خانواده ها

نامه محمد جواد خلیلی به فرشته خلیلی اسیر در کمپ مجاهدین در آلبانی

مدتی قبل نامه ای برای شما ارسال کردم. چند روزی گذشت شما جواب نامه مرا دادید و به من بد و بیراه گفتید که از نظر من اشکال ندارد. در نامه قبلی به شما گفتم شما تنها یادگار برادرم هستید. فرشته جان من مقصر کشته شدن پدرت نیستم من مقصر متلاشی شدن زندگی شما نیستم. من دلم به حالت می سوزد. تو داری بهترین دوران زندگی خودت را از بین می بری .

واقعا حیف نیست؟ به چه هدفی می خواهی برسی؟ راهی که شما انتخاب کردی آخرش بن بست است. خودت را نجات بده من هر چه دارم به شما می دهم و بی نیازت می کنم. این وظیفه من است . چون از خون من هستی . شما فقط خودت را نجات بده در هر کجا که زندگی می کنی به هر لحاظ کمکت می کنم . جایی که زندگی می کنی محل زندگی نیست به زندان شباهت دارد. آزاد زندگی کن و از زندگی لذت ببر . چرا اجازه می دهی برای شما تصمیم بگیرند؟ حق شما این نیست!

عموی فرشته خلیلی فیجانی

به حرفهای من گوش کن. در جایی که زندگی می کنی عواطفی وجود ندارد! عاطفه ها را در درون انسانها از بین می برند . تنها آرزوی من این است که خودت را آزاد کنی و یک زندگی آزاد برای خودت انتخاب کنی در نامه قبلی که برای من ارسال کردی گفته بودی تُف بر شماها باد . فرشته جان تُف به کسانی بفرست که پدرت را به کشتن دادند . تُف به کسانی بفرست که زندگی شما را متلاشی کردند . تُف به کسانی بفرست که بهترین دوران زندگی شما دارند می گیرند . به امید روزی نه چندان دور که خودت را نجات دهی .
به امید آن روز …

عمویت محمد جواد خلیلی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا