اعضاء مجاهدین خلق

فشار رجوی بر روی محمد شریف نجاریان

مسعود رجوی که بسیاری از اعضایش را در جریان عملیات های نظامی علیه کشورمان از دست داده بود و از نیمه دوم دهه 70 عملاً ارتش آزادیبخشش از کار افتاده بود با فشار بر روی اعضایش آنها را وادار می کرد تا اقوام و دوستانشان را برای کشاندن به اشرف فریب دهند.

از جمله کسانی که تحت فشار رجوی مجبور به این عمل کثیف و خائنانه شد، محمد شریف نجاریان از سراوان است که خود او نیز با فریب وارد این فرقه شده است. محمدشریف نجاریان که حدود سالهای 1379-1378 فریب عناصر فرقه را خورد و از سراوان به پاکستان و از آنجا به عراق منتقل شده بود پس از دو سال بی خبری، با شهرام نجاریان (خواهرزاده اش) تماس گرفت و خبر زنده بودنش را به او داد و گفت اگر می خواهد او را ببیند به پنجگور در کشور پاکستان بیاید.

محمد شریف نجاریان

شهرام که پس از دو سال بی خبری از دایی اش، خوشحال شده بود موضوع را با ارشد شکر زهی (پسرخاله اش) در میان گذاشت و هر دو برای ملاقات محمدشریف به پنجگور در پاکستان رفتند اما در آنجا فرد دیگری به ملاقاتشان آمد و به آنها گفت برای ملاقات محمد شریف باید به عراق بروند و بعد از ملاقات هم می توانند به ایران برگردند.

شهرام و ارشد که از هیچ چیز خبر نداشتند فریب این عنصر فرقه را خوردند و برای ملاقات دائی شان به عراق رفتند تا دوران تلخ زندگی خود را تجربه کنند.

پس از ورود به عراق و اسکان در اشرف تا مدتها نتوانستند دایی شان را ببینند و با کلی درخواست و دعوا بالاخره مدتی بعد موفق شدند محمد شریف را ببینند و حالا برای بازگشت به ایران و شهرشان با ممانعت فرقه رجوی مواجه شدند.

با وجود اینکه شهرام روحیه نسبتاً خشنی دارد و به گفته خودش اصلا ً نمی تواند زیر بار حرف زور برود، تا چهارسال نتوانست از فرقه جدا شود و به هر شکل ممکن رجوی او را در اسارات فرقه نگه داشت اما بالاخره در سال 1385 موفق شد جدا شود و به ایران بازگردد.
اما ارشد حدود 11سال در این فرقه اسیر بود تا اینکه با انتقال به کمپ لیبرتی توانست از آنجا فرار کند و خودش را تحویل نیروهای امنیتی عراق بدهد و پس از طی مراحل قانونی او نیز به ایران آمد.

حالا فرقه برای تنبیه محمد شریف نجاریان هر از گاهی او را جلوی دوربین تلویزیونی اش می آورد و از او اظهاراتی علیه نظام می گیرد تا به بهانه رو در رو قرار گرفتن با رژیم پای فرار و جدایی او را سست کند. اولین بار در سال 2011 او را مجبور کردند علیه خانواده اش که در پشت درب های اشرف صدایش می زدند فحاشی کند و پس از آن هم او را جلوی دوربین آوردند تا از اغتشاشگران درگیری های سراوان تجلیل کند.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا