عملکرد سازمان مجاهدین خلق

به چه دلیل موسسان پنجم؟

تشکیل موسسان به چه دلیل اتفاق می افتاد؟! وقتی رجوی در بن بست استراتژیک گیر می کرد از موضع استیصال مطلق جهت جلوگیری از ریزش نیرو موسسان جدید را هوا می کرد ، با این اقدام هم جلوی ریزش را تا حدودی می گرفت و هم ابزاری بود تا برای مدتهای طولانی حول بحث های موسسان نشست های لایه ای گذاشته و بدین وسیله چوب اختناق و سرکوب را بالا برده تا با تهدید هم شده همه را تسلیم کند. ضمن این که با این نشست های خسته کننده اوقات افراد را پر می کرد و با یک تیر چند هدف را دنبال می کرد .

حالا رجوی در آلبانی چرا دست به تاسیس موسسان پنجم زد؟ وقتی رجوی موجودیت خودش را در هیات جمعی آن هم در آلبانی با بحث جدید هویت افراد (خارجی) در خطر می بیند، برای اعضایی که در مقر اشرف 3 مستقر هستند این بحث را راه انداخته تا بتواند همچنان آنها را به لحاظ فیزیکی و روحی در سیطره خودش حفظ کند.

در واقع بحث هویت افراد که در پارلمان آلبانی مطرح است مانند این است که آب در لانه مورچه ریخته شده باشد. وی خوب می داند وقتی افراد از جانب دولت آلبانی به رسمیت شناخته شوند آن هم به صورت فردی ، دیگر نمی تواند اعضای خودش را به زور در اشرف 3 نگه دارد. آلبانی دیگر عراق نیست که با زندان ابوغریب افراد را بترساند. افراد به شکل فردی مصونیت پیدا می کنند، استاتوی آنها برسمیت شناخته می شود و همه ترس رجوی هم همین است .

جدا شده ها در آلبانی

با این وجود رجوی نمی تواند با موسسان کذایی از بحث جدید هویت مسئله ای را حل کند چرا که دیگر برای بچه ها از این دست بحث ها یک عادت شده و می دانند وقتی رجوی ها گیر می کنند دست و پا می زنند تا خودشان را از بحران ناخواسته به یک نحوی خلاص کنند. این دست و پا زدنها آن هم در شرایط آلبانی دیگر کارساز نیست و یک کار بیهوده است .

بر خلاف دوره های پیشین باد جهانی مطابق میل رجوی های جنایتکار نمی وزد . بایدن ، ترامپ نیست. بایدن دست رجوی را نمی گیرد آنان مجبور هستند در مذاکره امتیازاتی بدهند و این بار از رجوی نمی گذرند. در این بده و بستان ها پای رجوی ها گیر است. ترس رجوی یکی و دو تا نیست ، استراتژی “نه به جنگ” بایدن یک مسئله و در منطقه هم اسرائیل از حماس شکست خورد و شرایط منطقه ای کلاً به سود ایران می باشد و ایران به عنوان یک وزنه بلاجایگزین روی میز طرف حساب هاست و این باعث ترس رجوی ست! خارج از همه این بحث ها انتخابات ایران این بار به صورتی پیش می رود که نشان از یک دستی و مونیسم را می دهد. بالاترین ترس رجوی همین است چرا که دیگر شکاف ها بسته شده و رجوی نمی تواند در این شکاف ها خط خودش را پیش ببرد و وقتی شکاف ها بسته شود قاعدتاً قدرت ایران بسا بیشتر خواهد شد .

رجوی جنایتکار از این می ترسد که دیگر نمی تواند در آینده حتی به لحاظ سیاسی نقشی داشته باشد ، به یاد داریم رجوی ده ها بار به اعضای خودش وعده سر خرمن ( سرنگونی ) داده و هدفش در اسارت نگه داشتن اعضا بود. اکنون بعد از 40 سال میانگین سنی اعضای فرقه کمتر از 60 نیست اکثراً هم دچار بیماری مزمن هستند اما رجوی دست از سرشان بر نمی دارد! طرح موسسان هم به این دلیل است که پیران از دور خارج شده و از کار افتاده را با خودش همراه کند در حالی که موقعیت جدیدی که در انتظار اعضا قرار می گیرد امکان خوبی است تا افراد بتوانند خودشان را از مخمصه رجوی ساخته خلاص کنند .

گلی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا