گدایی الکترونیکی برای سیمای تروریست

فرقه تروریستی رجوی علاوه بر سر کیسه کردن شهروندان خارجی به عناوین مختلف، هر از گاهی به بهانه تقویت وادامه ی خیانت ضد میهنی " سیما " به فریب اذهان عمومی و اخاذی از دیگران مبادرت می کند، عاجزانه از مخاطبان می خواهد تا با کمک هایشان ماشین تبلیغاتی رجوی را روشن نگهدارند، تیم های تبلیغاتی در آخرین برنامه ی گدایی الکترونیکی اشان (1 بهمن 85) به 14 ساعت دست درازی اعتراف کردند.

در شرایطی که فصل انحلال و اخراج اردوگاه تروریستی اشرف در خاک عراق فرا رسیده، اعضای گرفتار وبلاتکلیف اشرف وحتی شورای انتصابی رجوی خسته و درمانده تر از گذشته لحظات ریزش نهایی و فرو ریختن دیوارهای قلعه ی مسعود را انتظار می کشند، بقایای باند مفلوک رجوی کاسه گدایی به سوی این و آن دراز می کنند وباز بر آنند تا شاید ذره ای ایجاد انگیزه کنند وبه عوامفریبی های گذشته اشان ادامه دهند! راستی کسی پیدا می شود که تا کنون به طرح ها و ترفند های رجوی پی نبرده باشد؟ برای فرقه رجوی که سر در حساب های بانکی و کمک های مالی سرویس های اطلاعاتی خارجی دارد، جمع آوری چند دلار و سکه وافعاً مسخره است، هزینه روزانه چند هزار نفر در اشرف، تامین ونگهداری شیوخ عراقی، حامیان صدام رجوی، هزینه نگهداری قلعه اورسور اواز، مخارج تفریحات مریم وهمراهان، حقوق اعضای شورا، مهمانی ها ومجالس ونشست های عراق و اروپا و امریکا، جشن ها و عزاداری ها برای صدام و صدها مورد هزینه و مخارج روزانه از کجا تامین وپرداخت می شوند؟ پس همان بهتر که آقای رجوی نفقه " سیما خانم " را هم از همان حساب ها تهیه کند، حقه بازی و رندی هم حدی دارد.

برای کسانی که از پرونده سیاه و ریخت وپاش های نجومی آقا و خانم رجوی اطلاعی ندارند، ودر طول زندگی سیاسی اشان فقط صدا و سیمای فرقه را شنیده ودیده اند، همین دلیل بس است که تا عمر دارند گول رجوی ها را بخورند و به فکر دنیای عجیب و غریب پشت ِ پرده فرقه رجوی نیفتند، ولی ایکاش لحظه ای به بیلان مالی، دخل و خرج های کلان رجوی فکر شود و برای هر سوال وذهنیتی جواب و پاسخی منطقی داده شود، آن وقت هر انسان کنجکاوی به وابستگس مطلق و نوکری بی چون وچرای رجوی برای اجانب، میهن فروشی و جاسوسی برای امرار معاش و تفریحات روزانه مریم پی خواهد برد، دیگر نیازی به ادامه فریبکاری روابط عمومی سیمای آزادی برای این و آن نخواهد بود ودرم ودیناری در حلقوم رجوی نخواهند ریخت.

این روزها رجوی ها در وضعیتی بسر می برند که با سیلی صورت خود را قرمز می کنند. برای بزرگنمایی نمایش گدایی اشان مجبورند دروغ بافی پیشه کنند.

"هموطنانمان، این برنامه را نه فقط کمک رسانی مالی، بلکه گلریزان عواطف و شور وشوق ملی ومیهنی خواندند و با تلفنهای مستمر و بی وقفه خود, سیمای آزادی را رهین منت و حمایت بی دریغ خود کردند."

راستی کدام شرافتمند حاضر است به "سیمای فرقه رجوی" که سمبل خیانت ومیهن فروشی ِ جاسوسان اتمی و مروج وراهنمای اشغال گران امریکایی و انگلیسی است، کمک مالی کند؟

ما از سالها پیش درس مونتا‍ژ فیلم و بزرگنمایی های کاذب دار ودسته رجوی را خوانده وبه خاط داریم. می دانیم که همه ارتباطات و قطع و وصل های به اصطلاح هواداران و رقم وارقام کمک های مالی وجود خارجی ندارند وساخته و پرداخته دستگاه شیادی رجوی اند.

به طور کلی هدف و مقصود رجوی از گدایی الکترونیکی جمع آوری ریال و دلار نیست، چون اگر ماهها به جمع آوری وجوهات غیبی اقدام کنند، خرج یک وعده رنگ آمیزی مریم خانم نمی شود. پس خیال همه ساده لوحانی که برای گرگ دهان دیده ی اور و بلندگوی همیشه رسوایشان اشک می ریزند، راحت ِ راحت باشد، اگر رجوی شتربانست، خوب می داند سازمان وشورا را کجا بخواباند"

در شرایطی که خبر از آویختن رجوی به ریش خاخام های اسراییلی و گریبان خانواده ی عمو سام است، کراهت دارد، از کمک های صنار سه شاهی خرده هواداران مفلس و راننده تاکسی های کرایه ای صحبت به میان آید.

آقای رجوی مطمئن باش کسی برای تروریست های همدست صدام تره هم خرد نمی کند تا چه رسد به اهداء گردنبند و انگشتری خود و پرداخت ِ هزینه سوخت و روشنایی منزل برای اینکه سیمای خیانت و صدای جنایت شما را روشن نگهدارند.

و اگرتبلیغات دروغ ا شما تا امروز ادامه و استمرار نمی یافت، یقیناً آینده بهتر و روشنی فرا رویتان بود. امروزدر بحران سیاسی، شکست نظامی، مردم گریزی، میهن فروشی، حقارت در برابر بیگانگان، ارباب جویی و افلاس غرق نمی شدید. پی مکافات اعمال خود را بکشید.

پرونده سیاه، بیست و هفتم فوریه 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.