ساختار فرقه ای و انقلاب ایدئولوژیک

گزارش تکمیلی نشست خبری پاریس – قسمت دوم

در تاریخ 09.02.2007 هیئت هایی از انجمن ها و کانون های فعال در امور حقوق بشر، مبارزه با فرقه گرایی و تروریسم در یک کنفرانس مطبوعاتی در شهر پاریس شرکت کردند.

در این کنفرانس خبری گروهی از خبرنگاران و علاقمندان به امور پژوهش و تحقیق در امور فرقه ها شرکت داشتند. شرکت کنندگان در این کنفرانس مطبوعاتی با حفظ دیدگاه ها و نقطه نظرات سیاسی خاص خود، به بررسی و اظهار نظر در مورد مسائل مختلف سیاسی، حقوق بشری و موقعیت فرقه های مذهبی در جامعه، بویژه فرقه سازمان مجاهدین خلق پرداختند و سپس به سوالات شرکت کنندگان و خبر نگاران پاسخ دادند.

خانم ربابه شاهرخی و آقایان سبحانی و شمس حائری و قشقاوی پس از معرفی و شرح سوابق سیاسی خود، به مدت 10 دقیقه صحبت نمودند و سپس به سوالات حاضرین و خبرنگاران پاسخ دادند.

آقای محمد حسین سبحانی پس از معرفی خود به بیان نقطه نظرات خویش پرداخت و چنین ادامه داد:

ابتدا لازم است از دوستان عزیزی که این کنفرانس خبری را برنامه ریزی کرده اند و همچنین دکتر آرمان نوری تشکر کنم. همچنین بسیار خوشحال هستم که در این کنفرانس صاحبان دیدگاه های مختلف حضور دارند و هر کس نظرات خودش را در مورد مسئل مختلف بیان می کند و چه خوب بود که سازمان مجاهدین خلق نیزبه تقاضا ها ی مختلف برای گفتگو و مناظره پاسخ مثبت می دادند و نماینده ای از این سازمان در این کنفرانس خبری حضور داشت.

من بحثم را با گذری کوتاه بر ساختار فرقه ها در جوامع گوناگون آغاز می کنم که همه آنها در داشتن یک رهبر کاریزماتیک و مقدس شده وجه اشتراک دارند. البته روشن است که در ساختار اولیه تشکیل هر فرقه ای، این ویژگی آن چنان برجسته نیست ولی با زیرکی وهوشیاری رهبری فرقه و بکار گیری ابزار کنترل ذهن و روان نیرو های عضو فرقه، رهبری چنان جایگاهی پیدا می کند که انتقاد از وی ممنوع و به مثابه گناه کبیره محسوب می شود. در جامعه ایران همیشه تعمیق و تکامل ساختار فرقه ها، با اتخاذ روش های خشونت طلبانه و مسلحانه نیز همراه بوده، بطور مشخص فرضا سازمان مجاهدین خلق اگر چه در ابتدای تاسیس، ساختار فرقه گرایانه کنونی را نداشته است، اما با داشتن نطفه های لازم و ضروری برای تکامل ساختار یک فرقه و همچنین اتخاذ مبارزه مسلحانه به وضعیت و کیفیت کنونی رسیده است. میدانیم که مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه در ذات خود اصول مخفی کاری و مبارزه مخفی را به همراه دارد، و در این شرایط کنترل نیرو، خودسانسوری و مقدس شدن رهبری بهتر شکل می گیرد. چنانچه هم اکنون مسعود رجوی در سازمان مجاهدین چنین شرایطی دارد و حدود سه سال و نیم خود را به "غیبت" زده است.

اما در مورد سخنان دوست عزیزم آقای شمس حائری در مورد احتمال خروج سازمان مجاهدین از لیست گروه های تروریستی نکته ای را عرض کنم. من ضمن تایید صحبت های ایشان و جدی گرفتن توصیه های وی به مقامات دولت فرانسه و خطراتی که برای جامعه غرب خروج این گروه از لیست گروه های تروریستی به همراه دارد، باید تاکید کنم که رهبران کشورهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا هوشیار تر از آن هستند که سازمان مجاهدین را از لیست گروه های تروریستی خارج کنند، نشانه قوی آن نیز بیانیه شورای وزیران اقتصاد و دارایی اتحادیه اروپا می باشد که رسماً بعد از حکم دادگاه لوگزامبورگ، همچنان این گروه را یک سازمان تروریستی اعلام کرده اند و سازمان مجاهدین و خانم مریم رجوی هم در واکنش به این بیانیه کنفرانسی را در 5 فوریه در همین شهر پاریس برگزار کرد و آنها را مورد توهین و دشنام های فرقه گرایانه قرار دادند. بنابراین بنده نظرم این است که سازمان مجاهدین همچنان در لیست گروه های تروریستی باقی خواهد ماند، زیرا این گروه همچنان به اندیشه مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه اعتقاد دارد و این چیزی نیست که از نگاه کارشناسان و رهبران این کشورها پنهان بماند، ضمن اینکه رهبران این کشورهای در صورت انجام چنین کاری و خارج کردن این سازمان از لیست گروه های تروریستی در معرض این پرسش قرار خواهند گرفت که پاسخگوی ترور نظامیان و مشاورین این کشورها از جمله آمریکا و خون ریخته شده آنها کیست؟ چه کسانی فرمان صد ها ترور و باصطلاح اعدام انقلابی را در خیابان های تهران صادر کرده اند؟ چه کسانی به زندان و شکنجه منتقدین و مخالفین در درون فرقه مجاهدین دست زده است؟ چه کسانی در خیابان های پاریس دستور بکارگیری خشونت و خودسوزی دادند؟ اینها مسائلی هست که افکار عمومی و بین المللی به سادگی از آن نخواهند گذشت و رهبران اتحادیه اروپا و آمریکا و کانادا نیز هوشیاری و درایت لازم را برای پی بردن به این امور دارند.

پس از صحبت های آقای سبحانی اقای علی قشقاوی شروع به صحبت نمودند و چنین اظهار داشتند:

با سلام به خانمها و آقایان محترم که در این کنفرانس مطبوعاتی شرکت کردید.

قبل ازشروع سخنانم تشکرمی کنم از دیگر مهمانان که پیش از من به سخنرانی پرداختند.

من مایل بودم در ادامه صحبتهای اقای سبحانی مباحث ایشان را تکمیل کنم ولی با شنیدن صحبتهای خانم شاهرخی و عنوان کردن این همه درد و رنجی که بر سر او و خانواده او و دیگران آمده است مرا به یاد خاطرات تلخی انداخت که مسیر صحبتم را عوض کرد و حیفم می آید که با نگاهی گذارا به آن اشاره نکنم.

هدف اولیه ما در پیوستن به سازمان آزادی مردم ایران و برقراری عدالت اجتماعی بود ولیکن وقتی متوجه نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین شدم به این نکته پی بردم که سازمانی که دردرون خود نمی تواند پرنسیوهای ابتدایی در رابطه با حقوق بشر را رعایت کند چگونه می خواهد آزادی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد.

امروزه سازمان مجاهدین فقط با شعار حقوق بشر و برابری و عدالت اجتماعی برای خود حیات میخرد سئوال من از سازمان مجاهدین که بعنوان یک فرقه عمل می کند این است، سازمانی که در درون خود به کوچکترین مبانی حقوق بشری پایبند نیست و منطق آن بر اساس زندان و شکنجه و اعدام نفرات خود و غیره استوار است، چطور می تواند صحبت از آزادی و برابری و عدالت اجتماعی را سر دهد؟

سازمانی که مخالفین و منتقدین خود را در زندانهای حزب بعث عراق از جمله زندان بد نام ابوغریب محبوس میکند، چطور میتواند در فضای آزاد تر به حق آزادی دیگران در تمام زمینه ها احترام بگذارد؟

پس از بیانات اقای قشقاوی، خانم ربابه شاهرخی شروع به صحبت نمودند و شرح کوتاهی از پیوستن خود به سازمان مجاهدین و نوع فعالیت ها و مأموریت های محوله از جانب سازمان را به اطلاع حضار رساند و در ادامه چگونگی از دست دادن سه فرزند خود در زمان شاه و جمهوری اسلامی و آخرین فرزندش توسط سازمان مجاهدین که در پادگان اشرف به دار آویخته شد و نیز نقش خانواده در سازمان مجاهدین را بیان نمود.

قسمت بعدی کنفرانس اختصاص به سوال و جواب داشت که قسمت بعدی گزارش به اطلاع هموطنان خواهد رسید.

ادامه دارد.

کانون قلم، بیستم فوریه 2007

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا