توسط نرم ‌افزار تقویت می ‌شوند زیرا پست‌ های خود ‏را در تمام روزهای هفته مطابق با یک جدول زمانی مشخص ارسال می ‌کنند. به عنوان مثال، پنج حساب مهم در این شبکه در ‏طول چند سال گذشته صدها هزار پست را توییت کرده‌ اند.
وی معتقد است محتوای منتشر شده توسط این اکانت‌ ها منعکس ‌کننده مواضع سازمان ‏مجاهدین خلق و همچنین شاخه سیاسی بین ‌المللی آن یعنی شورای ملی ‏مقاومت است. هر دو ارگان، خواستار تغییر نظام ایران ‏هستند و روابط نزدیکی با مقامات دولت ترامپ دارند. (او تصور می کند که سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت دو ارگان مجزا هستند.)
شبکه الجزیره هم با چند نفر از اعضای ‏سازمان مجاهدین خلق مصاحبه کرده که آن ها فاش نمودند که این سازمان چگونه از ‏هزاران حساب کاربری در شبکه‌ های اجتماعی برای انتشار پروپاگاندا در ‏مورد تغییر نظام ایران و مسائل دیگر استفاده می‌ کند.‏
کانال ‌های طنز یکی از پرطرفدارترین و پرمخاطب ‌ترین‌ درگاه‌ های فضای مجازی هستند. جایگاه مهم و تاثیرگذار این کانال‌ ها در افکار عمومی این بار توسط عناصر فرقه تروریستی مجاهدین خلق مورد سوء استفاده قرار گرفته است. محتوای برخی از این کانال‌ های طنز با چاشنی جعلیات ریشه ‌ای نسبت به نظام و حاکمیت در اردوگاه مجاهدین خلق تولید و سپس به صورت گسترده در فضای مجازی منتشر می شود. برخی نیز بدون توجه به محتوای مخرب آن ها اقدام به بازنشرشان می نمایند.
بیشترین فعالیت فرقه رجوی با حساب‌ های جعلی و روبات‌ هایی است که به‌ صورت هدفمند در فضای مجازی فعالیت می‌ کنند. این حساب‌ ها وظیفه دارند اخبار منفی ایران را برجسته، درباره شرایط ایران دروغ‌ پردازی و به افراد واقعی به‌ خاطر نظرات همسویشان با آرمان ‌های انقلاب اسلامی حمله ‌کنند و فقط علیه جمهوری اسلامی ایران و در حمایت از فرقه رجوی فعالیت نمایند.

فعالیت 1500 تروریست سایبری در آلبانی
یکان سایبری یا همان اتاق کامپیوتر، پدیده جدیدی در فرقه رجوی نبود و پیش از آن در اشرف و لیبرتی هم وجود داشت، اما تا قبل از تغییر کاربری فرقه رجوی به سمت استفاده از فضای مجازی، فقط برای عده بسیار معدودی از سران و اعضای سازمان قابل دسترسی بود. این اتاق در آلبانی تحت عنوان یکان سایبری به یکباره با به کارگیری بیش از 1500 نفر کاربر به عنوان اصلی ترین مأموریت سازمان در فاز جدید در دستور کار قرار گرفت.

واحد جداگانه‌ ای نیز در عکاظ عربستان راه ‌اندازی شده است که شامل 150 نفر پژوهشگر فرقه رجوی در مرکز المباحثات و واحد سایبری است. اغلب مطالبی از این دست را که در کانال‌ های ضد انقلاب مشاهده می شوند و برخی هم نادانسته (با این تصور که در حال نقد نظام جمهوری اسلامی و خرافات و غیره هستند) در گروه‌ های دوستانه و خانوادگی و کاری فوروارد می ‌کنند، تولید همین مرکز است.
بسیاری از کامنت‌ های پایین مطالب در دفاع از اسلام و انقلاب در توییتر و اینستاگرام و فیس بوک و… که حاوی توهین و فحش و بحث و جدل است، توسط این گروه تولید، تألیف، تحریف و منتشر می‌ شود. بعضی از این افراد بعضاً تا حدود 20 اکانت فیک را مدیریت می‌ کنند. اگر هر کدام از این ها روزانه فقط یک پست در هر یک از اکانت‌ ها منتشر کنند حدود 30 هزار مطلب در روز می‌ شود.
اعضای مجاهدین خلق برای کار در این بخش ابتدا از فیلتر‌های سخت سازمان در تعیین میزان وفاداری و تعهد به سرکردگان گزینش شدند. گزینش اعضا از این رو صورت گرفت که دسترسی به فضای مجازی برای اولین بار قرار بود برای نیروهایی محقق شود که پیش از آن حق گوش دادن آزادانه به رادیو یا مطالعه روزنامه را هم نداشتند. طبیعتاً فضای مجازی و دنیای آزاد اطلاعات برای این گونه افراد می ‌تواند سراسر مملو از نادیده‌ هایی باشد که با القائات سرکردگان در طول سه دهه زندگی تشکیلاتی تناقض دارد.
سرانجام افراد گزینش شده آموزش ‌های اولیه برای استفاده از کامپیوتر و اینترنت را دریافت کردند و بعد از آن با شرح وظایف مشخص و محدوده بسیار بسته، فعالیت در فضای مجازی تحت مانیتورینگ و نظارت محسوس و نامحسوس بسیار قوی مسئولین، وارد اتاق کامپیوتر شدند.
همانطور که اشاره شد پیش از این در مقرهای مجاهدین خلق در عراق یعنی اشرف و لیبرتی نیز اعضایی به صورت بسیار محدود گزینش شده بودند و این گونه اقدامات که به عملیات سایبری شهرت دارد را با استفاده از شبکه های اجتماعی مرسوم تجربه و آزمایش کرده بودند. صفحات ساختگی و فیک در فیسبوک با هدف فریب و جذب افراد در ایران نمونه‌ هایی بوده که پیش از این توسط مجاهدین خلق آزمایش و اجرا شده است. تجربه این شیوه فعالیت از جریانات پس از انتخابات سال 1388 آغاز شد که در آن سال اعضای سازمان برای کمک به تشدید نا آرامی‌ ها از ابزار شبکه ‌های اجتماعی استفاده می ‌کردند. بعدها از طرف جداشدگان برملا شد که حتی تظاهرات ساختگی هم در مقر مجاهدین خلق برگزار کرده و فیلم های آن ها را در فضای مجازی نشر داده اند.
لازم به ذکر است که در گذشته در سازمان مجاهدین خلق بخشی تحت عنوان “اخباری” تحت مسئولیت هادی روشن روان به کسب اطلاعات از طریق تخلیه تلفنی می پرداخت. افراد این بخش آموزش های روانی لازم برای جلب اعتماد را فرا گرفته بودند. تجربه تخلیه تلفنی در سازمان مجاهدین خلق که لازمه آن تحلیل روانی مخاطب، شخصیت‌ سازی‌ های ساختگی، تحریک مخاطب و اعتماد سازی است نیز به کمک اعضای یکان سایبری آمد. افرادی که قرار بود در اتاق کامپیوتر وارد عملیات سایبری یا همان عملیات فریب در شبکه‌ های اجتماعی شوند، ساعت‌ ها توسط عوامل بخش «اخباری» یا همان تخلیه تلفنی آموزش دیدند که چگونه بر مخاطبین خود تأثیرگزار باشند، اعتماد آن ها را جلب کنند، چگونه کاربران عموماً جوان شبکه‌ های اجتماعی را فریب داده و تحریک کنند و بر چه مبنایی هر کدام ده‌ ها شخصیت‌ ساختگی در فضای مجازی را هدایت نمایند.

هویت ‌های ساختگی در فضای مجازی
اولین گام اعضای فرقه رجوی برای فعالیت در شبکه‌ های اجتماعی طراحی اکانت های فیک با هویت‌ های ساختگی است. هر عضو براساس سرعت عمل و مهارتش، چندین اکانت ساختگی در شبکه‌ های اجتماعی مختلف را هدایت می‌ کند. این صفحات معمولاً با نام دختران و پسران جوان با علائم مربوط به جریانات سلطنت‌ طلب یا حقوق بشری یا هنری یا ورزشی راه‌ اندازی می ‌شوند. در واقع سازمان با اطلاع از جایگاه منفورش در میان مردم ایران، از نام و آرم خود استفاده نمی‌ کند. آن ها با استفاده از علائم و عناوینی از قبیل حقوق زنان و حقوق کودکان یا هشتگ‌ هایی نظیر «نه به حجاب اجباری»، «باستان‌ گرایی»، «نژاد آریایی» و … در شبکه‌ های اجتماعی حضور پیدا می ‌کنند.
این هویت‌ ها برای شروع ارتباط با سوژه ‌ها در شبکه‌ های اجتماعی مورد استفاده قرار می ‌گیرند و هرگاه سوژه‌ ای به دام تبلیغات آنان افتاد و در مسیر همکاری قرار گرفت، با توجه به نگاه سیاسی و اطلاعاتی تاریخی ‌اش که چه میزان از جنایت‌ ها و خیانت‌ های فرقه رجوی اطلاع دارد یا این که چه نظری در مورد سازمان دارد، کم‌ کم هویت «سازمان مجاهدین خلق» برایش آشکار می ‌شود. استفاده از آرم و نام سازمان بعد از فریب سوژه‌ ها یا همان کاربران شبکه‌ های اجتماعی در ایران نیز فقط به این خاطر است که سوژه‌ ها بعد از آن که فریب می ‌خورند و جذب می‌ شوند و تمایل به همکاری نشان می‌ دهند، هر اقدامی که به دستور سرپل مجاهدین خلق انجام می ‌دهند را باید با نام و آرم سازمان ثبت و ضبط نمایند. به عبارت دقیق ‌تر اگر فردی در کوچه خلوتی شعارنویسی کرد یا این که بنری را نصب نمود، باید به نوعی در تصویر با آرم سازمان یا اسامی و تصویر سرکردگان نشان دهد که این کار از سوی عوامل این فرقه انجام گرفته است تا سرکردگان سازمان بتوانند با این گزارش‌ ها فعالیت ‌های خود در ایران را به سرویس ‌های اطلاعاتی دشمن اطلاع دهند یا در واقع به آنان بفروشند.

نحوه جذب نیرو در فاز جدید
سازمان مجاهدین خلق بعد از رفتن از فرانسه به عراق تقریباً قید جذب نیروی جدید به صورت گسترده را زد. مسعود رجوی می ‌دانست که با قرار گرفتن در خدمت دشمن متجاوز به خاک میهن درب ورودی سازمان را تا ابد بسته است. آن زمان روی پیروزی صدام حسین که مورد حمایت کامل غرب بود حساب باز کرده بود. مسعود رجوی در نشست شورای ملی مقاومت در پاسخ به بنی صدر که مخالف ارتباط با عراق بود به این جمله معروف هیتلر استناد کرد که کسی از پیروز سؤال نمی پرسد. او معتقد بود که همین تعداد برای پیروزی کافی است چون روی تضاد آمریکا و غرب با ایران حساب می کرد. البته هیتلر در ادامه می گوید کسی که شکست می خورد لازم نیست بماند تا به سؤالات پاسخ دهد. به همین دلیل صدام و مسعود کنار گذاشته شدند. سازمان مجاهدین خلق امروز هم روی پیروزی آمریکا بر ایران حساب می کند. بنابراین به قول خودش نیروی وفادار چشم بسته می‌ خواهد نه نیرویی که سؤال می پرسد.
جذب نیرو در زمانی که سازمان در عراق فعالیت داشت اساساً بر پایه فریب استوار بود. افراد یا با وعده اعزام به اروپا از اردوگاه های اسرای ایران در عراق یا با وعده کاریابی در اروپا از ترکیه و دبی و پاکستان فریب داده شده و به پادگان اشرف در عراق برده می شدند که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و راه بازگشت برای خود متصور نمی دیدند.
سازمان بعد از سقوط صدام حسین و رفتن به آلبانی سعی کرد جذب نیرو داشته باشد اما بهتر از هر کس دیگری می دانست که حتی در میان ایرانیان خارج از کشور مخالف نظام هم نه تنها جاذبه‌ ای ندارد بلکه مورد تنفر است. بارها شاهد بوده ‌ایم که تظاهراتی علیه جمهوری اسلامی در خارج از کشور برگزار شده ولی به محض ورود یکی دو نفر از سازمان مجاهدین خلق و به خصوص اگر آرم یا عکس همراه داشته باشند، همه شرکت کنندگان معترض شده ‌اند.
اما به هرحال فرقه بودن و استفاده از تکنیک های کنترل ذهن مخرب فرقه ای و مغزشویی را نباید دست کم گرفت و فراموش کرد. جذب در فرقه ها اساساً با استفاده از متدولوژی روانی صورت می گیرد که در این رابطه جوانان و نوجوانان کم تجربه آسیب پذیرترین قشر هستند. جذب موردی همچنان، خصوصاً از طریق فضای مجازی، در دستور کار سازمان است.

عضوگیری و انجام عملیات ایذایی
یکی از مأموریت‌ های اعضای فرقه رجوی در شبکه‌ های اجتماعی عضوگیری است. البته نگاه سازمان از عضوگیری به این معنا نیست که افراد را برای جذب در تشکیلات قانع نموده و بعد از کشور خارج کنند تا وارد مقرهای آنان شوند. آنچه که آنان در عمل به دنبال آن هستند، فریب یک جوان یا نوجوان در شبکه‌ های اجتماعی و سوءاستفاده از وی برای انجام اقداماتی میدانی یا به قول فرقه عملیات ایذایی است.
عملیات افراد تازه فریب خورده عموماً شامل دیوار نویسی، ضبط یک کلیپ تصویری در خیابان، شعار بر روی پول و میز و صندلی پارک، چسباندن عکس سرکردگان سازمان به دیوار یا نگه داشتن در مقابل صورت و تصویربرداری و در نهایت ارسال آن برای سرپل فرقه در آلبانی است.
عناصر سازمان یا همان سرپل ‌ها در ارتباط با افراد فریب خورده به دنبال اقناع افراد برای مرحله به مرحله رادیکال‌ تر شدن عملیات‌ هستند. از افراد فریب خورده در مراحل بعدی آتش زدن یا خرابکاری اموال عمومی درخواست می ‌شود.
اعترافات امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویانی که توسط وزارت اطلاعات در ارتباط با مجاهدین خلق بازداشت شدند، پرده از بسیاری از این گونه شگردها برای به دام انداختن جوانان در فضای مجازی برمی دارد. مجاهدین خلق ابتدا بدون برملا کردن هویت واقعی خود، به دلیل کار تشکیلاتی و تجربه اعمال شگردهای کنترل ذهن، طعمه‌ های خود را که معمولاً‌ از بین جوانان و نوجوانان بی اطلاع انتخاب می ‌شوند، به روش‌ های مختلف برای جذب و همکاری فریب می دهند.

تغییر اعتراضات به آشوب و درگیری
از گذشته تا امروز همواره مجاهدین خلق به عنوان سازمانی شکاف ‌زی، همچون قارچ که بی ریشه است و در شکاف درختان حیات دارد، شناخته شده است. فرقه ای که به دلیل جایگاه منفورش در ایران خود به تنهایی توان طراحی صحنه و ناآرامی را نداشته، اما در حوادث و نا آرامی‌ ها به سرعت وارد عمل شده و استاد افزایش تنش و تشنج است.
یکی از مهم ترین مأموریت‌ های اعضای مجاهدین خلق نیز بر همین اساس ورود به عرصه نا آرامی ‌ها و اعتراضات صنفی است که به هر دلیلی اعم از اقتصادی، اجتماعی، قومی، مذهبی و سیاسی شکل گرفته است. گاهی ممکن است اعتراضات و تجمعات مربوط به یک اعتراض به حق در موضوعات اقتصادی باشد و گاهی نیز ممکن است تجمع حاصل یک اتفاق قومی باشد که بر اثر یک تحریک یا واقعه شکل گرفته است. در چنین شرایطی اعضای مجاهدین خلق مأموریت دارند تا همه توان خود را برای تبدیل اعتراض به آشوب و درگیری و برهم زدن امنیت و نظم عمومی به کار ببندند.

القای حس ناتوانی به جامعه
بخشی از اقدامات عناصر فرقه رجوی در شبکه ‌های اجتماعی در راستای خطوط کلی فعالیت رسانه‌ های ضد انقلاب بوده و به دنبال سیاه ‌نمایی از جامعه، القای حس ناامیدی و ناتوانی به جامعه و حتی پمپاژ حس ناکامی و عقب ماندگی به جامعه است. به عنوان مثال در خصوص بیماری همه گیر کوید-19 از ابتدا چنین القا می شد که ایران در این زمینه نسبت به همه کشورهای دیگر کوتاهی های بیشتری داشته است یا این که تصویری داده می شود که گویی در تمامی کشورها واکسن کرونا زده شده و صرفاً ایران عقب مانده است. یا طوری با هشتگ واکسن بخریم تبلیغ می شود که گویی واکسن پشت مرزهای ایران گیر کرده و کسی حاضر به خرید نیست در حالی که واکسن هایی که پول آن ها پرداخت شده تحویل ایران نگردیده است.
نمونه مهم تر در مسأله امنیت است که کشور ما ایران به لطف قدرت دفاعی و توان نظامی و اطلاعاتی و امنیتی، مقتدرترین کشور منطقه و حتی یکی از قوی ‌ترین ‌های دنیا است. اما با تبلیغات پرتعداد مجاهدین خلق در شبکه‌ های اجتماعی ایران کشوری ناامن و بی دفاع جلوه داده می‌ شود.
به عبارت دیگر فرقه رجوی از ابزار عملیات روانی خود برای از بین بردن حس تأمین در جامعه تلاش می ‌کند که در واقع یکی از شاخصه ‌های از بین برنده آرامش روانی جامعه است. این بخش از فعالیت مجاهدین خلق که در رده مأموریت ‌های عمومی همه اعضای این فرقه در شبکه‌ های اجتماعی محسوب می ‌شود می ‌تواند یکی از شاخصه ‌های شناخت آنان در شبکه‌ های اجتماعی هم باشد.

عملیات روانی و جنگ نرم
خطوط عملیات روانی فرقه رجوی در شبکه های اجتماعی به صورت روزانه در جلسات تحلیلی مشخص شده و از سوی سرکردگان به عناصر یکان سایبری ابلاغ می ‌شود. این خطوط عموماً در چهارچوب عملیات روانی غرب و به خصوص آمریکا علیه جمهوری اسلامی تنظیم می گردند که آثار و تبعات روانی آن در جامعه، خصوصاً در حوزه اقتصادی و اجتماعی است.
به عنوان مثال دقیقاً زمانی که رؤسای ایالات متحده آمریکا برای القای جنگ با ایران تلاش می ‌کردند و هر روز با اخباری از قبیل حرکت هواپیماهای بمب ‌افکن یا جابجایی ناوها برای ورود به خلیج فارس صحبت می نمودند، مجاهدین خلق هم صدا با رسانه‌ های بیگانه همچون بی ‌بی ‌سی، صدای آمریکا، ایران اینترنشنال، من و تو و … نیز در همین راستا به عملیات تبلیغی علیه امنیت روانی جامعه ایران می ‌پرداختند. این اقدامات که بخشی از آن برای ایجاد خطای محاسباتی در رده تصمیم‌ گیری در جمهوری اسلامی و بخشی از آن نیز با هدف تحت فشار گذاشتن جامعه و تأثیر آن بر سیاست‌ و اقتصاد کشور صورت می‌ گیرد نیز از جمله برنامه‌ های دیکته شده به مجاهدین خلق است که در شبکه ‌های اجتماعی برای ضریب دادن به آن فعالیت می ‌کنند.

تولید خوراک تبلیغاتی و ظاهراً اطلاعاتی برای آمریکا
یکی از کارکردهای جدی فرقه رجوی در یکان عملیات سایبری، دادن خوراک تبلیغی و اطلاعاتی کذب (ساخته و پرداخته کاخ سفید) برای استفاده آمریکا در قبال ایران است. نمونه‌ های بسیاری وجود دارد که اثبات کننده تلاش ‌های مجاهدین خلق با دستور کاخ سفید برای این منظور می باشد.
یکی از این شگردهایی که بعداً افشا شد به عنوان مثال حساب‌ های مجازی تحت نام “حشمت علوی”، از تویتر و فیسبوک گرفته تا مقاله ‌نویسی برای شبکه العربیه عربستان سعودی و نشریات اسرائیلی است. برخی مطبوعات غربی و تعدادی از خبرنگاران تحقیقی شواهد و مدارکی بیرون داده‌ اند که در همه آن ها سر نخ اطلاعات عملاً در مقر مجاهدین خلق در آلبانی بوده است. جالب است که هم دونالد ترامپ و هم مایک پمپیئو بارها با اشاره به نوشته‌ های این فرد که اصلاً وجود خارجی ندارد مدعی دلیل و مدرک علیه ایران شده‌اند. حال آن که آبشخور اخبار منتشره از جانب حشمت علوی همیشه واشنگتن یا تل آویو یا ریاض بوده است.
مثلاً شبکه دو سه هزار نفره حساب‌ های تویتری سازمان، تویتی از حشمت علوی را به طور گسترده پخش می ‌کند که گویا در تظاهرات اعتراضی آبان 1398 در تهران به خاطر بالا رفتن نرخ بنزین، هزار و پانصد نفر در خیابان ها کشته شدند. مایک پمپئو کنفرانس مطبوعاتی می‌ گذارد و اظهار می دارد که “اخبار نشان می ‌دهد که حکومت ایران هزار و پانصد نفر را کشت و صدایش را در نیاورد.” البته خود وزارت خارجه آمریکا بعدها به ساختگی بودن این ارقام اذعان کرد اما به هرحال فضای رسانه ای را آن زمان پر کرده بودند. اکنون مشاهده می شود که مورد مصرف مجاهدین خلق در دست جبهه ضد ایرانی به نسبت زمانی که در عراق بودند کاملاً عوض شده است.
پایگاه خبری «اینترسپتThe Intercept » فاش نمود که این فرد (حشمت علوی) وجود خارجی نداشته و توسط اعضای مجاهدین خلق در آلبانی در توئیتر ساخته شده و مطالب آن بارگذاری می ‌گردد. صفحه توئیتری حشمت علوی در طول بیش از سه سال فعالیت خود مقالات زیادی در نشریات غربی به چاپ رسانده است که به عنوان نمونه حدود ۶۰ مقاله آن در سایت «فوربسForbes » منتشر شده است. هر چند رد گیری برخی از سایت‌ ها و خبرگزاری‌ های نشر دهنده مطالب صفحات مجازی فرقه رجوی، نشان می‌ دهد عموم مطالب با رایزنی و رشوه‌ های مالی عوامل سازمان به خبرنگاران خارجی منتشر می‌ شود، اما زمانی که آمریکایی‌ ها به این گونه مقالات استناد می‌ کنند، منشأ اخبار غیرقابل انکار می گردد.
درک این موضوع زمانی راحت تر می‌ شود که بدانیم براساس گزارش اینترسپت تاکنون چندین بار حشمت علوی و مطالب یا اسناد ساختگی منتشر شده از سوی او مورد استناد کاخ سفید قرار گرفته است.
فعالیت اکانت ‌های فیک مجاهدین خلق در آلبانی نیز با همین روش در حال تولید و انتشار محتوا، کامنت گذاری، لایک و تأیید مطالب علیه ایران هستند. محتوای تولید شده از سوی یکان سایبری مجاهدین خلق با نام‌ های جعلی به عنوان فعالیت کاربران شبکه ‌های اجتماعی از ایران شناخته می‌ شوند و منطبق بر اهداف دشمنان ایران سعی در ایجاد خطای محاسباتی در مورد ایران در بین کشورها و نیروهای منطقه دارند. به عنوان مثال در مسأله جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران، به طرق مختلف با انتشار محتواهایی مبنی بر استقبال ایرانی ‌ها از تحریم گسترده و حمله آمریکا به ایران سعی دارند تصویر واقعی از جامعه ایران مبنی بر حمایت مردم از نظام را تغییر داده و با نمایش تقابل مردم و نظام در ایران، آمریکا را برای آغاز درگیری با ایران مشروع جلوه دهند.
یکی از اعضای سابق فرقه رجوی در آلبانی که در تابستان سال 1397 از این فرقه جدا شده در این رابطه می ‌گوید: «در یکان سایبری مثلاً صبح دستور می ‌آمد که مریم رجوی فلان مطلب را توئیت کرده است و ما باید به سرعت با چند هزار اکانت فیک در توئیتر، ریتوئیت کنیم و کامنت بگذاریم. کامنت ‌های احساسی که مثلاً در آن می‌ نوشتیم که “خواهر مریم تو بهترین رئیس جمهور برای آینده ایران هستی.” دو هزار سیم کارت برای همین کار در اروپا خریده شده بود تا با آن ها اکانت‌ های فیک ساخته شوند.»

جمع بندی و نتیجه گیری
گفته شد که بعد از سقوط صدام حسین در عراق، سازمان نظامی – تروریستی “مسعود – حبوش” به سازمان اطلاعاتی – تبلیغاتی “مریم – ترکی” تبدیل شده است. کسانی که دیروز با سلاح در خیابان‌ های شهرهای ایران مردم عادی را ترور می‌ کردند یا بمب در سطل زباله می ‌گذاشتند یا مرزبانان میهن را هدف قرار می دادند یا در شهرها خمپاره شلیک می کردند، امروز در سنین کهولت پشت کامپیوتر می ‌نشینند و از صبح تا شب با ماوس و کیبوردهایشان کار می ‌کنند و به تولید و نشر شایعات و اخبار کذب و منفی مشغولند.
به طور کلی فعالیت مجاهدین خلق در شبکه‌ های اجتماعی براساس دستورالعمل ‌های فریب صورت می‌ گیرد و اعضای سازمان در آلبانی با کار اجباری شبانه روزی سعی می‌ کنند کنش‌ هایی هر چند محدود در ایران را رقم زده و در ازای آن به حامیان غربی خود گزارش عملکرد ارائه دهند؛ گزارشاتی که پایه حمایت‌ های مالی از آنان را تشکیل می‌ دهد.
بررسی تخصصی و کارشناسانه اکانت های توییتری شایعه سازی و شایعه پراکنی ضد ایرانی نشان می دهد که حدود 80 درصد موج منفی علیه موضوعات مختلف مربوط به ایران از آلبانی هدایت شده و جالب تر این که همزمان صفحات وابسته به اسرائیل و عربستان سعودی نیز این مطالب را باز توییت کرده اند، و این مطالب نهایتاً مورد استفاده رسانه های غربی و آمریکا و شبکه های ماهواره ای بیگانه قرار گرفته است.
در مجموع رهبران سازمان مجاهدین خلق همان مزدورانی هستند که در عراق برای رژیم بعثی صدام حسین به جاسوسی و ترور علیه هموطنان خودشان در ایران می‌ پرداختند و اکنون با ابزار نوین در فاصله چند هزار کیلومتری ایران برای اربابان جدید خدمات سایبری ارائه می دهند.
برای ناظران و طرف حساب های غربی میزان شرکت مردم در انتخابات در ایران ملاک و میزان اقبال عمومی از حاکمیتی است که کاملاً مستقل بوده و به هیچ کشور خارجی کمترین وابستگی ندارد. همین حمایت مردمی ضامن تداوم استقلال کشور تاکنون بوده است. تنها راه برای ایجاد وابستگی در ایران قطع حمایت مردمی است که تمام تلاش دشمنان به طرق بسیار پیچیده و به صورت محسوس یا نامحسوس روی همین موضوع متمرکز شده است. دشمنان ایران و ایرانی طی این سالیان دست به هر اقدامی که توانسته اند علیه منافع ملی ایران زده اند. مسعود رجوی به صراحت بارها اذعان نمود که بحران هایی که جمهوری اسلامی در طول حیات خود دچار آن شده است هر یک برای ساقط کردن رژیمی مانند شاه کافی بود. دشمن قطعاً دست بردار نیست.
امروزه در دست اغلب جوانان و نوجوانان ایرانی یک گوشی هوشمند هست که می تواند با اقصی نقاط دنیا در ارتباط باشد. او اگر نسبت به تهدیدات این گونه ارتباطات آگاه نشده باشد این احتمال وجود دارد که به دام دشمنان مردم ایران بیفتد. وارد شدن به فضای مجازی مانند قدم گذاشتن در میدان مین است که بدون راهنما و آگاهی و شاخص گذاری و احتیاط های لازم می تواند فوق العاده خطرناک باشد.
قطعاً دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی کشور و همچنین دستگاه های تبلیغی و تعلیمی و رسانه ها وظایف خود را در این خصوص به نحو احسن انجام می دهند اما در این مورد خاص، عموم محافل فرهنگی و هنری، انجمن ها و سازمان های غیردولتی، گروه های سیاسی، و همچنین استادان، معلمان، مربیان، روحانیون، مدیران، مسئولان و خصوصاً والدین و خانواده ها باید نقش جدی ایفا نمایند. آنان باید ابتدا خود تسلط کافی برای استفاده از فضای مجازی به دست آورده و سپس تهدیدات محتمل آن را به کسانی که تجربه کمتری دارند انتقال دهند.
به کوشش عاطفه نادعلیان

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا