عملکرد سازمان مجاهدین خلق

وقتی بوی دلار «لارش ریسه» و خانواده‌اش را شیفته مریم قجر می‌کند

به بهانه تلاش‌های فرقه رجوی برای بزرگنمایی نمایش‌های نخ نما

تیرماه هر سال تشکیلات فرقه ای رجوی در تدارک نشست های سالانه به اصطلاح آزادی خواهانۀ خود در حوالی پاریس تقلا می کند.
به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، شواهد گویای تلاش های فرقه برای برگزاری نشست امسال خود نیز است. یکی از افراد فعال در نشست های سال های اخیر فرقه، که عملا به صورت کارگزار و عامل این فرقه درآمده، شخصی است به نام لارش ریسه، یک حقوقدان نروژی که تحت عنوان رئیس کمیته دوستان ایران در نروژ معرفی می گردد.

ریسه، تقریبا در کلیۀ نشست های سال های اخیر فرقه، پاریس و نقاط دیگر حضوری فعال داشته و سخنرانی هم نموده است. ظاهرا اعتقاد وی به آزادی خواهی مریم و فرقه اش به حدی است که در نشست ها سعی می کند تا به همراه همسر و دو دختر خود شرکت کند، باشد که آنها نیز در جوار با مفاهیم والای حقوق بشر، احترام به زنان و آزادی نیز گردند! عکس منتشره از او همراه با همسر و دو فرزند خود در نشست سال های پیش (۲۰۱۸) حاوی نکات جالبی است.

مریم رجوی

لارش ریسه در یکی از کنفرانس های سال های اخیر مجاهدین در حضور رودی جولیانی جملات جالبی (خنده دار و فرح بخشی) بر زبان آورد. او گفت که «در تابستان سال ۲۰۱۵ به همراه همسرم به کمپ اشرف رفته بودیم. در آنجا همه چیز آکنده از عشق بود (نقل قریب به مضمون) در پایان آن هفته همسرم نمی خواست که کمپ اشرف را ترک کند و برایم سخت شده بود که او را همراه خود برگردانم چراکه او می خواست در آنجا بماند و من فکر می کنم که این خود دلیلی است که این جنبش به پیروزی می رسد. این جنبش نهضتی از عشق است!». بامزه تر آنکه ریسه، مریم رجوی را مروج عشق و مهربانی توصیف کرد.

واقعا یعنی پول تا این حد می تواند بشر را به ابتذال و لودگی بکشاند؟

یک واقعیتی که نمی توان منکر آن گردید این است که فرقه رجوی به رغم آنکه ابدا از جایگاه یا تاثیرکاری چندانی در جامعه ایرانی برخوردار نیستند اما به قول یکی از نویسندگان، منابع مالی اسرارآمیزی دارند. قویا معتقدم که آنچه لارش ریسه از فضای کمپ یا شخصیت های فرقه می گوید نه بر اساس دیدگاه های واقعی او از این افراد، بلکه به میزان بسیار بالایی متاثر از دلارهایی است که روانه حساب های بانکی وی می شود.

مگر می شود با اهداف خیرخواهانه به کمپ فرقه سر زد و غم و اندوه و شکستگی چهره اعضای گرفتار را ندید؟ آیا ریسه و همسر محترم و علاقمندشان از قواعد و دستورات درون سازمانی فرقه شامل ممنوعیت ایجاد هرگونه رابطه عاطفی، ممنوعیت ازدواج و حتی ممنوعیت اندیشیدن به مسائل عاطفی، جنسی یا جنسیتی نشنیده است؟ ای کاش وی دستکم برای یک مرتبه در جلسات بسیار مدرن و بشردوستانۀ فرقه مثل جلسه غسل هفتگی یا نشست های ع.ج شرکت می کرد و علاقه و پیوند خود با فرقه را تحکیم می بخشید.
واقعا مگر می شود گفت این آقای حقوق خوانده از این قواعد و چارچوب ها چیزی نشنیده یا در جریان آن اتفاقات نیست؟

به دیدگاه های ایشان در باب حقوق بشر در ایران کاری ندارم و موضوع بحثم هم نیست. (اساسا معتقدم که حقوقدان نباید خود را درگیر زدوبندهای نهادی کند. با دولت ها هم میانه ای ندارم. حقوقدان فقط و فقط باید مقید به حقوق و قوانین حقوقی بوده و هیچ قید و بندی فراتر از آن را نپذیرد). اما اینکه ایشان به انگیزه دلار سعی می کند چهره ای مترقی، بشردوستانه و لطیف از رهبران فرقه و ساز و کارهای آن ارائه دهد را مصداق یک چیز می دانم؛ فقدان شرافت.

همچنان این پرسش بی پاسخ مانده است که تشکیلات رجوی این حجم پشتیبانی مالی سرسام آور را از کجا تامین می کند؟ اینکه بتوان چند تن از اعضای رده بالای یک دولت، آنهم دولت حاکم بر آمریکا را مثل جان بولتون مشاور امنیت ملی ترامپ و رودی جولیانی وکیل شخصی ترامپ آنچنان از حیث مالی تطمیع کرد که اعتبار خود را لگدمال کرده و مثل یک کارگزار در همه نشست های فرقه شرکت کنند کار آسانی نیست. مساله ای که باعث شد حتی توجه رسانه های مطرح در آمریکا و جهان (مثل آسوشیتدپرس، ان. بی. سی نیوز، هاآرتص و …) بدان جلب شده و مقالات تحقیقی بسیار روشنگرانه و مفیدی در این رابطه نگاشته شود. ذکر جزئیات گزارش ها سبب اطاله کلام می گردد. جستجوی مختصری در این خصوص ابعاد و زوایای موضوع را بر خواننده مشخص می نماید. فقط به همین نکته بسنده می شود که مطابق این گزارش افراد مطرح و مقامات دولتی شاخص از هر دو حزب آمریکا (که نام بسیاری از آنان در گزارش های مربوطه آمده و محدود به یک حزب خاص نیست) در ازای دریافت پول های کلان حاضر به سخنرانی، نگارش مقاله در روزنامه ها و … در راستای حمایت از این فرقه و ترویج اهداف و برنامه های آن گردیده اند.

کوتاه سخن آنکه این پول پاشی و حمایت های مالی سرسام آور از افرادی مثل لارش ریسه، قطعا سبب می شود تا آنان با انگیزه دریافت چنین ارقامی، از هرگونه نشست به اصطلاح آزادی خواهانه ای دفاع کرده و خود را در ردیف های جلویی نشست ها جا دهند. ضمن آنکه خاطرات نوستالژیک خانوادگی خود را به خورد مخاطب ناآگاه و افکار عمومی جهان بدهند.

یقین داشته باشید نیت خیرخواهانه ای در پس این حمایت ها نبوده و آن روز که اعطای این مبالغ منتفی گردد نظرات واقعی این افراد را در مورد فرقه خواهیم شنید. کافیست مواضع جان بولتون در سال های اخیر حین سخنرانی در نشست های فرقه را با آخرین اظهار نظر وی در خصوص نقش و جایگاه فرقه مقایسه کنید.

یادداشت از: دکتر نواب محمدی
دکترای حقوق بین‌الملل

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا