اعضاء جداشده از فرقه رجوی

چگونه زنده ماندم؟

نجات یافتن از مرگ با کمک دوستان

با سلام به دوستان و همه هموطنان عزیز

من منصور براهویی هستم که به دلیل مشکل سنگ صفرا با کمک دوستان توانستم بعد از دو سال که دچار چنین مشکلی همراه با درد شدید و بی خوابی های مستمر اخیراً به یمن جوانمردی و فداکاریهای همه دوستان که خود آنها نیزاز بیماری رنج می برند در بیمارستان ننه ترزا در تیرانا، کشور آلبانی مورد عمل جراحی قرار بگیرم و از مرگ نجات پیدا کنم.!

لازم می دانم که جهت آگاهی شما دوستان مختصری به این موضوع بپردازم تا شما دوستان هم بیشتر با ماهیت ضد بشری این فرقه جنایتکار که دم از حقوق بشر می زند آشنا شوید.

منصور براهویی در بستر بیماری

من تا قبل از اینکه جدایی رسمی خودم را از این فرقه اعلام کنم چندین بار به سرکردگان فرقه رجوی پیام دادم که من در ناحیه شکم دچار درد شدیدی شده ام تورو خدا به من کمک کنید از درد دارم می میرم.

علی رغم خواهش های مستمر من از عبدالله تهرانچی و جواد خراسان، نه تنها به من کمکی نکردند بلکه من را که نه سر پناهی داشتم ونه پشت و پناهی و از شدت درد به خودم می پیچیدم به حال خود رها کردند.

عبدالله تهرانچی به من پیام داد که این موضوع به ما هیچ ربطی ندارد و به ما مربوط نمی شود و خودت برو مشکلت را حل کن این در حالی بود که جواد خراسان یکی دیگر از شکنجه گران فرقه رجوی قول داده بود که همه مسائل ما راحل و فصل کند ولی همه آن قول‌هایی که داده بودند همه اش دروغی بیش نبود.

چرا که فرقه مجاهدین خلق اهمیتی برای ما اسیران جنگی قایل نبود. این در حالی بود که تمام مسائل پزشکی آقازاده‌ها ی خودشان که از این فرقه جنایتکار جداشده بودند را بلافاصله حل و فصل می کردند و یا آنها را برای درمان بلافاصله به آلمان و فرانسه منتقل می کردند تا مورد درمان قرار بگیرند.

من که از شدت درد بیماری روز به روز به لحاظ جسمی ضعیف شده بودم و توانایی راه رفتن نداشتم خودم را به کافه ایرانیان رساندم و دوستان به محض اینکه من را دیدند واز وضعیت بیماری من با خبر شدند بسیاراز اینکه من را در این وضعیت به لحاظ جسمی دیدند به شدت ناراحت شدند.

این دوستان مهربان بلافاصله مراحل درمانی من را حل و فصل کردند تا من که در یک قدمی مرگ رسیده بودم به یمن جوانمردی تک تک دوستان و شخص آقای حسن حیرانی و دیگر دوستان از جمله رحمان محمدیان و پرویز حیدر زاده و علی هاجری و حسن شهباز و رضا مرادی و رضا مزگی و باقر محمدی و مالک بیت مشعل و موسی دامرودی وبه کوری چشم فرقه رجوی از مرگ نجات پیدا کردم و توانستم بعد از آزمایشات مختلف مورد عمل جراحی قرار بگیرم.

همین جا خاطر نشان کنم که دکتری که می خواست من را عمل کند به دلیل وضعیت جسمی که من داشتم بار اول حاضر نشد که من را عمل کند.

دکتر به آقای حسن حیرانی گفته بود که بدلیل اینکه دوست شما به لحاظ جسمی ضعیف شده است من می ترسم که اگر او را عمل کنم قلبش از کار بیفتد. ولی بعد از آزمایشات متعدد که مثبت بود تصمیم گرفته شد که من را عمل کند که عمل من با موفقیت انجام شد.

من ضمن قدردانی از همه دوستان که جوانمردی کردند و من را از مرگ نجات دادند از آنان بسیار سپاسگزارم.
بله دوستان این فرقه همانطور که بارها اعلام کرده اند به مرگ ما جدا شدگان راضی هستند. این آن حقوق بشری است که سران فرقه از آن برای سوءاستفاده های تبلیغاتی و سیاسی از آن به دروغ حرف می زنند!

منصور براهویی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا